پنجشنبه 13 خرداد 1395

شب نوشت : کتاب بی حساب

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :شب‌نوشت‌ ،





کتابِ بی‌حساب

 

 

حتا دلم نمی‌خواهد چیزی از تو بنویسم،دلم نمی‌خواهد تصویرت در ذهن هیچ خواننده‌ای حلول کند، نمی‌خواهم زیر لب با خود بگوید: چه شمایل زیبایی! نکند تو را با خود به خلوتش ببرد، نکند تو در خیالات شباهنگام دیگران بروی‌؛ دیگرانی که خود بازیچه‌ی یکدیگرند، می‌دانی درد دارد، همه‌ی اینها درد دارد، اینکه ندانم کجا می‌روی و با کی می‌روی؟ تبدیل به هناق می‌شود، راه نفسم می‌بندد!...ببینم: نکند تو صورت کبودِ مرا می‌خواهی؟!

راستی، این روزها حالِ همه خراب شده! این روزها اگر خاطر کسی را بخواهی مُضحک و مشنگ جلوه می‌کنی، به خیالِ خودشان زرنگ شده‌اند، سرکارشان با اشیاست، غایتِ لذت و آرزوی‌شان هم‌نشینیِ با اشیاست، آخر امروز همه‌ی مردم فقط نیمکره‌ی راست مغزشان کار می‌کند، قسمت حساب و کتاب‌شان، حساب همه چیز را می‌دارند، ولی بی‌کتاب. می‌خواهند تمامیِ مسائل عالم را با حساب‌شان حل کنند! حسابی که کتاب ندارد. یک لحظه صبر کن! توی روزگار بی‌کتاب شاید بشود از تو نوشت!...ولی!...ولی!...این روزها مردم توی کتاب هم پیِ حساب می‌گردند!

جای تو امن است! همین‌جا بمان. در کتابِ خیالاتِ شباهنگام مرد تنهاییِ که مادرزاد نیمکره‌ی چپِ مغزش فعال است، آنقدر که مشنگ جلوه می‌کند، همین‌جا بمان، کتاب ما حساب ندارد.


برچسب ها: شب نوشت ، حساب و کتاب ، حساب بی کتاب ، حرف حساب ، حال امروز مردم ، خلوت و تنهایی ، برای تو ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic