این نوشته‌ام، اینجا ماهنامه صدبرگ- بهمن 96 منتشر شده!






کیم فیلبی




یک جاسوس میان دوستان- کیم فیلبی و خیانت بزرگ

نویسنده: بن مک‌اینتایر

مترجم: علی هادی

کتاب کوله‌پشتی

رازِ انگلیسی

 

پیام رنجبران

 

 

قرن بیستم بستر حوادث بزرگ است؛ بزرگ‌ترین اکتشافات، بزرگ‌ترین ایدئولوژی‌ها، انقلاب‌ها، دیکتاتوری‌ها، جنگ‌ها، جاسوسی‌ها و بزرگ‌ترین جاسوسان که البته بزرگ‌ترین‌ و بدنام‌ترین‌شان تا به امروز کسی نیست جز «کیم فیلبی» دانشجوی نخبه‌ی دانشگاه کمبریج، متولد سال 1912 انگستان، مردی که همیشه خودش را «بی‌چون و چرا انگلیسی می‌داند» اما بعدها بر اینکه شوروی موطن اوست تاکید می‌ورزد. موجودی کارکشته که سه‌دهه یکی از تاثیرگذارترین ماموران و سپس رئوس‌ هرم «ضدجاسوسی» آژانس اطلاعاتی انگلستان است ولی بزرگترین تقابلات کشورش در آستانه‌ی پیروزی بر «کا.گ.ب» سازمان اطلاعات شوروی را مبدل به شکست‌های خفت‌آور و یک تراژدی مخفی و رذیلانه می‌نماید! چرا که این مرد پرجذبه‌ی انگلیسی، مهم‌ترین جاسوس شوروی در انگلستان است و به‌طور پنهانی عمیقاً دلبسته‌‌ی حزب کمونیست. کتاب «یک جاسوس در میان دوستان- کیم فیلبی و خیانت بزرگ» نوشته‌ی «بن مک‌اینتایر» داستان واقعی‌ی این جاسوس دوجانبه، به سیر رویدادهای مهم زندگی‌ خصوصی و حرفه‌ای‌اش می‌پردازد. مترجم کتاب آقای «علی هادی» در مقدمه‌ی اثر می‌نویسد:«کتاب سراسر بر مبنای حقایق و منابع موثق نگاشته شده است؛ با این حال، مک اینتایر با تبحر و سابقه‌ای که در تألیف رمان‌های جاسوسی دارد، با رویکردی داستان‌گونه و گاه طعنه‌آلود به توصیف ساختار دو آژانس اطلاعاتی بریتانیا، ام‌آی5 و ام‌آی 6، و در کل بررسی فضای سیاسی و اجتماعی انگلستان و اروپا در طول جنگ‌جهانی دوم و پس از آن پرداخته است. علاوه بر راز بزرگ فیلبی که در طول داستان و با ظرافت قلم نویسنده به تدریج و لایه‌به‌لایه افشا می‌شود، صفحاتی از تاریخ معاصر اروپا در خلال این حوادث ورق می‌خورد». بدین‌سان یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های «نیویورک تایمز» شکل می‌گیرد، و شاید گفتن‌اش خالی از لطف نباشد در لابه‌لای ماجراهای کتاب، مأموران دیگری که بعدها شهرت‌شان در زمینه‌ی ادبیات داستانی و سینما بر حرفه‌ی جاسوسی‌شان پیشی گرفته و منجر به ماندگاری‌شان تا همیشه در خاطر تمام مردم دنیا می‌گردد نیز حضور دارند، یعنی «ایان فلمینگ» خالق مشهور داستان‌های «جیمز باند» مأمور «007»، یا «گراهام گرین» نویسنده‌ی فیلم‌نامه و رمان فراموش‌ناشدنی «مرد سوم». لیکن از چند زاویه می‌توان به کتاب «جاسوسی میان دوستان» نگاه کرد؛ می‌توان مسحور سطح بالای هوشمندی «کیم فیلبی» شد و جایگاه‌اش را در حد یک نابغه‌ ارتقا داد، ازش افسانه‌ای ساخت و شگفت‌زده شد، که البته ممکن است؛ فردی که بتواند با موفقیت چیزی بالغ به سی‌سال یکی از عظیم‌ترین دستگاه‌های جاسوسی جهان را بازی دهد قطعاً یک آدم‌فروش یا خبرچین دم‌دستی نیست، یا فردی که در به دست آوردن موقعیت‌اش هیچ نقش و دخالتی نداشته و صرفاً به دلایلی از جمله دست‌روزگار در یک پست حساس مشغول است یا به اطلاعات محرنامه‌ی کشوری دسترسی دارد و سپس به شنیع‌ترین نوع خیانت یعنی خیانت به وطن مبادرت می‌ورزد. اما حین مطالعه‌ی این کتاب و درست در لحظاتی که آدمی مقهور ماجراهای جذاب و هیجان‌انگیز اثر شده، چنانچه ازش فاصله بگیرد و آن‌را در حالت کلی مورد مداقه و تامل قرار دهد، ماجراها طور دیگری نیز به چشم می‌آیند، چیزی درست مانند یک بازی بچگانه، اما بازی‌ای که پیامدهایش به بی‌خطری بازی‌های کودکانه‌ نیست. انگار این آدم‌ها و زمام‌داران‌شان فقط عدد سن‌وسال‌شان افزایش یافته اما همچنان در اتمسفر کودکی‌شان جا مانده‌اند و به بچه‌های نابالغی می‌مانند که حالا سال‌هاست از شلوغ‌بازی‌های ایام مدرسه‌ و بازی‌های دزد و پلیس‌شان گذشته لکن هنوز به بلوغ نرسیده‌اند؛ آنچه اینجا به چشم می‌آید چیزی نیست جز موجوداتی که به واقع دچار توهم، فقدان سلامت عقل و بیماری‌های روان‌پریشانه‌‌ای هستند که عواقب درمان نشدن اختلالات روحی‌‌شان استثمار ملل، و بروز جنگ‌های بزرگ است و متعاقباً قتل‌عام تعداد بی‌شماری از آدم‌های بی‌گناه و مردم عادی که علتی جز دسیسه‌های آنان، بازی‌های‌ به ظاهر هیجان‌انگیز، و طبع لذت‌جوی‌ خودشان و رؤسای‌شان ندارد. زمام‌دارانی که دنیای امروز هرلحظه توسط همین طبع لذت‌جوی بیمارگونه‌شان به جنگ کشانیده شده یا مورد تهدید است؛ مثلاً به چهره‌ی آن مرد منحوس «صدام حسین» در لحظاتی که فرمان حمله به کشورمان و تحمیل جنگی درازمدت می‌دهد دقت کنید، یا به نوازش شدن موشک‌های هسته‌ای به دست رهبر کره‌ی شمالی، به چهره‌‌ی مسخ و خنده‌های مالیخولیایی‌اش که به خنده‌های کارکتر روان‌پریش «جک نیکلسون» در فیلم «درخشش» می‌ماند، انگار هنوز هیچ‌کس او را در جریان نگذاشته‌ که این‌ ادوات اسباب‌بازی‌های دردانه‌ی بابا نیست، ببینید در حالیکه همه‌ی ماهیچه‌های صورت‌اش به وجد آمده چگونه با لذتی بیمارگونه به پیکر منحوسِ موشک‌هایش دست نوازش می‌کشد! اصلا بعید نیست یک‌شب به سرش بزند و تکمه‌ای بفشارد و متعاقباً زندگی میلیون‌ها انسان سیاه شود. لکن هنوز بزرگ‌ترین قاتلان و جانیان تاریخ شانس بالایی برای قدیس شدن دارند، هنوز هستند متوهمانی که «هیتلر» را منجی می‌دانند.

 


 

پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)

 

 

کتاب: انقلاب هانا آرنت (خوانش یک واژه) (اینجا)

 

کتاب: آکواریوم‌های پیونگ‌یانگ (حکومت اوباش) (اینجا)

 

درباره‌ی شاعری رمان‌نویس (چارلز بوکوفسکی) (اینجا)



برچسب ها: یک جاسوس میان دوستان - کیم فیلبی و خیانت بزرگ ، یک جاسوس میان دوستان کیم فیلبی و خیانت بزرگ ، نقد کتاب یک جاسوس میان دوستان ، بن مک اینتایر ، نقد یک جاسوس میان دوستان کیم فیلبی و خیانت بزرگ ، نقد کتاب انقلاب هانا آرنت ، نقد آکواریوم های پیونگ یانگ ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic