چهارشنبه 19 خرداد 1395

دل‌نوشته‌ای برای نیچه!

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :داستان های کوتاهِ من ،


اَبَرهستن!

دستان‌ام پلاسیده و صورت‌ام شکسته و قامتِ ذهن‌ام وامانده و خموده‌تر از سلام دوباره‌ای به روی خورشید. "اینک" دستان‌ام را با دستانِ تو معاوضه می‌کنم. صورت‌ام را برمی‌کشم و باژگونه‌ترین چهره بخود میگیرم...کلمات‌ام را که روی میزِ "دانستگی‌های" اتاق‌ام ریخته، جارو می‌زنم، جمع می‌کنم و توی سطل زباله می‌ریزم. خویشتن را از گذشته‌ها می‌زدایم. عقایدم را به آتش می‌کشم. و اینک منم تازه‌ترین مردی که متولد شده؛ خودآیین مردی که بازهم تولدی دیگر را در حضور به انتظار می‌نشیند. زایشی در اَبَر لحظه‌های این صبح یا شاید نیمه شب: بودنی در ژرفنای هستن!

 

برای فردریش نیچه

پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)


برچسب ها: ابر مرد نیچه ، داستان کوتاه فردریش نیچه ، ابرهستن بودن در لحظه ، دلنوشت برای نیچه ، درددل با نیچه ، در کنار نیچه ، لحظه مراقبه نیچه ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic