چهارشنبه 25 تیر 1399

ایدئولوژی، هژمونی و رهایی از تصاویر موهوم خود (شب‌نوشت)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :شب‌نوشت‌ ،

ایدئولوژی، هژمونی و رهایی از تصاویر موهوم خود

پیام رنجبران

ایدئولوژی زنجیره‌ی متوالی از تصاویری است که به فرد حقنه شده؛ تصاویری که موجب می‌شود شخصیت فرد بر همان اساس شکل بگیرد. او مبدل به این تصاویر می‌شود و شخصیت به دست آمده مجموعه‌ای از همین تصاویری است که در ذهن او برقرار است. شخصیت و عقایدی که اغلب خود فرد هم نمی‌داند آغازش از کجا بوده و چگونه بدین شکل درآمده است. هژمونی در ادامه‌ی آن است. بدین روال که فرد به جایی می‌رسد که به صورت کاملا داوطلبانه، خودجوش و با رضایت خاطر کامل این کارکتر را می‌پذیرد، یعنی آنچه را بدو تحمیل شده و حتی علیه ابتدایی‌ترین حقوق و منافع‌ انسانی‌اش می‌کوشد و شگفتا گمان می‌برد آنچه صحت دارد همان است که اوست و آنچه می‌پندارد و بر عقایدش سخت استوار است؛ چیزی که از خود می‌شناسد در واقع همان است. لیک آن‌ها تصاویری موهوم‌اند که در هم تنیده شده‌اند. گاه پیش می‌آید که از این چرخه‌ی کاذب می‌رهد و آنجاست که متعجبانه به خود می‌نگرد و می‌پرسد آیا این من هستم؟ پس آن کسی که تا به حال به نام خود می‌شناختم که بود؟ مجموعه‌ای از تصاویر موهوم. یک تجسد متوهم متحرک! و گاه این توهم، این شناخت ناراست از خود، این دورترین فاصله‌ها از خود حتی می‌تواند یک بیماری باشد. خود را بیمار می‌پنداشته‌ای، چرا که این‌طور به تو تلقین شده بوده و حتی سال‌ها با این تصور می‌گذرانده‌ای- برای مثال نسبتی میان تو و مرضی روانی یا انواع و اقسام ترس‌های نبایسته برقرار کرده بوده‌اند- اما واقعیت امر اصلا و ابدا این نبوده است. خوشا جان‌هایی که چنین لحظه‌های شگفت، هولناک، گیج‌کننده و البته بعدتر طربناکِ رها شدن از بند این چرخه‌ها و تصاویر را می‌آزمایند. لحظه‌هایی که آدمی به خود نزدیک‌تر می‌شود و فرد به انسان. گرچه ممکن است به دیده‌ی دیگران چنین نیاید.

 


پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)



ادامه مطلب

برچسب ها: ایدئولوژی ، هژمونی ، تصویر ، شناخت ، پیام رنجبران ، خودشناسی ، رهایی ،


صورت بغرنج طبع‌های من آواره در میان رابطه‌های چندگانه با جهان من است، وقتی که در طبیعت اطرافم، بیدارم بیدار تغییرم، و تغییر، نمای رابطه‌هایی است که صرافت مرا در حیات پیرامنم آواره می‌کند، و هر نگاه سراغ صورتی ساکن را می‌گیرد، که تولدش از آن نگاه برمی‌خیزد، و جهان من در مشاهد‌ه‌هایم حضور دیگری پیدا می‌کند، او پر از مشاهده می‌شود و مشاهده پر از تصور صورت‌هایی است که اشتیاق مرا، امید و خوف مرا، تصمیم و شعر مرا به رابطه می‌گیرد، ضمیر من صرف می‌شود، و نیتم به مصرف ارجاع و دعوت و درک از جا بلند می‌شود، وین‌گونه در تنوع اطرافم گسترده می‌شوم، با اتفاق‌های نیالوده در تنوع اطراف، من با جهان بلافصل پیرامنم آشنایم، با آن طبیعت بی‌تصرف منظوم...

 

 

هلاک عقل به وقت اندیشیدن

نوشته: یدالله رویایی

(ص 5)

 

پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)



ادامه مطلب

برچسب ها: یدالله رویایی ، هلاک عقل به وقت اندیشیدن ، شعر حجم ، پاراگراف کوتاه یدالله رویایی ، شعر حجم یدالله رویایی ، پیام رنجبران ، خیال یا واقعیت ،

جمعه 25 خرداد 1397

که این‌سان سزاست!

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :شعر ،






بیش از عشق

                به نفرت نیازمندیم

توفنده و شرور و خشمگین،

                                   سازش‌ناپذیر.

و بیش از امید

                به ناامیدی‌های بزرگ

عوضِ گمانه‌ها و مخدرات آسمانی

                                 به هشیاریِ زمین.

                                  

و به‌جای اسطوره‌‌های مرگ

                                 شهوتِ زندگی!

 



پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)



ادامه مطلب

برچسب ها: شعر ، اشعار روز ، شعر روز ، حرف روز ، پیام رنجبران ، نقد و معرفی رمان وبلاگ سیناپس ، کتابهایی که باید بخوانیم ،

یکشنبه 14 خرداد 1396

یادداشت کوتاه؛ رمان:«میعاد در سپیده دم»

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب : معرفی کتاب(نقد) ،





عکس: رومن گاری

پاراگراف‌ کوتاه؛ رمانِ(میعاد در سپیده دم)


...دربه‌در به دنبالِ چیزی بوده‌ام که هنر عطشِ آن را به من می‌داد، اما زندگی نمی توانست فرو بنشاندش. دیگر فریبِ الهامِ شاعرانه‌ام را نمی‌خورم و اگر هنوز هم خوابِ تبدیلِ جهان را به بوستان خوش و خرم می‌بینم، اکنون می‌دانم که چندان به خاطرِ عشقِ به همنوع نیست بلکه به سبب عشق به بوستان است. همچنین دریافته‌ام که گرچه برای من زیبایی بدونِ عدالت وجود ندارد، اما زندگی کمتر در قید منطق است و می‌تواند بدون وجودِ عدالت زیبا باشد. و گرچه طعم کمال هنوز بر لبانِ من است، اما به لبخندی طعنه‌آمیز می‌ماند، لبخندی که بی‌شک اگر در پایان کار استعدادی برایم مانده باشد، آخرین اثرِ ادبیِ من خواهد بود.

 


رمان: میعاد در سپیده دم

نویسنده: رومن گاری

ترجمه: مهدی غبرائی


*

آخه چقدر خوبه این «رومن گاری»: شاهکارش «خداحافظ گری کوپر» و همچنین تنها نویسنده‌ایه که دوبار برنده‌ی جایزه گنکور شده! (جایزه‌ای که فقط یک بار به هر نویسنده‌ای تعلق می‌گیره!) «رومن گاری» یه بار بخاطر رمان «ریشه‌های آسمان» و نوزده‌سال بعد، یعنی زمانی که منتقدها خیال می‌کردن دیگه کارش تمومه و حرفی برای گفتن نداره، با یه اسم مستعارِ دیگه:(امیل آژار) و نوشتن رمانِ بی‌نظیرِ«زندگیِ در پیش رو» (ترجمه بانو لیلی گلستان) این جایزه رو می‌بره! اینو بهش می‌گن ریشخند و دست انداختن تشکیلات جوایز ادبی! «گاری» با برنامه‌ای که می‌ریزه، بعد از مرگش این راز رو برملا می‌کنه، یعنی با انتشارِ یه کتاب با عنوان «زندگی و مرگِ امیل آژار». بعد از شلیک یه گلوله تو دهن‌اش، روزنامه‌‌ها نوشتند، با یه شلیک دو نویسنده رو از دست دادیم. خلاقیت‌ و فازِ شوخ‌طبع‌‌اش حتا در نوشتن نامه‌ی خودکشی‌اش هم وجود داره، جالب‌ترین نامه‌ خودکشیه که خوندم، نوشته:« خوش گذشت رفقا...متشکرم و خداحافظ!». «میعاد در سپیده دم» هم یه کارِ فوق العاده عالی بود و خوندنش مملو از حس‌های خوب؛ درباره‌اش خواهم نوشت.

 

پی نوشت:

نقد این رمان نوشته شد و لینکش را گذاشتم.


 نقد و تحلیل رمان «میعاد در سپیده دم» نوشته «رومن گاری» اینجاست!!


نقد رمان «و نیچه گریه کرد» نوشته «اروین یالوم»؛ اینجا بخوانید.


ارزش‌گذاری و فهرست رمان‌های خواندنی و جذاب؛ اینجا بخوانید.



پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)


برچسب ها: نقد و معرفی رمان ، معرفی رمان میعاد در سپیده دم ، رومن گاری ، پیام رنجبران ، نقد و معرفی کتاب ، امیل آژار کیست ، معرفی رمان زندگی در پیش رو ،

شنبه 29 خرداد 1395

فقط شب!

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :شب‌نوشت‌ ،

    

شاید برای خیلی‌ها نامأنوس به نظر بیاید،ولی جذاب ترین و آرامش بخش‌ترین و این گونه بگویم،تنها چیزی که توی این زندگی سی و چند ساله برایم جای خالی بسیاری از نبودها را پر کرد،شب بود!...یعنی بهترین وقت و قسمت زندگی من-طی سال‌ها شب‌زنده‌داری- مابین ساعت سه نیمه شب تا طلوع روز اتفاق می‌افتد.نمی‌دانم در این فاصله و ساعات چه بر سر شهر می‌آید یا نمی‌خواهم حرف متوهمی بزنم،ولی انگار نیمه شب‌ها چیزی که نمی‌دانم چیست دستش را از روی آسمان این شهر و خِفت آدمی برمی‌دارد،می‌توانی چنددقیقه‌ و دمی نفس بکشی،بی هیچ نگرانی و استرس یا افسوسی؛از زندگی فاصله بگیری و از بیرون نگاهش کنی و با خودت بیاندیشی که این زندگی با همه‌ی دب دبه و کپ کپه‌اش هیچ جای جذاب و ارزشی برای تو نداشت،همه چیز به سرعت برایت عادی شد و خیلی مسخره‌ و حتا مضحک‌تر از پوچیدگی بود،ولی این شب،و این نیمه‌شب‌ که کش می‌آید آنقدر که تو را در ژرفنای خودش و خودت حل کند،انگار لذت و ابهام و معنای معلقش،ارزش به دنیا آمدن داشت...

پیام رنجبران



برچسب ها: آسمان شب ، شب زنده داری ، شبانه روز ، روزمرگی ، شب نوشت ، پیام رنجبران ، خلوت شبانه ،

یکشنبه 16 خرداد 1395

فقدان گل می شود گلدان.

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :شب‌نوشت‌ ،

                    

فقدان گل می شود گلدان.

دیروز در شهر شاعران قدم می زدم.
دیدم شاعری دکان زده و رویش نوشته:
حرف زده شده پس گرفته نمی شود!


برچسب ها: نانام ، شعر شاعر ، شعر مفهومی ، عکس مفهومی ، شعر نسیه ، پیام رنجبران ،

دوشنبه 20 اردیبهشت 1395

آنتی-نانام

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :پارگراف‌های مورد علاقه‌ام ،



ساعت 7 جای روز را نواخت و ما بیدار شدیم.اولین بار بود که چشم می گشودیم.جهان حرف می زد ولی ما توان شنیدن نداشتیم. سه بار خود را از سر تا پا شمردیم و با هر انگشت قدری به حقیقت نزدیک تر شدیم. کسی گفت "اینک" ولی ما "آنجا" شنیدیم.راهی به سوی خورشید نداشتیم.نردبان را تا لامپ بالا کشیدیم...



برچسب ها: نانام ، وجب کردن حقیقت ، شمارش خود ، پیام رنجبران ، جستجوی حقیقت ، حسرت نرسیدن ،

تعداد کل صفحات: 2 1 2
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات