این نوشته‌ام، اینجا ماهنامه صدبرگ بهمن 97 منتشر شده!



اتوبوس پیر و داستان‌های دیگر

مترجم: علیرضا طاهری عراقی

براتیگان در یک نگاه

پیام رنجبران

مدت‌ها پیش بعد از خواندن رمان «صید قزل‌آلا در آمریکا» وقتی به سرنوشت نویسنده‌اش «ریچارد براتیگان» فکر می‌کردم در گوشه‌ای نوشتم:«تو به ریش مرگ هم خندیده‌ای مَرد». از براتیگان شنیده بودم و نخستین کتابی که از او خواندم «پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد» بود؛ راستش این رمان آنقدرها توجه‌ام را به خود جلب نکرد و برایم جالب نبود! اما چیزی در خود داشت: حسی از لطافت، سادگی و اصالت که فقط مختصِ هنرمندان معدودی است؛ هنرمندانی با جهانی خودویژه که گویی فقط ماموریت دارند به دنیا بیایند و آنچه را می‌بینند برای‌مان بگویند و سپس بروند! انگار هیچ‌کار دیگری جز این ندارند و هیچ‌کاری هم جز این نمی‌توانند انجام بدهند؛ مختصر این‌که تحت‌تاثیر همین اصالت سراغ باقی آثارش رفتم که بعدی «صید قزل‌‌آلا در آمریکا» بود؛ رمانی که کار را تمام می‌کند و تو با جهانی مواجه می‌شوی که چنانچه ارتباطت با آن برقرار گردد دیگر به‌ راحتی نمی‌توانی از آثار نویسنده‌اش بگذری! جهانی که به باور من درک آن صرفاً به داشتن سواد ادبی خلاصه نمی‌شود بل‌که پیوندی با چگونه زیستن تو دارد، چگونه زیستنی که شاید حتی خودت نقش چندانی در آن نداری، انگار تقدیر حاکم بر تو چنین دیدگاهی ارزانی‌ات داشته! به هر روی جهان براتیگان ساده است و قابل فهم اما نه چندان ملموس برای همگان! همین‌طور چنانچه براتیگانی بیندیشی آنچه را می‌گوید می‌فهمی اما نمی‌توانی درست توضیحش بدهی! درست مثل زندگی‌ات و البته صحیح‌تر این است که بگویم بیشتر به‌ رمزگانی می‌ماند که هر کس آن‌را به نوعی درمی‌یابد بعد انگار دلش می‌خواهد فقط برای خود نگاهش دارد، یا به دیگر زبان اصلاً نیازی به توضیح دادن نمی‌بیند. براتیگان اساساً یک دهن‌کجی بزرگ است به همه چیز! نویسنده‌ای صاحب سبک که به ادبیات رسیده اما در ادبیات نمی‌گنجد؛ آینه است و انعکاسِ دقیقِ زندگی‌ای که به چشم دیده‌ و آنقدر صاف و زلال که «شعر» شده اما «شعر» توصیفِ او نیست؛ شاید روزی همان حینِ ماهی‌گیری و نگارشِ «صید قزل‌آلا...» ماهی بزرگی گرفته باشد. یعنی کلیت زندگی را به چشم دیده‌‌ باشد، فراز و نشیب، پستی و بلندی، این همه تکاپو برای «هیچ» را، این همه دوز و کلک و پاچه‌خواری و خیانت و شناعت و زیرِپای هم خالی‌کردن و توی سرهم زدن را، بعد متعجب از خودش پرسیده باشد:«این آدم‌ها دقیقاً چه می‌کنند؟!» و پاسخش خنده باشد، به‌شان خندیده و ریسه‌ای که بند نمی‌آمده و با خود به واژه‌ای برای توصیف آن رسیده باشد:«چرند» و این چرند دستمایه‌ی کارش بوده باشد برای دست‌انداختن‌شان با نوشتار؛ بدین‌سان او یک دهن‌کجی بزرگ است. آثارش در هیچ قالب مشخص ادبی نمی‌گنجد، حتی گاهی اوقات به لطیفه یا صرفاً یک شوخی می‌مانند، اما لطیفه‌‌ای که از بطن زندگی سربرآورده است، از بطن زندگی و انسان. در آثاری که او به رشته‌ی تحریر درمی‌آورد، با نگاهی کنایه‌وار و طنزآلود توسط زبانی سرشار از تشبیه و استعارات عجیب و غریب که فقط خودش از پس آن برمی‌آید چیزی جز انسان‌ها و روابط‌شان با هم و جهان پیرامون‌شان نگاشته نمی‌شود. این جهان شامل عقاید، اجتماع تا طبیعت می‌شود. اما مابین آثار براتیگان، مجموعه داستان «انتقام چمن» جایگاه ویژه‌ای دارد، این مجموعه با عنوان «اتوبوس پیر» با ترجمه‌ی آقای «علیرضا طاهری عراقی» به فارسی برگرانده شده است. اثری که در آن ما با براتیگان مواجه می‌شویم، اما براتیگانی به شدت انسانی‌تر، احساسی‌تر، شاعرانه‌تر و البته طنازانه و بامزه‌تر! هیچ صفحه‌ای در این کتاب وجود ندارد که خنده‌ای به گوشه‌ی لب‌های خواننده‌ی براتیگانی نیاورد. گاهی از فرط مسخرگیِ متنی که نوشته خنده‌ات می‌گیرد، گاهی به مسخرگی جهانی که توصیفش می‌کند و نحوه‌ی دست انداختن آن؛ جهانی ‌که همه‌ی ما هم به نوعی در آن درگیر هستیم. کوتاه سخن این‌که، مابین تمام آثار براتیگان این مجموعه داستان به چشم من گیراتر و پرکشش‌تر آمد و البته به نوعی گویی با نویسنده‌ای روبرو هستیم که در دوران اوج خلاقیتش به سر می‌برد. داستان‌های این مجموعه بسیار کوتاه‌اند و مابین‌شان داستان‌های خیلی کوتاه نیز پیدا می‌شود. مثلاً «مشاجره از نوع اسکارلاتی»/ «وقتی زن هفت‌تیر خالی را تحویل پلیس می‌داد گفت:«زندگی کردن توی آپارتمان تک‌خوابه در سن‌هوزه با مردی که داره ویولون زدن یاد می‌گیره خیلی سخته». «ریچارد براتیگان» در 30 ژانویه 1935 در تاکومای واشنگتن به دنیا آمد و پلیس ایالات متحده او را 25 اکتبر 1984 در حالی پیدا کرد که با کالیبر 44 به شقیقه‌ی مرگ شلیک کرده بود. پدرش تا بعد از مرگِ ریچارد هیچ‌گاه از وجودش باخبر نبود. این پایان مردی بود که زندگی‌اش در لحظه‌ای خاتمه یافت اما آثارش همچنان به حیات‌شان ادامه می‌دهد.

 

 


پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)

 

نقد رمان سایه و مرگ تصویرها، عطا محمد (اینجا)


ادامه مطلب

برچسب ها: نقد مجموعه داستان اتوبوس پیر ، مرور آثار ریچارد براتیگان ، بیوگرافی ریچارد براتیگان ، صید قزل آلا در آمریکا براتیگان ، سبک ریچارد براتیگان ، کتابهایی که بادی بخوانیم ، انتقام چمن ریچارد براتیگان ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic