پنجشنبه 28 تیر 1397

کتاب: درهزارتوی نیچه (الن وایت )

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب : معرفی کتاب(نقد) ،




چگونه بر این زخم‌ها چیره شدم و از آن‌ها خلاصی یافتم؟ چگونه روانم بار دیگر از دل این گورها برخاست؟

به‌راستی در من چیزی آسیب‌ناپذیر و دفن‌نشدنی هست، چیزی که صخره را می‌شکافد: و آن اراده‌ی من است؛ اراده‌ی من، خاموش و پای برجای، از خلال سال‌ها گام برمی‌دارد...

به‌راستی تو هنوز برای من آن شکافنده‌ی گورهایی. درود بر تو، ای اراده‌ی من! تنها آن‌جا که گوری باشد رستاخیزی هست.

 

 

*

این چند سطر مربوط به کتابِ «چنین گفت زرتشت» است اما من آن‌را از کتابِ فوق‌العاده‌ عالیِ «در هزارتوی نیچه» به ترجمه‌ی عالی‌ترِ آقای «مسعود حسینی» برچیده‌ام. «ص 188». امیدوارم آقای حسینی برای ترجمه‌ی کامل و دیگری از «چنین گفت زرتشت» دست به‌کار شوند، از ترجمه‌شان بسیار لذت بردم.  



پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)


برچسب ها: درهزارتوی نیچه الن وایت ، درهزارتوی نیچه مسعود حسینی ، کتاب در هزار توی نیچه ، درباره کتاب درهزارتوی نیچه ، نیچه میلان کوندرا ، بازگشت جاودان درهزارتوی نیچه ، ترجمه نیچه مسعود حسینی ،

پنجشنبه 28 تیر 1397

کتاب: دردسرهای پسامدرنیسم ( نهراس از آینده )

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب : معرفی کتاب(نقد) ،






کتاب: دردسرهای پسامدرنیسم

نویسنده: استفان مورافسکی / ترجمه: منیژه‌ نجم‌عراقی

 

نهراس از آینده...


پیام رنجبران

«دردسرهای پسامدرنیسم» اولین اثری‌ست که از آقای «استفان مورافسکی» به زبان فارسی برگردانده شده و کتابِ بسیار جالبی‌ است؛ معمولاً آثاری را که درباره‌ی مباحث «پست‌مدرن» به زبان فارسی ترجمه می‌شود دنبال می‌کنم که این کتاب از دست‌ام در رفته بود. اما چرا می‌گویم این کتاب جالب است؟ آقای مورافسکی در این اثر هر چه در توش و توان داشته برای تاختن علیه «پسا‌مدرنیسم» به‌کار گرفته و از این لحاظ به موضوعات گوناگون در حوزه‌های مختلف هنری، اجتماعی و فلسفی که به این جریان مربوط می‌شود پرداخته و مورد نقد و مداقه‌شان قرار داده است. او اطلاعات بسیار خوبی در این زمینه‌ دارد و مطالعه‌ی این اثر که به نوعی در دفاع از «مدرنیسم» نگاشته شده و از جایی که این معلومات به نحو احسن به اثر منتقل شده می‌تواند برای خوانندگانی که قصد شناخت بیشتر این حوزه‌ها را دارند بسیار مفید به فایده باشد. من با نقدهای آقای مورافسکی در باب «پسامدرنیسم» عمیقاً مخالف هستم ولی کتاب را بسیار دوست داشتم چون یکی از راه‌های مهم آموختن این است که آن چیز را از منظرهای گوناگون بنگریم، ترجمه‌اش مطلوب و جای چنین آثاری همیشه در قفسه‌‌ی کتابخانه‌های ما خالی‌ست، و همچنین نکاتی که معمولاً برای یادآوری و یا به‌دست آوردن‌شان می‌بایست به چند کتاب مراجعه کنید در همین یک اثر خلاصه شده، و البته بی‌آنکه قصد کاستن از قدر و منزلت این کتاب را داشته باشم دیگر نکته‌ای که برای من حین مطالعه‌‌‌‌اش بسیار جالب و بامزه بود عنوانی است که برای عارضه‌‌ی ذهنی‌ای که چنین نویسند‌گانی علی‌رغم اطلاعات پردامنه‌شان دچارش هستند به‌کار می‌برم: «یخ‌زدگی»؛ به عبارت دیگر مغزهایی که در سالیان دور به‌سان صخره‌های یخ‌زده‌ی قطب در قدیم منجمد شده‌اند و به هیچ‌عنوان تکانی به خودشان نداده‌اند و نمی‌دهند. به طرز شاید بی‌ربطی اطلاعات بالا و نحوه‌ی استدلال‌های مورافسکی مرا به یاد آقای «سید‌ حسین نصر» فلسفه‌دانِ محترم ایرانی اما طرز مواجه‌‌ی مشابه‌شان با امر نو می‌انداخت. یک تعصب ریشه‌دار و جزمی و هراسی عمیق از امر نو که زیر نقاب اطلاعات و دانش و دلایل هپروتی‌شان جهت رد آن پنهان می‌شود. این مقاومت در مقابل تازگی برایم حیرت‌برانگیز است. مقصودم از نوشتن این متن پرداختن دقیق به موضوعاتی که مورافسکی مطرح می‌کند نیست از بسکه آنچه ابراز نموده به نظرم ناموجه جلوه کرد. در یک کلام درباره‌اش می‌توانم بگویم:«این بزرگوار کلا موضوع را از بیخ متوجه نشده یا نخواسته که متوجه بشود». مواردی را که به عنوان نقاط ضعف پسامدرنیسم نام می‌برد در واقع نقاط قوت آن است؛ شخصاً اضطراب و تمامی نگرانی‌های مورافسکی از هجوم پسامدرنیسم و قدرت ویرانگرش به شدت برایم جذاب و جالب بود و همچنین باعث لذت و خوشحالی‌ام. به عنوان مثال او هنر پسامدرنیسم را «حامل هیچ پیام جدی» یا آن‌را «هیچ کوششی برای بهبود جهان یا چالش با آن» نمی‌داند(ص124). خیر این موضوع روی دیگری دارد: چرا که این دقیقاً یکی از مهم‌ترین پیام‌های هنر پسامدرنیسم است: «هیچ چیز جدی نیست!» و این یکی از بزرگترین پیام‌های تاریخ نوین بشر است و درست به همین دلیل وقتی ما بدانیم هیچ چیز جدی‌ای وجود ندارد آن‌وقت هیچ شکلی از اقتدار، مطلق‌گرایی‌ و قدرت تمامیت‌خواهی سربرنمی‌دارد که طبق ایدئولوژ‌ی‌های منحوس اما به زعم خود جدی‌شان دفر به سایر انسان‌هایی که با آن‌ها هم عقیده نیستند تنگ کنند! بر اساس نظام‌های به فهمِ ناچیزشان اخلاقی‌ اما به شدت بی‌اخلاق‌شان دست به قتل‌عام و به بند کشیدنِ تفاوت بزنند. این به روشنی به چالش کشیدن جهان پیرامون ماست و همین‌طور تلاشی برای بهبود وضعیت آن. همچنین مورافسکی نگران ابتذال است و اینکه دیگر هنر والا و ارزشمند به وجود نمی‌آید و هر چه هست توده‌ای و عوامانه می‌شود. هیچ شکی در این امر وجود ندارد که ابتذال سرتاپای بسیاری از جوامع انسانی را فرا گرفته است، و البته این را نمی‌توان صرفاً به حساب پسامدرنیسم گذاشت که به واقع این می‌تواند از تولیدات مدرنیسم نیز باشد و هزار مورد دیگر از جمله رذالتِ ایدئولوژی‌های اقتدارگرا. اما واقع‌اینکه این قسمت هم از قطعاتی است که مورافسکی متوجه‌ی آن نشده بدین قرار که: یکی از وجوه هنر پسامدرنیسم، فحوا و مولفه‌های معترض، شورشی و منتقدانه‌اش به هجو کشیدن همین ابتذال نیز هست، یعنی در کنار به هجو کشانیدن هر چه به دست‌اش می‌رسد ابتذال را نیز به هجو کشانیده و زشتی آن ‌را نمایان می‌کند! در یک نگاه کلی دو گونه هنر پست‌مدرن داریم! یک شاخه‌اش کاملاً جدی است!! اما از این لحاظ که با به هجو کشانیدن و به سخره گرفتن خودش این پیام جدی را می‌دهد:«هیچ چیز جدی نیست!» از خود مایه می‌گذارد تا هیچ‌چیزی شکل تقدس و نقدناپذیری نگیرد و این‌ گونه‌ای از افسانه‌زدایی و اسطوره‌زدایی نیز هست. و نوع دیگر، هنر عامه‌پسند که آن‌را هم معمولاً جزوی از تولیدات پست‌مدرنیسم می‌دانند که می‌توانیم آن‌را با عنوان دیگری نیز بخوانیم: «کیچ» یا «فیک» چیزی به مثابه‌ی آثار سینمایی، ادبی، هنری بالاخص تله‌ویزیونی سال‌های اخیر ما که اکثرشان به شدت کیچ و فیک‌ هستند: یعنی چند درجه ‌زشت‌تر از ابتذال. پس ابتذال با نابود یا رسوا کردنش به زبان هجو کاملاً فرق دارد و اثری که علیه ابتذال با چنین زبانی جبهه می‌گیرد و یا بلاهت‌اش را آشکار می‌کند مبتذل نیست. این شیوه‌ای برای تشخیص اصالت و شعور از کیچ و ابتذال است و همچنین مگر در همه‌ی دوران هنرِ پیش از پست‌مدرنیسم تمامی آثار عالی بوده‌اند؟! که در این اثنا آثار بیشماری نیز از هنرمندان پسامدرنیسم در دست است که در عالی‌ترین وجه هنری‌شان به منصه ظهور رسیده‌اند؛ فقط کافی‌ست مثلاً به آثار «دیوید لینچ» یا «جیم جارموش» در حوزه‌ی سینما سری بزنیم تا معنای والا، عالی، فکورانه و منتقدانه را دریابیم. در ضمن تمامی اتفاقات مذکور موضوعاتی نیستند که غیرقابل پیش‌بینی بوده‌اند، آنچه مستند است «نیچه» به عنوان پدر جریان «پست‌مدرن» تمام مسائلی که امروزه بر سر جوامع انسانی می‌رود از جمله هم‌سطح شدن و انهدام ارزش‌ها، پوچی و انواع هیچ‌انگاری‌ها را یک‌صد سال پیش به وضوح بیان کرده است و یا مارکس که در کتاب «ایدئولوژی آلمانی» جمله‌ی شاهکاری دارد که مناسب این مقال است:«هر آن‌چه سخت و استوار است دود می‌شود و به هوا می‌رود». باری، جز خاکستری از هر چه سخت و استوار است به‌جا نخواهد ماند که امروزه موبمو شاهدیم بر این گفته، هویت واقعی‌ تمامی ایدئولوژی‌ها روز به روز جلوی دیدگان‌مان به رسوایی رخ می‌نماید و پاره‌پاره می‌گردد، و بدین‌سان انسان خواه ناخواه می‌بایست برای امروز و آینده‌اش نظام ارزش‌گذاری تازه‌ای به پا سازد؛ انسان نوین از پس این ویرانی، ققنوسی است که از خاکستر برخاسته و پر می‌گشاید؛ نهراس از تازه و تازگی، نهراس از افسانه‌زدایی و تار و مار اسطوره‌های پوچ و مضحک، خوش‌آمد بگو به آینده...


 

پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)

 



ادامه مطلب

برچسب ها: نقد کتاب دردسرهای پسامدرنیسم ، نقد دردسرهای پسامدرنیسم استفان مورافسکی ، کتاب مدرنیسم و پسامدرنیسم ، درباره مدرنیسم و پسامدرنیسم ، کتاب مدرنیته و پست‌مدرنیته ، استفان مورافسکی ، هجو پست مدرن ،

جمعه 8 تیر 1397

کتاب: سخن عاشق (رولان بارت)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب : معرفی کتاب(نقد) ،




...من می‌توانم رویه‌هایی را در راستای حدگذاری برای لذت‌ام وضع کنم (به‌شیوه‌ی اپیکوری، یک بسامد پایین را به جلوه‌ی چشم‌گیر یک رابطه بدل کنم؛ یا به تعبیر دیگر، دیگری را گم‌شده فرض کنم، و در نتیجه هرزمان که باز پیدای‌اش شد از حضورش لذت برم، با معادش آرامشی پیدا کنم)، اما این تلاشی بیهوده است: چسب عشق حل‌ناشدنی است؛ یا ترک یا تسلیم: سازش با آن ممکن نیست (عشق نه دیالکتیکی است نه با اصلاحات نسبتی دارد). (شکل اندوه‌بار حدگذاری برای لذت‌ها: زندگی من یک ویرانه است: چیزی به‌جا مانده، و چیزی مضمحل و نابود شده: این خانه‌خرابی است.)

 

*

هر گفت‌وگوی عادی‌یی که مجبور ام به آن گوش کنم (هر چند مجبور نباشم که در آن شرکت کنم) مرا هراسان می‌کند، مرا فلج می‌کند. تا آن‌جا که به این زبانِ دیگرانی که من از آن‌ها مستثنا شده‌ام مربوط می‌شود، به نظرم می‌رسد آن‌ها این زبان را به شکل پوچی بیش‌انباشته‌اند: آن‌ها اظهارنظر می‌کنند، ایراد می‌گیرند، بحث می‌کنند، فخرفروشی می‌کنند: من با پرتغال، با دل سوزی برای سگ‌ها، با آخرین شماره‌ی پتی راپورتر چه کار دارم؟ من دنیا را- آن دنیای دیگر را- همچون سرسامی سراسری می‌بینم.

 

 

برچیده از کتاب «سخن عاشق» نوشته‌ی «رولان بارت»

ترجمه‌: پیام یزدانجو

صفحات «72» و «118»





ادامه مطلب

برچسب ها: سخن عاشق رولان بارت ، نقد سخن عاشق رولان بارت ، عاشقانه رولان بارت ، گزیده‌گویه‌ها رولان بارت ، گزیده‌ گویه‌ها رولان بارت ، کتابهایی که باید بخوانیم ، نقد تارهای جادویی فرانکی پرستو ،

پنجشنبه 17 خرداد 1397

رمان: هواخواه ( سرود و سراب )

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب : معرفی کتاب(نقد) ،

این نوشتار، اینجا ماهنامه صدبرگ- اردیبهشت 97 منتشر شده!



 رمان: هواخواه

نویسنده: ویت تان نوین

مترجم: فرانک معنوی

نشر: میلکان

*

سرود و سراب


نویسنده: فریدون دنیاتبار

 

این کتاب بیان رنج است، رنج انسان بی‌هیچ پسوند و پیشوندی. بی‌هیچ بیانیه و ادعایی. انسانی رانده از این‌جا و مانده از آن‌جا که برای هویتِ بی‌هویتِ خویش در این دنیای پر از برابری و برادری، در این دنیای آزادی و دمکراسی پرطمطراق آمریکایی- اروپایی در مذبوحانه‌ترین تلاش‌ها برای معنی کردن خود با فرهنگ و عقبه‌ای گناه‌آلود، ناچار است تا انتخاب کند که درد و رنج‌فروخورده‌ی خود را با اتکا به غرائض حیوانی و خواسته‌های اولیه‌اش در خدمت نوع بشر درآورد یا به کل در دامان پربرکت سرمایه‌داری آمریکایی بلغزد. او دچار نوعی دوگانگی می‌شود که حاصل تقابل این دو طرز فکر در زندگی اوست. راوی در جامه‌ی جاسوس به انسانیتی خدمت می‌کند که معتقد است برای خاطر بی‌خاطر طبقه‌ی محروم جامعه هیچ‌گونه رحمی روا نیست و هم‌زمان در حال بازی در نقشی قرار می‌گیرد که در نظام سرمایه‌داری هر نوع ترحمی را نسبت به معترضین نظام مقدس دمکراسی غربی روا نمی‌دارد و وظیفه‌ی انسانی خود می‌داند که تمام خرده‌فرهنگ‌ها را در راستای عظمت آزادی که خود تعریف کرده است، قربانی کند و به هرکسی که جرأت انتقاد از او را داشته باشد لقب وحشی، بی‌فرهنگ، جاهل و تروریست عطا کند و با اتکا به قانون انسانی‌اش در بیرون از مرزهای خود بکشد، بدرد، ببرد و یغما کند تا خدای‌ناکرده انسانیت از آزادی غفلت نکند.

این کتاب حکایت رنج است. رنج یک انسان، انسانی مانده میان آزادی و برابری و از هر دو محروم. به راستی بسیار عجیب است و شنیدنی حکایت چپ، انسان، آزادی و برابری. تقریباً تمام چپی‌های اصل و نصب‌دار در دامان پر مهر دمکراسی نظام‌های بورژوازی و سرمایه‌داری بالیدن گرفتند، اعتراض کردند، برابری را فریاد کشیدند و چون فرزندانی ناخلف پشت به پدر گناهکارشان کردند تا همیشه سرمشقی باشند برای جان‌های تشنه‌ی برادری و برابری. اگر حمایت‌های مالی جناب انگلس و سرمایه‌ی پدری‌اش نبود، مارکس با خیال راحت نمی‌توانست آن‌قدر در کتابخانه‌ها بنشیند که نشیمن‌گاهش دمل‌های چرکین بزند تا فکری برای طبقه‌ی محروم و کارگران صنعتی بکند. با این اوصاف به‌طبع ما هم امروز شاهد سوءاستفاده از این اندیشه نبودیم که پاگرفتنش در دنیا چیزی بالغ بر پنجاه‌میلیون نفر انسان ناقابل باشد.

از طرف دیگر دشمن قسم‌خورده‌ی برابری‌خواهان مارکسیست، نظامی بود که با احترام به قانون خودانگاشته‌اش به مخالفان خود آزادی بیان عطا می‌کرد آن‌ هم فقط در جغرافیای غرب که همیشه بهشتی بوده است در رویای فراموش‌شدگان دربه‌در از فقر و تباهی. غرب پرچم‌دار عزت و شرافت و انسانیت شد و در این بین فرزندان ناخلف انگار پیمانی نانوشته با پدر با اصالت خود بستند که بهایش را فقط مردمی پرداخت کنند که در فلاکت‌بارترین شرایط زندگی خود میان زنده‌باد و مرده‌باد این پدران و پسران گیر کرده بودند و عجبا که تاوان کشمکش آزادی‌خواهان و برابری‌خواهان را مردمی دادند که در نهایت حیوانیت روزگار می‌گذراندند و این چنین آزادی و برابری در شرق و غرب زمین برقرار شد.

جانوران درنده‌خویی چون استالین در روسیه، پل پوت در کامبوج، موبوتو در آفریقا، فرانکو در اسپانیا، هیتلر در آلمان، موسولینی در ایتالیا، پینوشه در شیلی، مارکوس در فیلیپین و صدها نمونه‌ی دیگر از این پدران و پسران که هرکدام به تنهایی تاریخی هولناک هستند از ددمنشی نوع بشر. تمامی این موجودات تاریخ‌ساز در اوایل کارشان جزء محبوب‌ترین افراد کشور خود بودند و تمامی آن‌ها وعده‌ی آزادی، برابری، رفاه و عدالت اجتماعی می‌دادند و در نهایت تاوان کلام پوچ این جنون‌زدگانِ قدرت را مردمی بی‌گناه در بیغوله‌هایی از سرتاسر این کره‌ی خاکی دادند که نه از جغرافیا چیزی می‌دانستند، نه شرق را از غرب تمیز می‌دادند، نه مارکس را می‌شناختند نه هابز را، نه کاپیتال می‌خواندند نه مانیفست، قبله‌گاه آن‌ها نه کرملین بود و نه واشنگتن، و این بزرگ‌ترین تراژدی انسانی‌ای است که هنوز به عناوین مختلف ادامه دارد.


 



پی‌نگار:

این متن به قلمِ دوستم «فریدون دنیاتبار» است.

 


پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)

 


ادامه مطلب

برچسب ها: نقد رمان هواخواه ویت تان نوین ، نقد رمان همدرد ویت تان نوین ، رمان هوخواه برنده جایزه پولیتزر ، مارکسیسم کمونیست ویتنام ، مارکس انگلس ویتنام ، کتایهایی که باید بخوانیم ، بررسی سیر وقایع کمونیست در جهان ،

پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397

به بهانه‌ی نمایشگاه کتاب ( پیشنهاد رمان )

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب : معرفی کتاب(نقد) ،




دوستی به هوای برگزاری نمایشگاه کتاب درباره‌ی پیشنهاد چند رمان پرسیده بودند، این فهرست چندتاشون کارهای جدیدی هستند! معیارم برای انتخاب جذابیت و تاثیرگذاری است. اما این دو لیست هم (اینجا) وجود داره که بهمراه سایر کتاب‌ها آثار بیشتری، کامل‌تر نقد و معرفی شده و بنا به سلیقه‌ی خودتون می‌تونید انتخاب بفرمایید؛

 

 

1- جنگ، چهره‌ی زنانه ندارد  (نویسنده: بانو سوتلانا الکساندرونا الکسیویچ) (مجموعه روایات واقعی)

2- به امید دیدار در آن دنیا   (پی‌یر لومتر)

3- تارهای جادویی فرانکی پرستو (میچ آلبوم)

4- جزء از کل (استیو تولتز)

5- زندگی داستانی ای.جی.فیکری (گابریل زوین)

6- دختری در قطار (پائولا هاوکینز)

7- کافکا در کرانه (هاروکی موراکامی) «ترجمه‌ی: مهدی غبرائی»

8- اتحادیه ابلهان (جان کندی تول)

9- مردی در تبعید ابدی (نادر ابراهیمی) (داستانِ زندگی ملاصدرای شیرازی)

 10- بازمانده‌ی روز (ایشی‌گورو)


 

چند اثر دیگه هم هست که اینارو پیشنهاد نمیدم شاید با همه‌ی سلیقه‌‌ها جور نباشه، ولی من که واقعاً حظ بردم و فوق‌العاده بودند:

 

تسلی‌ناپذیر (ایشی‌گورو)

اپرای شناور (جان بارت)

رهنمودهایی برای نزول در دوزخ (دوریس لسینگ)

 


 

فهرست پیشنهادی رمان و کتاب (کتابخانه‌ی سیناپس)

 


پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)

 



برچسب ها: نمایشگاه کتاب اردیبهشت 97 ، نمایشگاه کتاب پیشنهاد رمان ، فهرست پیشنهادی رمان ، کتابهایی که باید بخوانیم ، پیشنهاد رمان نمایشگاه کتاب 97 ، نقد و معرفی رمان وبلاگ سیناپس ، پیشنهاد بهترین رمان نمایشگاه کتاب ،

سه شنبه 21 فروردین 1397

معرفی مجموعه داستان «امان‌نامه‌ی شب» ( علی اردلانی)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب : معرفی کتاب(نقد) ،



طوفان شن، طوفان فراموشی‌ست. هر چه بود را نابود می‌کند و هیچ اثری نمی‌گذارد. آدم‌ها را. شترها را. کجاوه‌ها را. حتا به خارهای بیابان هم رحم نمی‌کند. آن‌ها را بالا می‌برد، می‌برد و می‌برد و می‌چرخاند و دست آخر گوشه‌ای بر زمین می‌کوبد و یکه‌و‌تنها رها می‌کند، اما چاه را هیچ کجا نمی‌برد، او را فراموش می‌کند. آن‌قدر شن داخلش می‌ریزد تا چاه نامش را هم از یاد ببرد. فراموش شدن عین مُردن است، مرگی که با مرور خاطرات مُکرر می‌شود.

 

 


 

 


برچیده از داستان «اندوه اسماعیل»، از مجموعه داستان «امان‌نامه‌ی شب» به قلمِ «علی اردلانی». این مجموعه یکی از بهترین مجموعه‌‌های داستانی‌ست که در چند سال اخیر خوانده‌ام! دل‌ام نمی‌خواست تمام شود، هر شب یکی می‌خواندم و قصه‌های متنوع، قوی، متفکر و اتمسفر شگفت‌انگیز و هولناک‌‌‌‌اش شب‌های عجیبی برایم رقم زد، با اثری درجه یک و بغایت زیبا مواجه شدم، به جرأت می‌گویم «امان‌نامه‌ی شب» قوی‌ترین مجموعه‌‌ی داستانی‌ است که طی چندسال گذشته در کشورمان به رشته‌ی تحریر درآمده، متنی درباره‌اش نوشته‌ام که بعدتر منتشر خواهد شد. «علی اردلانی» نویسنده‌ی کُرد اورامانی متولد 1360 کرمانشاه است. در آینده از او بسیار خواهیم شنید.


پشت جلد کتاب نوشته شده:

 

«راه بی‌بازگشت و سفر بی‌خطر، امان گرفتید به نام شب در پناه شب. والسلام»

 


 

پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)


نقد مجموعه داستان امان‌نامه‌ی شب (اینجا)



ادامه مطلب

برچسب ها: معرفی مجموعه داستان «امان‌نامه‌ی شب» ، معرفی امان‌نامه‌ی شب ، بیوگرافی علی اردلانی ، نویسنده امان‌نامه‌ی شب ، اندوه اسماعیل امان‌نامه‌ی شب ، علی اردلانی امان‌نامه‌ی شب ، انتشارات نگاه امان‌نامه‌ی شب ،

پنجشنبه 2 فروردین 1397

معرفی رمان و کتاب (شماره‌ی 2)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب : معرفی کتاب(نقد) ،




 فهرست ارزش‌گذاری‌شده‌ی یک‌صدوچند جلد رمان وکتاب (شماره‌ی 2)

کتاب‌هایی که باید بخوانیم

 

ماجرا از پارسال آغاز شد که اسم رمان‌ها و کتاب‌هایی را که می‌خواندم یادداشت می‌کردم تا فراموش‌ام نشود، بعد هم فهرستِ شماره‌ی یک، متشکل از یکصد‌‌وچند رمان و کتاب را اینجا منتشر کردم، سپس همان‌جا نوشتم چنانچه زنده‌ بمانم و همچنان شانس مطالعه داشته باشم آثار دیگری نیز به فهرست خواهم افزود، به هر تقدیر در کشوری یغمازده که از فردایت خبر نداری و برنامه‌ریزی برای آینده به شوخی می‌ماند چنانچه بتوانی مسیری را ادامه دهی یا به وعده‌ای هر چند کوچک جامه عمل بپوشانی در نوع خودش موفقیت بزرگی محسوب می‌شود! از اینرو بابتِ اینکه فهرست دوم را تقدیم به نگاهِ عزیزتان می‌دارم بسیار خرسندم. معیار ارزش‌گذاری و امتیازدهی به آثار را اینجا ذکر نموده‌ام. بخوانیم و بخوانیم و همه‌ی ایرانیان را به کتاب‌خوانی دعوت کنیم تا چرک و بلاهتی که وجب‌به‌وجب این سرزمین عزیز و نجیب و باستانی را به ظلمت و تاریکی کشانیده بتارانیم؛ به ایرانِ جان، به ایرانِ بزرگان و عالیجنابان عطار، مولانا، فردوسی، شمس، حافظ، سعدی، هاتف اصفهانی، وحشی بافقی، بیدل، خیام، نظامی، حلاج، سهروردی، ناصرخسرو، سنایی، عبید، ایرج میرزا، پروین و فروغ و شاملو... همیشه خوشبین‌ام و به ایرانی. 


در فهرست شماره‌ی یک اکثر آثار رمان بودند، اما در این فهرست سایر کتاب‌ها بیشتر حضور دارند.

سقف امتیاز: «5» و سه نقطه:«...» آثارِ جاودان و غیرقابل امتیازدهی.

 

1- نام کتاب: مثنوی معنوی/ خالق: حضرت مولانا /  امتیاز: «...» / توضیحات: هر آنچه شعور باشد و به رشته تحریر درآمد و درآید مولاناست.

2- کتاب: منطق‌الطیر/ خالق: عطار نیشابوری/ امتیاز:«...»/ توضیحات: مافوقِ شرح!

3-  کتاب: حکمت شادان/ خالق: فردریش ویلهلم نیچه/ امتیاز:«...»/ نقدش اینجاست

4-  رمان: نادیا /  نویسنده: آندره برتون/ مترجم: عباس پژمان/ امتیاز: 5/ توضیحات: اثری به‌غایت زیبا و ماندگار از پدر مکتب سوررئالیسم/ نقدش اینجاست

5- کتاب: سمینار یونگ درباره‌ی زرتشتِ نیچه /  مترجم: سپیده حبیب/ امتیاز: 5/ توضیحات: درباره‌ی نیچه، و درباره‌ی انسان بیش، بیش، بسیار بیشتر بدانیم!/ نقدش اینجاست

6- کتاب: روانشناسی و شرق/ نویسنده: کارل گوستاو یونگ/ مترجم: دکتر لطیف صدقیانی / امتیاز: 5/نقدش اینجاست

7- انسان و سمبول‌هایش/ نویسنده: کارل گوستاو یونگ/ مترجم: دکتر محمود سلطانیه  / امتیاز: 5

8- نمایشنامه: فاوست/ خالق: گوته/ مترجم: م.به‌آذین/ توضیحات: قصه فوق‌العاده، ادبیات سهمگین، ترجمه عالی، شاید برای خوانندگانِ امروز کهنه به نظر برسد، اما امتیازش: بی‌گمان 5

9- کتاب: غروب بت‌ها/ خالق: فردریش ویلهلم نیچه/ مترجم: عالیجناب داریوش آشوری/ امتیاز: 5

10- کتاب: جهان فیلسوف و تأملات /  خالق: آرتور شوپنهاور/ مترجم: رضا ولی‌یاری/ امتیاز: 5/ درباره‌ی کتاب

11- کتاب: جان ژاپنی/ نویسنده: چارلز الگزاندر مور/ مترجم: ع.پاشایی/ امتیاز: 5/ توضیحات: چرا و چطور ژاپن، ژاپن است!

12- کتاب: دیالکتیک روشنگری/ نویسندگان: ماکس هورکهایمر و تئودور آدورنو/ ترجمه‌ی عالی: مراد فرهادپور/ امتیاز: 5/ توضیحات: این کتاب بعد از جنگ‌جهانی دوم و فجایع‌اش منتشر شده، در این کتاب می‌خوانیم چرا آدورنو می‌گوید:« بعد از آشویتس شعر گفتن جنایت است».

13- رمان: مالوی / نویسنده: ساموئل بکت/ مترجم: سهل سمی/ امتیاز: 5/ نقدش اینجاست

14- رمان: ماهی‌ها نگاهم می‌کنند/ نویسنده: ژان پل دوبوآ/ مترجم: اصغر نوری/ امتیاز: 5/ توضیحات: شاید نباید 5 بدهم، اما آنقدر فکرش را نمی‌کردم آنقدر زیبا بود که باید 5 داد.

15- کتاب: جنگ، چهره‌ی زنانه ندارد/ نویسنده: بانو سوتلانا الکساندرونا الکسیویچ/ مترجم: عبدالمجید احمدی/ امتیاز: 5/ توضیحات: یکی از بهترین کتاب‌هایی که در طول زندگی‌ام خوانده‌ام/ نقدش اینجاست

16- رمان: رهنمودهایی برای نزول در دوزخ/ خالق: بانو دوریس لسینگ/ مترجم: علی اصغر بهرامی/ امتیاز:«...»/ توضیحات: شاهکار! اما نه برای همه! / نقدش اینجاست.

17-رمان: به امید دیدار در آن دنیا/ نویسنده: پی‌یر لومتر/ مترجم: بانو مهستی بحرینی/ امتیاز: 5/ نقدش اینجاست.

18- رمان: اپرای شناور / نویسنده: جان بارت / مترجم: سهل سمی/ امتیاز: 5/ توضیحات: شخصاً یکی از بهترین رمان‌هایی است که تا بحال خوانده‌ام اما بعضی دوستان دوستش نداشتند! به هرتقدیر نقدش اینجاست.

19-  مجموعه داستان: سه قطره خون/ خالق: صادق هدایت / امتیاز: 5/ توضیحات: آبروی ادبیاتِ داستانیِ ایران!

20- رمان: نام‌ناپذیر/ خالق: ساموئل بکت/ مترجم: سهیل سمی/ امتیاز:«...»/ نقدش اینجاست.

21- رمان: تسلی‌ناپذیر/ خالق: ایشی‌گورو/ مترجم: سهل سمی/ امتیاز: 4/5  / توضیحات: بدیع  و فوق‌العاده/ نقدش اینجاست.

22- مجموعه داستان: صدای سوم (داستان‌های نویسندگان نسل سوم آمریکا) / مترجم: احمد اخوت/ امتیاز: 4/5 / نقدش اینجاست.

23- مجموعه داستان: دست از این مسخره‌بازی بردار، اوستا/ نویسنده: مویان/ مترجم: بابک تبرایی/ امتیاز: 4/5 / نقدش اینجاست.

24- رمان: دختری در قطار / نویسنده: پائولا هاوکینز/ مترجم: سمیرا صوفی/ امتیاز: 4/5 / درباره کتاب 

25- کتاب: لذّات فلسفه: پژوهشی در سرگذشت و سرنوشت بشر/ نویسنده: ویل دورانت / مترجم: عباس زریاب خویی/ امتیاز: 4/5

26- کتاب: شوپنهاور / نویسنده: جولیان یانگ / ترجمه‌ی عالی: حسن امیری آرا/ امتیاز: 4/5

27- رمان: تمام نورهایی که نمی‌توانیم ببینیم/  نویسنده: آنتونی دوئر/ ترجمه: مریم طباطبایها/ امتیاز: 4/5  / نقدش اینجاست

28- رمان: صید قزل‌آلا در آمریکا/ نویسنده: ریچارد براتیگان/ مترجم: پیام یزدانجو/ امتیاز: 4/5 / درباره‌‌ی براتیگان و کتابش اینجا.

29- کتاب: چرا جنگ؟ / مکاتبات آلبرت اینشتین و فروید/ مترجم: خسرو ناقد/ امتیاز: 4/5

30- رمان: بن در جهان/ نگارنده: بانو درویس لیسنگ/  مترجم: مهدی غبرائی / امتیاز: 4/5

31- رمان: فرزند پنجم/ نگارنده: بانو دوریس لسینگ/ مترجم: مهدی غبرائی/ امتیاز: 4/5 

32- رمان: مرگ کسب و کار من است/ نویسنده: روبر مرل/  ترجمه‌ی ماندگارِ و بامزه‌ی احمد شاملو/ امتیاز: 4/5  / نقدش اینجاست.

33- رمان: تارهای جادویی فرانکی پرستو/ نویسنده: میچ آلبوم/ مترجم: سحر توکلی/ امتیاز: 4/5 / توضیحات: کتاب فوق‌العاده و بسیار دوست‌داشتنی برای اهالی موسیقی نیز/ نقدش اینجاست.

34- رمان: برای یک روز بیشتر/ نویسنده: میچ‌ آلبوم/ مترجم: منیژه جلالی و اصغر اندرودی / امتیاز: 4/5  / درباره‌ی «میچ آلبوم» اینجاست.

35- رمان: رگتایم / نویسنده: ای.ال. دکتروف/ مترجم: عالیجناب نجف دریابندری/ امتیاز: 4/5

36- رمان: فرانی و زویی/ نویسنده: جروم دیوید سالینجر/ مترجم: میلاد ذکریا/ امتیاز: 4/5 / درباره‌ی این کتاب و سرگذشت‌اش در ایران!! اینجا بخوانید.

37- رمان: دمیان/ خالق: هرمان هسه/ ترجمه و مقدمه‌ی عالی: محمد بقائی/ امتیاز: 4/5 / درباره‌ی کتاب!

38- رمان: هدیه‌ی هومبولت/ نویسنده: سال بلو/ مترجم: سهیل سمی/ امتیاز: 4/5 / نقدش اینجاست.

39- رمان: مرسیه و کامیه / نگارنده: ساموئل بکت/ مترجم: پویان غفاری و مریم گودرزی/ امتیاز: 4/5

40-  نمایشنامه‌ها: آخر بازی، در انتظار گودو/ نگارنده: ساموئل بکت / نقد و تفسیر: مایکل وارتون / مترجم: بهروز حاجی‌محمدی/ امتیاز: 4/5

41- دفتر شعر: سوختن در آب، غرق شدن در آتش/ شاعر: چارلز بوکوفسکی/ مترجم: پیمان خاکسار/ امتیاز: 4/5 / درباره‌ی «شاعری رمان‌نویس» (چارلز بوکوفسکی) اینجاست.

42- کتاب: انقلاب / نویسنده: هانا آرنت/ مترجم: عزت‌الله فولادوند/ امتیاز: 4/5 / درباره‌ی این کتاب اینجا بیشتر بخوانید - خوانش یک واژه

43- کتاب: فروید در مقام فیلسوف / نویسنده: ریچارد بوتبی/ مترجم: سهل سمی / امتیاز: 4/5

44- رمان: مسیح باز مصلوب / نویسنده: نیکوس کازانتزاکیس/ مترجم: محمد قاضی/ امتیاز: 4/5

45- کتاب: سفر به ماوراء/ نویسنده: روبرت آمونرو/ مترجم: منوچهر بهاری/ امتیاز: 4/ مابین کتاب‌هایی با مضامین متافیزیکی و ماوراطبیعه، این اثر جزو بهترین کارهایی است که خوانده‌ام! توهین به شعور خواننده نیست.

46- رمان: میعاد در سپیده دم / نگارنده: رومن گاری / مترجم: مهدی غبرائی/ امتیاز: 4 / نقدش اینجاست.

47-  رمان: پین‌بال / نویسنده: هاروکی موراکامی / مترجم: بهرنگ رجبی/ امتیاز: 4/ نقدش اینجاست.

48- رمان: مردی به نام اوه / نویسنده: فردریک بکمن / مترجم: حسین تهرانی / امتیاز: 4/ توضیحات: زیبا، زیبا، زیبا و انسانی/درباره‌ی «فردریک بکمن» اینجا بخوانید.

49- رمان: مادربزرگ سلام می‌رساند و می‌گوید متاسف است/ نویسنده: فردریک بکمن/ مترجم: حسین تهرانی/ امتیاز: 4/ درباره‌ی «فردریک بکمن» اینجا بخوانید.

50- رمان: بریت ماری اینجا بود/ نویسنده: فردریک بکمن/ مترجم: حسین تهرانی/ امتیاز: 4 / درباره‌ی «فردریک بکمن» اینجا بخوانید.



ادامه مطلب

برچسب ها: فهرست ارزش‌گذاری‌شده‌ی یک‌صدوچند جلد رمان وکتاب ، کتاب‌هایی که باید بخوانیم ، معرفی یکصد رمان و کتاب خواندنی ، رمانهایی که قبل از مرگ باید بخوانیم ، کتابهایی که قبل از مرگ باید بخوانیم ، معرفی بهترین رمانهای جهان ادبیات ، فهرست بهترین رمانها جهان ،

تعداد کل صفحات: 13 1 2 3 4 5 6 7 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic