فیلم

بهار، تابستان، پاییز، زمستان و دوباره بهار

کارگردان: کیم‌ کی-دوک

محصول: 2003 کره جنوبی

*

برای یک دوست!

پیام رنجبران

 

اصل قضیه از همان بلایی شروع می‌شود که راهب جوان در کودکی به سر ماهی، قورباغه و مار می‌آورد! بعد همان‌طور که استاد می‌گوید عواقب این عمل تا آخر عمر بر قلبش سنگینی خواهد کرد! یعنی او تا زمانی که تاوان این کارش را پس ندهد گرفتار باقی خواهد ماند؛ این موضوع اشاره‌ای است به «چرخه‌ کارما» که به باور اندیشه‌ی شرقی (هندوئیسم، بودیسم، ذن و غیره از این سنخ...) درد و رنج هستی از قانون کارما و از زمانمندی (تابع زمان بودن) سرچشمه می‌گیرد! همین قانون کارماست که زنجیره‌ی تناسخ‌های بی‌شمار و بازگشت مداوم به هستی و بنابراین رنج هستی و زندگی در این دنیای نکبت‌زده را به آدمی تحمیل می‌کند. رهایی و آزادی از قانون کارما برابر است با درمان و شفا یافتن. فلسفه‌ها و روش‌های ریاضت‌کشی و فنون مراقبه‌ای همگی یک هدف را دنبال می‌کنند: معالجه و درمان انسان از درد هستی و زندگی در زمان. بودا «پادشاه پزشکان» است و پیام او به عنوان «داروی جدید» (کتاب: اسطوره و واقعیت/ میرچا الیاده) با سوزاندن آخرین جوانه یا نطفه‌ی زندگی بعدی است که شخص می‌تواند چرخه‌ی کارمایی را قطعاً به پایان برساند و از سلطه‌ی زمان نجات یابد و آزاد شود. به دیگر زبان یعنی تمامی حساب‌هایت طی همین زندگی‌ تصفیه شده باشد، حقی بر گردنت باقی نمانده باشد و همچنین هیچ‌گونه دلبستگی و وابستگی نسبت به هیچ چیزی در این دنیا نداشته باشی، (یعنی توانایی عبور کردن از وابستگی‌ها را به دست بیاوری حالا فرق نمی‌کند عبور از چه) در این صورت از چرخه‌ی کارما می‌رهی. در صحنه‌ای از فیلم راهب جوان دست به خودکشی می‌زند که استاد حسابی خدمتش می‌رسد. دلیل این تنبیه به خاطر این است که راهب کله‌پوک می‌بایست قبل از این‌که غزل خداحافظی را بخواند به‌خاطر سرپیچی از تعالیم در اوان جوانی، دلبستگی به دنیا، و همچنین قتلی که مرتکب شده است در همین زندگی مجازات شود، والا بر اساس این فلسفه‌ که به بهشت و دوزخ بر زمین معتقد است او دوباره به دنیا بازخواهد گشت و روز از نو، روزی از نو! و همان‌طور که دیده شد راهب بعد از تاوان پس دادن به‌ معبد برمی‌گردد! اما چرا استاد خودش را طی مراسمی سوزاند؟ (البته درست مشخص نبود که این‌کارش به دلیل «مر‌گ‌آگاهی» که عرفا بدان اذعان می‌دارند بود، یعنی می‌دانست قرار است آن‌روز بمیرد و از این‌رو خودش مناسک تشییع‌اش را به‌جا آورد که البته دانستن این مساله فرق چندانی هم ندارد، چون اگر توجه شود پیش از این قضیه شمه‌هایی از نیروهای ماوراطبیعی استاد را مشاهده می‌کنیم، یعنی این‌که او توانسته است به مراتب عالی دست یابد و به زبان عرفا به نیروانا (اشراق) برسد! یعنی او از دایره‌ی کارما رسته، و حالا دیگر قوانینی که درباره‌ی سایر انسان‌هایی که هنوز در چرخه‌ی کارما به سر می‌برند درباره‌اش صدق نمی‌کند.

نکته‌ی جالب توجه فرجام داستان بود، یعنی آن بچه‌ای که حالا به راهب جوان سپرده شده بود نیز به سراغ ماهی و قورباغه و مار رفت...که کارگردان بدین‌صورت چرخه‌ی کارما و دایره‌ای را نشان داد که آدم‌ها در آن اسیر می‌شوند؛ اینجا در همین راستا به‌ عنوان فیلم نیز توجه کنیم:«بهار، تابستان، پاییز، زمستان...و بهار»؛ همچنین کسی چه می‌داند! شاید استاد هم در کودکی‌اش به چنین خبطی دچار شده باشد.

فرم فیلم، ریتم آرام و تصاویری که آرامش، سکون و حالت مراقبه‌گونه‌ای را به ذهن متبادر می‌کرد- در کنار هم‌آمیزی با طبیعت- بنا به حضور در «لحظه‌ حال» و «سکوت ذهن» بنا شده بود، باورمندان به این فلسفه معتقدند با حضور در لحظه‌ی حال می‌توانند به بطن هستی وارد شوند(بی‌زمان و بی‌مکانی) همچنین زمان واقعی(تقویمی/ کرونولوژیک) را پشت سر نهاده به لحظه‌ی آغاز زمان و آفرینش بازگردند- همان زمان حال ابدی که قبل از تجربه‌ی زمانی یا زمانمندی که با ابتلای آدمی به حیات و هستی بشری آغاز می‌شود- و بدین‌ طریق ساختار زمان را بشکنند که در واقع شکاندن همان جریان زمانمندی‌ است که آدمی در این دنیا دچارش است. اساساً افکار این‌چنینی که به نوعی اسطوره‌ای است معتقدند چنانچه آدمیان بتوانند به لحظه‌ی ازلی و آغازینِ قبل از آفرینش موجودات بازگردند، آنگاه بر زندگی‌ و سرنوشت‌شان چیره می‌شوند.

از این مباحث که بگذریم، فیلم به شدت تاثیرگذار، زیبا و آموزنده بود! پیامی که در دلِ داستانی جذاب نهاده شده بود:«احترام و گرامی شمردن جان و حقوق سایر موجودات!» فرقی هم ندارد جزو کدام گونه‌‌ی جانوری باشند: قورباغه یا انسان.

 

 

 

پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)


ادامه مطلب

برچسب ها: نقد فیلم بهار تابستان پاییز زمستان و دوباره بهار ، کیم کی دوک بهار ، کیم کی دوک بهار تابستان پاییز زمستان و دوباره بهار ، بودییسم هندوئیسم ذن فیلم ، بودا اشراق جاودانگی ، بودا بهار تابستان پاییز زمستان و دوباره بهار ، فیلمهایی که باید ببینیم ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic