جمعه 20 بهمن 1396

شب‌نوشت:«متن‌های...»

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :شب‌نوشت‌ ،



 «متن‌های...»



گاهی درین سیاه‌چاله سقوط می‌کنم، متن که تمام می‌شود، نقطه‌ی پایان که می‌گذارم، گردِ من خلاء می‌گردد، انگار «آنچه باید گفته شود» تن به کلمه نداده، خسته شدم از بسکه گفتم آنچه «باید گفته شود» به کلمه در نمی‌آید، بعد دوباره بازمی‌گردم سروقت متن، اگر ارسال‌اش نکرده باشم، در انتهای سطرِ آخر «سه نقطه» می‌گذارم- یعنی ناگفته‌ها ماند- شاید به تکیه‌ کلامم یعنی «بعداً» و «بعداً» گفتن‌هایم می‌افزایم‌اش، تا دست از سرم بردارد، اما خودم خوب می‌دانم «بعداً»هایم موکول است و هیچ‌گاه زمانِ وقوع‌اش فرانخواهد رسید، یعنی ناگفته‌ها می‌ماند...


گاهی درین دامگه گیر می‌کنم، متن که تمام می‌شود، نقطه‌ی پایان که می‌گذارم، متن در من ممتد می‌شود، کش می‌آیند واژه‌ها، ادامه پیدا می‌کنند کلمات، پرسش‌ها، سؤال...سؤال...سؤالات...یکی مدام از من می‌پرسد، تنداتند پاسخ‌اش می‌دهم، پاسخ‌هایی که خود از کراهت‌اش می‌ترسم، انگار هر چه به بطنِ انسان نزدیک‌تر می‌شوم، پاسخ‌هایم لبالب تاریکی‌ست، انگار همه چیز به ناکجا ختم می‌شود، آینده به امروز کشانیده می‌شود، فردای چندسال دیگر را می‌بینی، و آنچه از انسان دیده‌ای، کراهت و سیاهی‌ست...بعد خودت را سانسور می‌کنی! با خودت می‌گویی بهتر است خیلی حرف‌ها گفته نشود، یعنی باز، ناگفته‌ها می‌ماند... 



 

پی‌نگار:

این متن پیش‌ترها نوشته شده! بند دوم کلی نیست؛ به «انسان» و رعایت‌اش ناامید نیستم.

 

 



پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)


 

رمان: تمام نورهایی که نمی‌توانیم ببینیم (اینجا)

 

رمان : «دمیان» نوشته‌ی «هرمان هسه» (اینجا)




برچسب ها: نقد دمیان هرمان هسه ، نقد تارهای جادویی فرانکی پرستو ، نقد تمام نورهایی که نمیتوانیم ببینیم ، معرفی رمان وبلاگ سیناپس ، ناگفته‌ها پیام رنجبران ، متنهای ناتمام ، ناگفته‌های متن... ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic