تبلیغات
سیناپس - مطالب پراکنده
جمعه 15 دی 1396

رنجِ جمعی! (پیرامون اعتراضات مردمی)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :پراکنده ،




رنجِ جمعی!


...اما درباره‌ی حوادث رخ داده، و به زعم من این سیلان امواج آگاهی که در کشورمان جاری‌ست موردی به عرض برسانم!

 

نمی‌دانم باید بگویم متاسفانه یا خوشبختانه، اما یکی از کارکرد‌ها و پیامدی که به واسطه‌ی درد کشیدن در زنده‌گیِ آدم‌ها بروز می‌نماید آگاهی‌ست! درد و رنج ویژگی‌ای در خود نهفته دارد که منجر به انفجار آگاهی در وجود انسان می‌شود. نتیجه‌ی درد کشیدن اغلب برای انسان‌ها ماحصلی به نام آگاهی و خودآگاهی بهمراه می‌آورد، و زمانی که توده‌های درد و رنج در ضمیر ناخودآگاهِ انسان مبدل به آگاهی گردد، شروع به غلیان می‌کند و سپس انفجاری رخ می‌دهد که آن‌چنان نیرویی دارد که هیچ‌کس و هیچ‌چیزی به هیچ طریقی نمی‌تواند آن‌را برای مدتی طولانی کنترل، حبس یا سرکوب کند. چنین امری به هیچ‌عنوان ممکن نیست!


ادامه مطلب

برچسب ها: اعتراضات مردمی ، مطالبات مردمی ، اعتراضات گسترده مردمی ، اخبار اعتراضات مردمی ، رنج ناخودآگاه جمعی ، نقد رمان وبلاگ سیناپس ، ضمیر ناخودآگاه جمعی ،

دوشنبه 4 دی 1396

هر چه در فهمِ تو آید آن بود مفهومِ تو

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :پراکنده ،



علفزار گریان (2004)


چشم اندازی در مه (1988)




من از تو انتظار ندارم که بفهمی چه چیز را می‌خواهم با فیلم‌هایم بگویم؛ من از تو انتظار دارم آن‌چه را که روح‌ات از فیلم‌هایم می‌گیرد دریابی، درست مثل یک شعر...

 

 

 

 

«تئو آنجلو پولس» (1935-2012)




پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)



برچسب ها: تئو آنجلو پولس ، شاعر سینما آنجلوپولس ، فلسفه سینما ، علفزار گریان تئو آنجلو پولس ، چشم اندازی در مه آنجلوپولس ، دشت گریان تئو آنجلو پولس ، معرفی رمان وبلاگ سیناپس ،

سه شنبه 7 آذر 1396

دریچه‌ای رو به من!

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :پراکنده ،





منِ واقعی‌‌ی من

مردی‌ست بر تخته‌سنگی نشسته

روی صخره‌ای نه‌چندان بلند

نظرگاه‌اش دریایی‌ بی‌جغرافیا

که چین‌چینِ کوچکِ امواج‌اش

به نرمی‌ سکوت

آمیخته به الوانِ غروب

نارنجی، قرمز، زرد و کبود

می‌درخشند و می‌غلتند

 

 

 

 

پیام رنجبران

نقاشی: وارتان گارنیکیان

 


پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)



برچسب ها: شب‌نوشت پیام رنجبران ، شب‌نوشت ذن هایکو ، شب‌نوشت شعر پیام رنجبران ، هایکو ذن بودیسم ، نقد و معرفی رمان وبلاگ سیناپس ، من واقعی کیست ، من خود واقعی ،

دوشنبه 6 آذر 1396

فرانی و زویی سلینجر، پریِ مهرجویی!

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :پراکنده ،







فرانی و زویی سلینجر، پریِ مهرجویی!

 

 

فیلم «پری» را حوالیِ سالِ هشتاد تماشا کردم، همیشه دلم می‌خواست مجدداً ببینم‌اش، ولی دیدنِ ‌آن‌را به تعویق می‌انداختم. دلیلی برای این تعلل نداشتم اما شاید ناخودآگاه نمی‌خواستم آن حسی که نسبت به این فیلم داشتم زائل شود چرا که وقتی برای نخستین بار فیلم را دیدم  قصه‌اش مدت‌ها در ذهن‌ام می‌چرخید و درباره‌اش با دوستان خوب آن روزگار به بحث نشسته بودیم. معمولاً سراغ چنین آثاری از فیلم‌سازان یا نویسندگانِ کشورمان که خاطراتِ ویژه‌ای ازشان دارم نمی‌روم چون سلیقه‌‌‌ام به شدت تغییر کرده و البته اغلب چیزهایی در آن‌ها می‌بینم که قداست‌شان پیش‌رویم به‌کلی نابود می‌شود؛ دلم می‌خواهد همچنان همان‌قدر محترم بمانند که بوده‌اند. اما واقع‌ اینکه در مجموعه‌ آثار آقای مهرجویی فقط پری، فیلمی بود که به زعم من اثرِ نسبتاً درخوری محسوب می‌شد. آقای مهرجویی هیچ‌وقت فیلم‌ساز محبوبم نبوده‌اند چرا که آثارشان به چشمِ من به شدت متظاهرانه است و همچنین حتا حرکت‌دوربین، قاب‌بندی‌ها، موتیف‌ها، ترفند‌های‌شان و هر چه در تصویر می‌بینیم از آثار فیلم‌سازان بزرگی مثل فلینی، بونوئل، پولس و...به آثارش منتقل شده‌اند، و به دیگر سخن فاقدِ اصالت است. خلاصه بنا به دلایلی که (اینجا) نوشته‌ام بعد از سال‌ها بی‌خیالی، عاقبت «ناطور دشت» نوشته‌ی یکی از غول‌های ادبیات آمریکا یعنی «جی.‌دی.‌سلینجر» را خواندم و آنقدر مجذوب‌اش شدم که نم‌نم مشغول به خوانش مجموعه آثارش شوم، تا این‌که نوبت به رمانِ «فرانی و زویی» رسید و هنوز چندصفحه ازش نخوانده بودم که گفتم اینکه فیلم پریِ مهرجویی‌ست! اما می‌دانستم سلینجر به هیچ وجه رابطه‌ی خوبی با سینما نداشته و به جز یک نسخه که گویا همان‌ دیگر مطمئن‌اش می‌کند که «نباید» پس به هیچ‌کس اجازه‌ی ساخت فیلم از آثارش را نداده است. نیاز به سرچ نبود ولی با اینحال پیگیر شدم که مشاهده کردم بله! جناب مهرجویی بی‌اجازه‌ی نویسنده دست به این‌کار زده‌اند و گویا وکیل سلینجر با تهدید به شکایت، اجازه‌ی اکران این فیلم را در هیچ‌کشوری نداده. می‌گویم هیچ‌کشوری چرا که قوانین ما با سایر نقاط جهان متفاوت است و این مسائل برای‌مان عادی‌ست. کاری به حواشی ماجرا ندارم که مابین‌شان چه اتفاقی افتاده اما نکته‌ی غم‌انگیز‌ اینجاست آقای مهرجویی بدون اجازه‌ی نویسنده‌ی «فرانی و زویی» آن‌را ساخته است! آقای کارگردان بدون اجازه‌ی نویسنده‌ اثرش را می‌سازد و در تیتراژ پایانی با عنوان «برداشتِ آزاد از سه داستانِ سلینجر» حتا بی آنکه اسم «فرانی و زویی» را بیاورد به موضوع ریزاشاره‌ای‌ می‌نمایند. وقتی به شکل ماجرا نگاه می‌کنم مضحک و دردناک به نظرم می‌رسد. پری فیلم خوبی نیست! و کارگردان ذره‌ای از چیزی که می‌ساخته درکی نداشته ولی این‌ها مهم نیست! درد اینجاست، اثرِ نویسنده‌ای را بدون اینکه در جریان باشد، به نفع خودت مصادره کنی آنوقت در فیلمی که ازش می‌سازی به گم‌گشته‌ها بپردازی و شعور و انسانیت را در بوق کرنا کنی؟ به گمانم در فرهنگ ما یک جای کار بدجوری می‌لنگد.

 

 

 

پی‌نگار:

چقدر دروغ دیده و شنیده‌ایم.

 

 

 

پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)

 

 

نقد و معرفی یکصد و چند جلد کتاب و رمان (اینجا)


برچسب ها: فرانی و زویی سلینجر ، فرانی و زویی مهرجویی ، کپی رایت فرانی و زویی ، پری داریوش مهرجویی سلینجر ، کپی سرقت ادبی فرانی زویی ، نقد م معرفی رمان وبلاگ سیناپس ، جی سلینجر پری مهرجویی ،

دوشنبه 29 آبان 1396

داستانک: «پایان بحث»

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :پراکنده ،




«پایانِ بحث»


تام مردی جوان، خوش‌قیافه و خوش‌گذران بود، هرچند وقتی با سام که دوماه بود هم‌خانه‌اش شده بود شروع به جدل کرد کمی مست بود.

«نمی‌شود. نمی‌شود یک‌داستان کوتاه را فقط با پنجاه و پنج کلمه نوشت، ابله!»

سام درجا او را با شلیک گلوله‌ای ساکت کرد!

لبخند‌زنان گفت:« می‌بینی که می‌شود».

 

 

 

«تری. ال. تیلتون»

 

 

پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)

 

درباره‌ی «ریچارد براتیگان» و «صید قزل‌آلا در آمریکا» (اینجا)


شب‌نوشت «برگشت به تاریکی» (اینجا)


برچسب ها: داستان پایان بحث ، داستانک پایان بحث ، داستان خیلی کوتاه ، تری ال تیلتون نویسنده داستانک ، نقد و معرفی رمان وبلاگ سیناپس ، داستانک مینیمالیسم ، رمانهایی که باید بخوانیم ،

سه شنبه 23 آبان 1396

می‌بری از یاد...(پراکنده‌‌نوشت)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :پراکنده ،


پراکنده‌‌نوشت

 



می‌بری از یاد...

 




همه چیرو فراموش می‌کنی! باور کن آدم همه چیزو فراموش می‌کنه؛ یه روز صبح از خواب بیدار می‌شی و دیگه هیچی یادت نمیاد. تمامِ دردات، غمات، زخمات، و اونایی رو که یه وقت طوری عاشقشون بودی که با خودت می‌گفتی:«اگه نباشن حتا نمی‌تونی نفس بکشی» همه رو فراموش می‌کنی و اون روز صبح که از خواب بیدار می‌شی بعدِ خوردنِ یه لیوان چایِ داغ وقتی داشتی به پشتِ پنجره‌های سرمای زمستون که برف همه‌جا نشسته نگاه می‌کردی و با دودِ سیگارت حلقه می‌ساختی، متوجه می‌شی چندروزه یادِ هیچ‌کس نیفتادی، دیگه هیچی‌ به خاطرت نمیاد، نه سلامی نه خدانگه‌داری، انگار هیچ‌وقت اون آدم‌ها نبودن یا اون حوادث رخ نداده. اما نمی‌دونم چندماه، یا چندسال بعدش، واقعاً نمی‌دونم چندسال بعدش که توی یه پیاده‌رو قدم می‌زنی، یا حتا توی یه کشور دیگه، فرسنگ‌ها دور از وطن، یه عطر آشنا، یه چهره‌ی شبیه، انحنای لب یا شیوه‌ی چشم‌ها، یه لبخند، یه آهنگ که حالا فاصله‌ات از آخرین باری که شنیدیش حتا نمی‌دونی چندساله، یک‌دفعه همه چیرو به یادت میاره، درست مثل روز اول زنده می‌شه، درست مثل لحظه‌ای که اتفاق افتاده؛ می‌خوام بگم، آدم هیچی‌رو فراموش نمی‌کنه، اصلاً فراموشی وجود نداره، فقط خاطراتت یه گوشه‌ از ذهنت بدون اینکه بدونی یه مدت آروم گرفته...فقط همین. 





پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)

 

 

 

بهانه‌نوشتی برای تارهای جادویی فرانکی پِرِستو

 

نقد و معرفی شاهکار «جنگ، چهره‌ی زنانه ندارد»

 

درباره‌ی بزرگترین چشمان کهرباییِ دیده شده...

 

 



برچسب ها: نقد تارهای جادویی فرانکی پرستو ، نقد جنگ چهره زنانه ندارد ، معرفی کتاب جنگ چهره زنانه ندارد ، فراموشی حافظه غم ، مرگ حافظه فراموشی ، تداعی خاطرات فراموش شده ، نقد معرفی رمان وبلاگ سیناپس ،

شنبه 28 مرداد 1396

پراکنده: «کلامی با خود»

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :پراکنده ،


پراکنده:

 

«کلامی با خود»


قدیم‌ترها می‌گفتی: حضورِ دیگران به چه کارت می‌آید؟ می‌گفتند: تا نباشند به خود نمی‌رسی! خودت را در آیینه آنها می‌بینی و می‌شناسی؛ حالا آنقدر ماجرا به سیرک می‌ماند، آنقدر آن آیینه کدر شده، که آدرس اشتباه می‌دهد، ترکستان خوب است، سر از دَدآباد درمی‌آوری، می‌خواهم بگویم:«آهای من» خودت را در آیینه خودت ببین، هنوز خودت معیار خود باش، و برای این بودن، بی‌مهابا بجنگ.

 

 

 

پی‌نگار:

شیوه‌ی چشمت فریب جنگ داشت

 ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم

 


پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)

پراکنده: «به خاطرِ خود»



برچسب ها: خوشناسی تنهایی ، روانشناسی خود ، خود آیینه دیگران ، نقد و معرفی رمان وبلاگ سیناپس ، خودشناسی ابرانسان ، خودشناسی حافظ ، ترکستان ناکجاآباد ،

تعداد کل صفحات: 2 1 2