شنبه 25 شهریور 1396

موریس بلانشو

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :پارگراف‌های مورد علاقه‌ام ،



قرار است کلمات بیایند. بیایند با خاطرات‌اش کاری کنند. یاری کنند تا به حرف بیایند.

کلمات می‌آیند و خاطرش فرسوده می‌کنند.

در خاطرش تنها درد، درد، تنها درد. دردی که دیگر به یادآوردن نمی‌تواند.

 

 

 

موریس بلانشو (فارسی‌ی پرهام شهرجردی)

 

 

پی‌نگار:

نقاشی از عالیجناب «آمادئو مودیلیانی»(1884-1920)، او وقتی روحِ فردی را نمی‌شناخت مردمک چشمان‌‌اش را نمی‌کشید.




پیام رنجبران ( وبلاگ سیناپس)


کتابخانه‌ی سیناپس



برچسب ها: موریس بلانشو ، نقاشی آمادئو مودیلیانی ، بلانشو مودیلیانی ، نقد و معرفی کتاب وبلاگ سیناپس ، درباره آمادئو مودیلیانی ، نقد و معرفی رمان سیناپس ، خاطرات موریس بلانشو ،

این نوشته‌ام، اینجا ماهنامه‌ صدبرگ-تیرماه 96 منتشر شده!


جناب «سیاوش جمادی» مترجم اثرِ ماندگارِ «هستی و زمان» (مارتین هایدگر)


    

فردریش ویلهلم نیچه


کارل گوستاو یونگ

کتاب: سمینار یونگ درباره‌ی زرتشتِ نیچه

مترجم: سپیده حبیب

نشر قطره

 *


عرفان یا فلسفه؟ مسئله این است؟



پیام رنجبران



«نیچه» کیست؟ «زرتشت»‌‌اش کیست؟ نیچه عارف بود یا فیلسوف؟ نکند شاعر بود؟ آن خنیاگری که می‌خواند:«با خون خود بنویس تا بدانی خون جان است» آن‌که در پسِ واژگانِ سهمگین و هولناک‌اش، در ورایِ توفانِ توفنده‌ی کلمات‌اش به مثابه‌ی پُتک، گردابی به شکلِ لغات، از فرطِ شیدایی، نعره‌زنان هلهله و غوغا به پا می‌کند کیست؟ او که قلم از نیامِ شعور و فراآگاهی برمی‌کشد و خشمگین‌تر از خشم، دلاورانه و جسورانه هر آنچه بود و هست را از دمِ تیغِ نقد می‌گذراند، سره از ناسره می‌گشاید، فرو می‌ریزاند و می‌شکند و می‌خماند و می‌کوبد همه‌ی معابد کهنه و متروک را، تا ریشه‌های تازگی دوانیده شود و جوانه‌هاش بشکفند، پی بریزد بر مغاک‌های پوچیدگی تا بسازد عمارتی رفیع بهر آیندگان، تا تبارِ آدمی برفرازش سر به آسمان بساید؛ او که در اقلیمِ دردآگینِ حضورِ خویش، جوارِ تنهاییِ مذاب‌تر از تنهایی‌اش، بر ضریح و ساحتِ زایشِ ایده‌های‌اش، شکنجه‌وار تاروپود روان‌ِ گداخته‌اش از هم می‌گسلد و می‌پاشد، تا از ‌آذرخش شهود و بصیرت، رهاوردی نو تقدیم بدارد به زندگیِ آدمیان، چکامه‌ی این‌جهانی و شادی‌‌فزای زندگانی بسراید- تا آب زند راه را- تا خوشامد بگوید به فرزندِ انسانِ آینده، به «ابرانسان»؛ «نیچه» این جمع اضداد کیست؟ بر سر او چه گذشتی سرگذشت شده؟ اصلاً چرا می‌بایست کتاب «سمینار یونگ درباره زرتشت نیچه» خواند؟ به چه کارمان می‌آید؟ چه زخمی مرهم می‌شود و چه دردی دوا؟ چه پیوستی مابین خوانش این طومار بهم‌پیچیده‌‌ی نقد و شهود، با زندگی امروز «من»، «تو» و «ما» وجود دارد؟ کتاب گزارش سمینارهایی‌ست که به بهانه شناختن «زرتشت» به کندوکاو، نقد و جراحی موشکافانه روح و روان خالق‌اش «فردریش ویلهلم نیچه» پرداخته و حول این محور می‌چرخد -اما نه مختص شده به این موضوع، که اثر چشم‌اندازی‌ست به اقیانوس خود و ناخودآگاهِ بشریت- و مابین سال‌های 1934-1939 توسط جمعی از نخبگان، اما به رهبری یکی دیگر از غول‌های اندیشه و روانشناختی‌، یعنی «کارل گوستاو یونگ» که بی‌گمان مشابه‌‌اش، در تاریخ بینشوری و انسان‌شناسی اگر نگوییم نیست، اما به جرئت انگشت‌شمار است، برگزار شده!  آرا و افکار «نیچه» به دلیل بافتار ضدساختار و معنا‌گریزی که او برای ابراز‌شان اتخاذ نموده‌ یا اگر بخواهم به استناد همین کتاب بگویم «منتخب شده» و البته این فرمِ گریز از الگوپذیری‌اش، منطبق بر محتوای مفاهیم فکری‌اش نیز هست، همیشه محل بحث و جدل‌های دراماتیکی مابین عالی‌فکران بوده. این ماجرا به کشور ما که می‌رسد، شکل بامزه‌‌تری بخود می‌گیرد- جدای شبه‌اخلاق‌گرایان بی‌اخلاقی که درک‌ِ حقیرشان، تقلایِ عبثی‌ست برای چپاندن افکار «نیچه» در چهارچوب غرایز زمینی فرومایگان و آن‌چنان مضحک‌ که ارزش پرداختن به‌شان وجود ندارد- این محل مناقشه، به زبانی دیگر، اغلب مصادره به مطلوب می‌شود، برای تقابل دو جبهه! دسته‌ای‌ که مصرانه «نیچه» را خرقه‌پوشی شوریده‌حال می‌گمانند، و خاکریزِ دیگری از منورالفکرین که به زعم خودشان، سنگ تعقل به سینه می‌زنند و انگار برحسب تسویه‌حساب‌های تاریخی-ایرانی با جریانات صوفی‌گرایانه یا عارفانه، تلاش‌شان معطوف به این‌ مقصود شده که نیچه را فیلسوفِ صرف جا نمایند، و با استغاثه‌ای زیرجلی، تشابهات سازه‌های فکری نیچه با جریانات عرفانی را صوری بخوانند- صرفاً وامدار حماسه‌پردازی‌های تراژیک یونانی بدانندش- که قائله ختم به عرفان نشود؛ بدین‌سان طبقِ روالِ معمول و مرسومِ پرداختن به موضوعات در کشورمان، پرتقال‌فروش گم می‌شود و صورت مسئله فراموش! یعنی بطن ماجرا و آن‌چه قرار است مفید به فایده افتد! به زعم نگارنده‌ی این سطور، چه بخواهیم چه نخواهیم، بر اساسِ ساختمانِ آثار، فضا و اتمسفر شاعرانه، نحوه‌ی چیدمان افکار و فرمِ انفجاریِ بروزشان در نوشتار- آن‌سان که مرزِ میانِ زبانِ ادبیات و فلسفه برداشته می‌شود- شتاب‌ در ثبت درون‌یافت‌ها علی‌الخصوص در مهم‌ترین اثرش «چنین گفت زرتشت»، و همچنین نقد صاحب اندیشه‌ی برجسته‌ای چون «یونگ» بر شیوه‌ی اندیشه‌ورزی‌ِ «نیچه» و تبیین‌اش که در همین اثرِ مذکور شاهدی‌ست بر این مدعا، «نیچه» اندیشه‌‌آفرینی‌ شهودگراست! یعنی نه این و نه آن، بل همه است. حال جدل بر سر چیست؟! مگر تمامیت عرفان و فلسفه‌ی اصیل آبشخوری جز اقیانوسِ شهودِ متعالی دارد؟! فریاد «نیچه» قدر دانستنِ لحظه‌به‌لحظه‌ی منزلتِ زندگی‌ست؛ بی‌باکانه بر سودای تعقل می‌تازد نه به لحاظ این‌که عارف بنماید! چالاکانه سینه مدعیان و داعیه‌های آن‌جهانی را می‌درد، نه به دلیل این‌که خود را فیلسوفی با اندیشه‌های خشک عرضه نماید. «نیچه» شهودگراست، یعنی سخن‌اش ورای این ماجراهاست؛ و برای لمس قضایا، مفتاحی جز شناوری در اقیانوس «شهود» نیست، در خرد والا‌ و شور متعالی‌‌‌‌اش؛ و «یونگ» برای هویدا نمودن چنین فرزانگی، ترسیم کرانه‌های‌ بی‌کرانش، بر اساس استدلال‌های معنادار، یافته‌های قابل پذیرش و ملموس، با ذکر دلایل روانشناختی موجه برای افکار منعطف و معنادار، برگرفته از عمیق‌ترین وجوه ناخودآگاه انسان، اعم از کهن‌الگوها، و غوطه‌وری در «خودِ‌» آدمی با گستردگی حیرت‌انگیزش، به چنین اقدامی همت موفق گمارده، که در نوع خود کم‌نظیر، و شاید بی‌نظیر است؛ «یونگ» نیز نابغه‌ی شهودگرایی‌ست که در تشریح رج‌رج درون‌یافت‌های نیچه در «چنین گفت زرتشت»‌اش، کتابی بغایت دشوار و سخت‌فهم، با گذر بر شریان‌های «خودشناسی» به زبانی بسیار همه فهم و ساده، مدام نشان از مفاهیم به شدت کاربردی برای زندگی‌مان می‌دهد، با تاکید ورزیدن بر تنها معیار شخصی‌اش:«من در صورتی یک عقیده را درست یا حقیقی می‌نامم که مفید باشد».

 

 

پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)

درنگی بر ترجمه‌های پیمان خاکسار؛ اینجا

فهرست ارزش‌گذاری شده‌ی یکصد و چندجلد رمان و کتاب خواندنی



برچسب ها: سمینار یونگ درباره زرتشت نیچه ، نقد سمینار یونگ درباره زرتشت نیچه ، زرتشت نیچه کیست ، نقد و معرفی رمان سیناپس ، یونگ نیچه شهودگرایی ، عرفان یا فلسفه نیچه ، فلسفه عرفان تصوف نیچه ،

جمعه 30 تیر 1396

کالای جدید (قصه‌های یک دقیقه‌ای)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب : معرفی کتاب(نقد) ،


ایشتوان اِرکنی


قصه‌های یک دقیقه‌ای
نویسنده: ایشتوان اِرکنی

نشر: جهان نو 


کالای جدید


خود را از رنج خواندن خلاص کنیم!

متعاقب به بازار آمدن شاهکارهای ادبیات جهان

به‌صورت شیاف

می‌توانیم بدون زحمت و خراب کردن چشمان‌مان فرهنگ خودمان را بالا ببریم.

پروست، کافکا، جویس

و دیگر نویسندگان صعب‌الفهم از طریق شیاف ظرف بیست دقیقه جذب می‌شوند.

مجموعه آثار بالزاک

ساخته شده از کرم کاکائوی خالص در شش شیاف در جعبه‌های تزئینی زیبا!

فقط در این فروشگاه

 




پی‌نگار:

این متن از مجموعه‌‌ داستان:«قصه‌های یک دقیقه‌ای» نوشته‌ی «ایشتوان اِرکنی» به ترجمه‌ی آقای «کمال ظاهری»ست.

نویسنده‌ای بهینه‌گو، موجزنویس و خوب، ترجمه‌ای خوب، و داستان‌هایی دلنشین، حسی و بعضاً عالی! و همان‌طور که از عنوانِ کتاب پیداست- به خصوص برای دوستانی که فرصت خواندن‌شان محدود است- در هر نوبت، می‌توان چند داستان بسیار خوب خواند.

 


نقد و معرفی رمان «شاگرد قصاب» نوشته «پاتریک مک‌کیب»؛ اینجاست!


درنگی بر ترجمه‌های مترجمِ رمان «جزء از کل» «پیمان خاکسار»؛ اینجا!


پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)





برچسب ها: معرفی قصه های یک دقیقه ای ، نقد و معرفی ایشتوان ارکنی ، کالای جدید ایشتوان ارکنی ، داستان کوتاه ارکنی مجارستان ، نقد و معرفی رمان سیناپس ، نشر جهان نو ایشتوان ارکنی ، معرفی کتاب قصه های یک دقیقه ای ،

یکشنبه 2 خرداد 1395

رمان تنهایی پرهیاهو (یادداشت کوتاه)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب : معرفی کتاب(نقد) ،

                                                                      
                                                                                          

یادداشتی بر رمان : «تنهایی پرهیاهو»
نویسنده: بهومیل هرابال
مترجم: پرویز دوایی

(...سرنوشت من عذر تقصیر خواستن از همه بود.من حتی از خودم هم به خاطر آنچه بودم، به خاطر طبیعت گریزناپذیرم،تقاضای بخشایش کردم)(ص 50)

«تنهایی پر هیایو» قصه‌ی استحاله است، قصه‌ی تجرید، قصه‌ی تبدیلِ ماده به انتزاع، قصه‌ی تصعیدِ کلمات به اندیشه که در این فرآیند «کتاب» نقشِ کاتالیزور را بازی می‌کند. «هانتا» راویِ داستان با این جمله آغاز می‌کند:«سی و پنج سال است که در کار کاغذ باطله هستم و این قصه‌ی عاشقانه‌ی من است».هانتا سی و پنج سال است که در زیرزمینی واقع در پراگ شهری که پانزده‌نسل گذشته‌اش بیسواد نداشته، کتاب‌ و کاغذ باطله را توسط دستگاهِ پرسش به خمیر تبدیل می‌کند؛ و در این همجواری با کتاب-حتا علیرغم میلش- ذره‌ذره همه‌ی وجودش دچار تغییر و دگرگونی گشته، عشق و عمده‌ی آدم‌های قابلِ درک زندگیش، کتاب و مولفین آنهاست، و به گفته‌ی خودش:«از کتاب‌ها آموخته که آسمان عاطفه ندارد».

«تنهایی پرهیایو» نوشته‌ی «بهومیل هرابال» نویسنده‌‌ی سرزمینِ چک(امروزی) که تغییرات سیاسی و فشار نظام کمونیستی  زمانه‌اش بارها موجب سانسور و ممنوعیت قلم او شده بود، که این امر روی مضامینِ نوشته‌های او مانند سایر هم‌نسلانش از جمله‌ میلان‌کوندار نقش زیادی داشته است، اما، او بر خلاف کوندار، زبان نوشتاریش بیشتر سمت و سوی استعاره‌ و ادبیت دارد، تا مستقیم‌گویی فحوای ذهنیش، از اینرو به زعم نگارنده نوشته‌هایش هنرمندانه‌تر به نظر می‌رسد.

«تنهایی پرهیاهو» مرحله‌ی گذار شرایط و فضای فرهنگی کشورش را از آنچه بوده‌اند به آنچه شدند را در لابلای قصه‌اش تنیده، و اینکه به مرور جایی برای امثال «هانتا» یافت نمی‌شود؛قصه‌ای که موش‌ها و انسانها بشکل نماد یکدیگر را هم‌پوشانی می‌کنند،و تخاصم آنها در فاضلاب‌های زیر شهر...(شب هایی هست که به نظرم می رسد کتاب ها به خاطر آن که روزی صدها موش بیگناه را له و لورده می کنم، علیه من دست به یکی کرده‌اند و می خواهند به انتقام، با من تسویه حساب کنند. عمل خلاف بی مجازات نمی ماند و تجاوزهای ما مدام روحمان را می آزارد.ص 17)

اغلب پیش از مطالعه‌ی آثار نویسندگانِ چک تقریبن می‌دانم قرار است،چه چیزی بخوانم! نوشته‌هایی با فضا و اتمسفری سرد و لحن غمناک و پرس‌شده که بیان‌گر تحت فشار قرار گرفتن این جماعت در دوره‌ای‌ست که زیر سلطه‌ی نظام‌‌های حزبی(فاشیست و کمونیست) بوده‌اند- چه حین جنگ‌جهانیِ دوم و چه بعد از آن- نظام‌هایی که از کتاب‌سوزی بگیر تا جلوگیری از انتشار آثار نویسندگان آن‌دوره و رواج خشونت و انحراف در فرهنگ فکری،که همه و همه این‌ها درکنار هم باعث خلقِ بسیاری از کتاب‌ها با مضامین اینچنین شده است که نکته قابل توجه‌اش اذعان به دردی است که نویسندگان و خوانندگان این آثار در دوره‌های مذکور متحمل و دچارش شده‌اند-زخمی که هنوز و هنوز،از آن ضجه می‌زنند-و این دردِ باشعور به درستی شِمای فرهنگِ غنیِ کشوری است که از پانزده‌نسل گذشته‌ی آن بی‌سواد نداشته و از مراکز مهم موسیقی جهان است.(تفتیش کننده‌های عقاید و افکار در سراسر جهان،بیهوده کتاب ها را می سوزانند،چون اگر کتاب حرفی برای گفتن و ارزشی داشته باشد، در کار سوختن فقط از آن خنده‌ای آرام شنیده می‌شود، چون که کتاب درست و حسابی به چیزی بالاتر و ورای خودش اشاره دارد.ص2). هانتا کاراکتر اصلیِ این رمان جزو شخصیت‌هایی‌ست که توی ذهن خواننده به حیات خویش ادامه می‌دهد. 


پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)



برچسب ها: نقد تنهایی پرهیاهو ، یادداشتی بر رمان تنهایی پرهیاهو ، بهومیل هرابال تنهایی پرهیاهو ، رمان خواندنی تنهایی پرهیاهو ، نویسندگان اهل چک ، نقد و معرفی رمان سیناپس ، بهومیل هرابال کیست ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic