دوشنبه 9 مهر 1397

سفر در زمان (پیام رنجبران)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :پارگراف‌های مورد علاقه‌ام ،





می‌دانی؟ «آدم‌ها می‌توانند در زمان سفر کنند. آن‌ها می‌توانند مثل آب خوردن از گذشته به آینده بروند و دست به قتل‌عام بزنند. شاید بهتر است بگویم آدم‌های گذشته‌ات‌ طی سفری در زمان به آینده می‌آیند و آدم‌های آیند‌ه‌ات را می‌کُشند و تو می‌توانی بگویی آدم‌های گذشته‌ی من، آدم‌های آینده‌ی مرا کشته‌اند. امروز با فردی آشنا می‌شوی، یک نفر سر راهت قرار می‌گیرد، اما به ناگه از او می‌گریزی، حتی بدون این‌که برایش توضیح بدهی چرا؟ حتی بدون این‌که در آن لحظه خودت هم بدانی چرا؟ او که آدم خیلی خوبی‌ست و به دلت نشسته، اما گویی چیزی در او هست که تکانت می‌دهد، چیزی که فقط ذره‌ای شباهت داشته، فقط ذره‌ای به آدم‌های گذشته‌ات شباهت دارد؛ آن‌هایی که به تو آسیب زده‌اند. روحت را خراشیده‌اند و تو گمان برده‌ای همه چیز را فراموش کرده‌ای. اما نه! تو به کرم‌چاله‌ای مبدل شده‌ای که انسان‌ها از آن حفره دست به سفر زمانی می‌زنند. از گذشته به آینده می‌آیند؛ آوار می‌شوند در لحظه‌های امروزت. یکی به دیگری آسیب می‌زند و آن دیگری تلافی‌جویانه یا حتی بدون اینکه بخواهد و بدان آگاه باشد به یک دیگری؛ و چرخه‌ی قربانی شدن و قربانی کردن ادامه پیدا می‌کند؛ این‌طور است که وقتی موجب ویرانی فردی می‌شوی، وقتی از مسیر زندگی طبیعی‌اش خارجش می‌کنی، طرف حسابت فقط یک نفر نیست، نه! تو با یک نسل مواجه‌ای، شاید هم چند نسل».

 

 

 

 

 


پیام رنجبران

برچیده از داستان کوتاه «ردپای ناگاه»

این داستانم در روزنامه فرهیختگان منتشر شده! 

(97/7/9)

نقاشی از «امریکو» نقاش مجارستانی



ادامه مطلب

برچسب ها: دیالوگ های داستانی ، دیالوگ های داستان های کوتاه ، داستان ردپای ناگاه پیام رنجبران ، سفر در زمان پیام رنجبران ، قربانی شدن قربانی کردن ، ناخودآگاه فراموشی حافظه ، نقاشی by Emerico Imre Toth ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic