پنجشنبه 25 آبان 1396

درباره‌ی «دیوید سداریس»

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب : معرفی کتاب(نقد) ،







درباره‌ی «دیوید سداریس»

 


ویژگی‌ای که برای یک داستانِ کوتاه خوب می‌شمارند این است که با هر داستانی که پیش از آن نوشته شده متفاوت باشد! اثری که به رشته‌ی تحریر درآمده چه از لحاظ فُرم و ساختار چه از لحاظ درونمایه با آثار پیشینِ خود متمایز باشد. ( این خصیصه معمولاً در کشور ما ضعفِ یک داستان محسوب می‌شود!!) شخصاً به آثاری علاقمندم که حاصل کشف و شهودِ نویسنده باشد و برآمده از انفجارهای درونی و دغدغه‌ها و همچنین مسائلی که در زنده‌گی برای او پیش آمده و جانش را به درد آورده است. اساساً ذات هنر بر پایه‌ی اعتراض شکل می‌گیرد و این اعتراض از خویش آغاز می‌گردد تا فضای پیرامون خود اعم از خانواده یا جامعه را در برمی‌گیرد و سپس اعتراض به همه چیز. دغدغه‌ و مسائل حل‌ناشده‌ای مغز هنرمند را قلقک می‌دهد و آنرا به خارش می‌اندازد آنقدر که تا ننویسدش آرام نخواهد شد و به طور مداوم یقینِ انسان به هر چیزی در آثارِ هنری به چالش و تردید یا به هجو کشانیده می‌شود. بدین روال گاهی نمی‌توان حتا قالب برخی از آثار را پیدا کرد و این‌که در کدام رسته قابلیت تعریف و طبقه‌بندی پیدا می‌کنند، درست مثل نوشته‌های «دیوید سداریس» طنزنویسِ قهّارِ آمریکایی که اگر از چند نوشته‌ی او که بطور واضح داستان‌کوتاه هستند بگذریم باقی‌شان نوشته‌هایی‌ست که از دغدغه‌های نویسنده پرده برمی‌دارد. سوألات و چالش‌ها و مسائلی که برخی‌شان از کودکی در روح و روان او لولیده‌اند. روح و روانِ بعضی از آدم‌ها طیِ زنده‌گی‌شان دچار تصادفاتی شده، مثلاً یکی با موتور‌سیکلت، یکی با سواری، یکی با تراکتور، یک‌نفر هم هجده‌چرخ از رویش رد شده و حالا آن بهت و شدت تصادف به رشته‌ی کلمات مبدل گشته! «دیوید سداریس» جزو آن دسته‌ است که با هجده‌چرخ تصادف کرده و محصول آن برخورد به قول «گوگول»:«خنده‌ی مرئی آمیخته به گریه‌ی نامرئی» است و بدین‌سان یکی از عالی‌ترین شکل‌های طنز‌پردازی به وجود آمده. گیرا، جذاب، مفرح، منتقدانه و متفکرانه و به شدت خنده‌دار. این وجه به شدت خنده‌دار بودن در همه‌ی کتاب‌هایی که حداقل من از «سداریس» خوانده‌ام هست! (مادربزرگت رو از اینجا ببر/ بالاخره یه روز قشنگ حرف می‌زنم/ بیا با جغدها درباره‌ی دیابت تحقیق کنیم) اما نکته‌ی دیگری درباره‌ی این نویسنده؛ هر خواننده‌ای اولین کتابی که از سداریس بخواند بهترین اثر اوست، یعنی خواننده برای نخستین بار وقتی با چنین سطح بالا و گونه‌ای ویژه از تازه‌گی در طنز مواجه می‌شود شگفت‌زده خواهد شد و همچنین حتماً می‌خندد آن هم به شدت، ولی چنانچه به سراغ باقیِ آثار او برود به لذت نخستی که برده است دست نمی‌یابد چرا که در کلیّت آثار سداریس نوعی از تکرار وجود دارد که ممکن است کسل‌کننده باشد. به هر تقدیر پیشنهاد می‌کنم چنانچه خواستید به سراغ سداریس بروید با مجموعه داستانِ «مادربزرگت رو از اینجا ببر» آغاز بفرمایید. داستانی در آن وجود دارد با عنوان «طاعون تیک» و ماجرای پسربچه‌ای‌ست که تیک‌های عجیب غریبی دارد مثلاً هرچیزی دم‌دستش می‌رسد را می‌بایست بلیسد تا ذهنش آرام شود. این داستان فوق‌العاده خنده‌دار و البته دردناک است و قطعاً «دیوید سداریس» را هیچ‌گاه فراموش نخواهید کرد.


 

 

پیام رنجبران (وبلاگ سپناپس)

 

درباره‌ی «پیمان خاکسار» مترجم آثار «دیوید سداریس» (اینجا)


نقد رمان «میعاد در سپیده‌دم» نوشته‌ی «رومن گاری» (اینجا)


نقد رمان «نام گل سرخ» نوشته‌ی «اومبرتو اکو» (اینجا)



برچسب ها: درباره دیوید سداریس ، نقد کتاب مادربزرگت رو از اینجا ببر ، دیوید سداریس پیمان خاکسار ، نقد کتاب بیا با جغدها درباره دیابت تحقیق کنیم ، نقد بالاخره یه روز قشنگ حرف میزنم ، نقد و معرفی رمان وبلاگ سپناپس ، نقد مجموعه آثار دیوید سداریس ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic