این مقاله، تیرماه 98 در ماهنامه‌ی فیلم‌نگار منتشر شده!


مطالعه‌‌ تطبیقی رمان و فیلمنامه

رمان: به امید دیدار در آن دنیا (2013)

فیلم: به امید دیدار در آن دنیا (2017)

*

جای خالیِ «بازنویسی»

پیام رنجبران

1

همه چیز از یک دلتنگی عمیق آغاز می‌شود. احساسی که صبح روز 11 نوامبر حین پیاده‌روی به «پی‌یر لومتر» نویسنده‌ی رمان «به امید دیدار در آن دنیا» نسبت به هزاران رزمنده‌ی کشته‌شده‌ی کشورش فرانسه در جنگ‌جهانی اول دست می‌دهد. 11 نوامبر سالگرد گرامیداشت جان‌باختگان جنگ بزرگ اول است. آن روز صبح وقتی او از مقابل ساختمانی می‌گذرد که قبلاً به همین مناسبت ساخته شده، شهردار را در حال قرائت اسامی جوانان کشته‌شده در آن جنگ می‌بیند. گرد او چند نماینده ایستاده‌‌اند و تعدادی مرد آتش‌نشان و دیگر هیچ‌کس. آسمان گرفته و مراسم به‌غایت خلوت است و غم‌انگیز. احساس بی‌عدالتی عمیقی سراپای وجود «لومتر» را نسبت به آن جوانان فرا می‌گیرد و دیگر دست از سرش برنمی‌دارد و همین عامل نگارش یکی از مهم‌ترین و درخشان‌ترین آثاری می‌شود که در  قرن حاضر درباره‌ی جنگ‌جهانی اول به رشته‌ی تحریر درآمده است. اثری که تداعی‌کننده آن حس و احترام خاصی‌ است که فقط وقتی در حال مطالعه‌ی رمان‌های بزرگ تاریخ ادبیات هستید، در شما برانگیخته می‌شود. این رمان 500 صفحه‌ای که بعد از 22 بار بازنویسی به اتمام رسیده، برای نویسنده‌اش مهم‌ترین جایزه‌ی ادبی فرانسه، «گنکور» را در سال 2013 به ارمغان آورده است. نوع ادبی محبوب «پی‌یر لومتر» رمان‌های پلیسی است و پیش از این چند جایزه معتبر بابت نگارش آن‌ها نیز دریافت کرده، گرچه رمانی که او را به شهرتی جهانی رسانده، همین اثر مورد نظر است. «به امید دیدار در آن دنیا» جزو آثار پلیسی طبقه‌بندی نمی‌شود، اما در عین حال روح آثار پیشین لومتر در آن دیده می‌شود. اثری که اگر بخواهم به صورت فشرده آن را توصیف کنم بدین‌ قرار است: روایتی جذاب و نفس‌گیر، محزون اما خنده‌دار و طناز به شکلی که یادآور آن عبارت مشهور «نیکلای گوگول» درباره‌ی طنز به معنای واقعی است:«خنده‌ی مرئی آمیخته به گریه‌ی نامرئی»، ساختار داستانیِ ‌پیچیده و منسجم، قطعات و بخش‌هایی که با دقت و تبحر حیرت‌آوری به‌سان معماری یک ساختمان عظیم روی هم چیده شده‌اند، تکه‌های یک پازل که با یکدیگر ارتباط تنگاتنگی دارند و در نهایت چکیده‌ی همه‌ی این‌ها و قدرت تاثیرگذاری‌شان در دو واژه پنج حرفی خلاصه و متمرکز می‌شود:«کشمکش» و «تعلیق»؛ شبکه‌ی گسترده و به‌هم‌پیچیده‌ای از عناصر و شخصیت‌های پرورده‌ی داستانی که در کشمکش مداومی با هم به سر می‌برند. هیچ شخصیتی طی روایت- که با سرعت بالایی هم پیش می‌رود- یافت نخواهد شد که به نوعی با خود، شخصیت مقابلش، فضای پیرامون و دیگر کارکترهای داستان در کشمکش و تضاد و تقابل نباشد، و البته در پی‌اش ناگفته پیداست، زایش و تزریق حجم فراوانی تعلیق در رگ و پی و مفاصل کشمکش‌های مفصلِ این داستان. خواننده همان‌طور که ناگزیر به وسط این معرکه کشانده می‌شود، هیجان‌زده و حتی ممکن است شوکه‌شده مدام از خود می‌پرسد:«قرار است چه بشود؟»، «این ماجرا به کجا ختم خواهد شد؟»، «چه بر سر این آدم‌ها خواهد آمد؟» و...

2

رمان «به امید دیدار در آن دنیا» سال 2017 توسط «آلبر دوپنتل» مورد اقتباس سینمایی قرار گرفت. دوپنتل بازیگر، نویسنده و کارگردان است و ما البته او را بیشتر بابت بازی‌اش در نقش «پیر» در فیلم «برگشت‌ناپذیر» (2002) «گاسپار نوئه» به خاطر می‌آوریم. برگردان سینمایی «به امید دیدار...» حاصل همکاری مشترک «آلبر دوپنتل» و «پی‌یر لومتر» است. پس ما در این مقال که به نحوه و چگونگی این اقتباس- به‌ ویژه‌ از منظر شیوه‌ی داستان‌گویی‌اش- و هم‌چنین ارزیابی‌ آن می‌پردازیم، علاوه بر در نظر گرفتن نقش دوپنتل -چه به عنوان فیلم‌نویس و چه کارگردان اثر (بازیگر نقش اصلی هم اوست)- با دو «لومتر» نیز روبرو هستیم. یکی در مقام رمان‌نویس که منبع اصلی اقتباس را نوشته و دیگری به عنوان فیلمنامه‌‌نویسی که از آن اقتباس کرده است؛ اینکه آیا یک رمان‌نویس چیره‌دست می‌تواند فیلم‌نامه‌نویس موفقی باشد یا بالعکس؟ مبحث دیگری است که پرداخت جامع به آن در این مجال نمی‌گنجد، اما جایگاه دوم لومتر می‌تواند دشوارتر باشد اگر از دریچه‌ی این گزاره‌ی کلیدی درباره‌ی فرآیند اقتباس به آن بنگریم که اقتباس‌گر «هیچ چیزی به منبع اولیه‌ اقتباس مدیون نیست»، آنچه اهمیت دارد وفادار ماندن به جوهر، روح و جان منبع اقتباس است- که البته همین هم جای بحث دارد، زیرا اقتباس‌گر می‌تواند برای وضوح بخشیدن و جهت‌دار کردن داستان اولیه، خوانش و نظرگاه خود را داشته و اعمال کند- حتی «یک اقتباس‌گر می‌تواند به مثابه‌ی قاضی دیوان عالی‌ای باشد که فقط به دنبال اجرای روح قانون است و نه اطاعت بی‌چون و چرا از کلمات قانون». همه‌ی این‌ها بدین معناست که آنچه برای اقتباس‌گر دارای بیشترین اهمیت است و آنچه درباره‌ی اثرش مورد قضاوت قرار می‌گیرد صرفاً نحوه‌ی انتخاب‌های سنجیده و مناسب اوست که شامل جرح و تعدیل، دستکاری داستان اصلی، تغییرات زمان و مکان، کاستن و افزودن هم می‌شود، مختصر این‌که اقتباس‌گر به نفع فیلمنامه‌‌اش می‌بایست شمشیر را از غلاف درآورده و گام به آوردگاه پیکار با منبع اصلی بگذارد! این مساله شاید برای نویسنده‌ای که در نگارش منبع اولیه نقشی نداشته راحت‌تر باشد اما برای لومتر که نوشتن رمان را «عرق‌ریختن و عرق‌ریختن و عرق‌ریختن برای آفرینش یک اثر بزرگ» می‌خواند و حتی اگر بخواهیم نوستالوژیک‌‌ به موضوع نگاه کنیم یا آن عبارت کلیشه‌ای را درباره‌اش به کار ببریم که نوشته‌ها‌ی یک نویسنده به مثابه‌ی فرزندان اوست، دشواری کارش عیان می‌شود؛ آن هم در مورد داستانی که جهت ادای احترام و ابراز احساسات عمیق نویسنده به کشته‌شدگان جنگ نگاشته شده است. داستانی که با این عبارات آغاز می‌شود:«آن‌هایی که گمان می‌کردند جنگ به‌زودی به پایان می‌رسد مدت‌ها بود همگی مرده بودند، و درست به سبب جنگ مرده بودند.»

3


ادامه مطلب

برچسب ها: مطالعه تطبیقی رمان و فیلمنامه ، مطالعه تطبیقی رمان و فیلمنامه به امید دیدار در آن دنیا ، اقتباس سینمایی ، اقتباس سینمایی از رمان ، سینما و ادبیات ، نوشتن و بازنویسی ، هنر اقتباس ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات