یادداشت کوتاهی درباره‌ی فیلم 2008 Departures

(عزیمت‌ها)

فیلمی که روان آدمی را می‌پالاید و جلا می‌دهد؛ هر احساس عمیق انسانی به ظریف‌ترین و زیباترین شکل ممکن در آن یافت می‌شود. «عزیمت‌ها» فیلمی است به‌راستی درباره‌ی انسان و روابط و عواطفش و یکی از مهم‌ترین مسائل و دغدغه‌هایش یعنی مرگ. جایی می‌گوید، مرگ دروازه‌‌ای است به جهان دیگری لیک کمتر فیلمی سراغ دارم که بدین‌سان و اندازه مرگ را جزو زندگی خوانده باشد. اساسا این نگاه ژاپنی‌ها به مرگ است و باز هم کمتر ملتی تا بدین حد با مرگ به همزیستی ارزنده دست یازیده است. جایی خواندم مادران ژاپنی در همان بادی امر، افزون بر زندگی، مرگ هم به فرزندانشان آموزش می‌دهند، در واقع در راستای زندگی مرگ را فهم می‌کنند، این است که نسبت این ملت چنین با شرافت برقرار است. اثری که تماشای آن به معنای دقیق کلمه کاتارسیس را در وجود آدمی احضار می‌کند و بعد از خاتمه‌اش تو گویی در هوای حیات بخش صبحگاهی بر فراز کوهساران در حال قدم زدنی؛ «عزیمت‌ها» مرگ را به نمایش می‌گذارد، لیک با قرینه‌سازی، در ستایش زندگی بدان پیوندش می‌زند؛ و در نهایت تو را در مقابل این جلوه‌ی عظیم و کلیت نشانیده و از هیبت آن، ناگزیر به عمق اندیشه و تغییر رهسپار می‌کند.

 


پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)



ادامه مطلب

برچسب ها: نقد فیلم Departures 2008 ، نقد فیلم عزیمت‌ها ، نقد تلگرافی ، یوجیرو تاکیتا ، مرگ و زندگی ، کاتارسیس ، فیلم زندگی ،

چهارشنبه 25 تیر 1399

ایدئولوژی، هژمونی و رهایی از تصاویر موهوم خود (شب‌نوشت)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :شب‌نوشت‌ ،

ایدئولوژی، هژمونی و رهایی از تصاویر موهوم خود

پیام رنجبران

ایدئولوژی زنجیره‌ی متوالی از تصاویری است که به فرد حقنه شده؛ تصاویری که موجب می‌شود شخصیت فرد بر همان اساس شکل بگیرد. او مبدل به این تصاویر می‌شود و شخصیت به دست آمده مجموعه‌ای از همین تصاویری است که در ذهن او برقرار است. شخصیت و عقایدی که اغلب خود فرد هم نمی‌داند آغازش از کجا بوده و چگونه بدین شکل درآمده است. هژمونی در ادامه‌ی آن است. بدین روال که فرد به جایی می‌رسد که به صورت کاملا داوطلبانه، خودجوش و با رضایت خاطر کامل این کارکتر را می‌پذیرد، یعنی آنچه را بدو تحمیل شده و حتی علیه ابتدایی‌ترین حقوق و منافع‌ انسانی‌اش می‌کوشد و شگفتا گمان می‌برد آنچه صحت دارد همان است که اوست و آنچه می‌پندارد و بر عقایدش سخت استوار است؛ چیزی که از خود می‌شناسد در واقع همان است. لیک آن‌ها تصاویری موهوم‌اند که در هم تنیده شده‌اند. گاه پیش می‌آید که از این چرخه‌ی کاذب می‌رهد و آنجاست که متعجبانه به خود می‌نگرد و می‌پرسد آیا این من هستم؟ پس آن کسی که تا به حال به نام خود می‌شناختم که بود؟ مجموعه‌ای از تصاویر موهوم. یک تجسد متوهم متحرک! و گاه این توهم، این شناخت ناراست از خود، این دورترین فاصله‌ها از خود حتی می‌تواند یک بیماری باشد. خود را بیمار می‌پنداشته‌ای، چرا که این‌طور به تو تلقین شده بوده و حتی سال‌ها با این تصور می‌گذرانده‌ای- برای مثال نسبتی میان تو و مرضی روانی یا انواع و اقسام ترس‌های نبایسته برقرار کرده بوده‌اند- اما واقعیت امر اصلا و ابدا این نبوده است. خوشا جان‌هایی که چنین لحظه‌های شگفت، هولناک، گیج‌کننده و البته بعدتر طربناکِ رها شدن از بند این چرخه‌ها و تصاویر را می‌آزمایند. لحظه‌هایی که آدمی به خود نزدیک‌تر می‌شود و فرد به انسان. گرچه ممکن است به دیده‌ی دیگران چنین نیاید.

 


پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)



ادامه مطلب

برچسب ها: ایدئولوژی ، هژمونی ، تصویر ، شناخت ، پیام رنجبران ، خودشناسی ، رهایی ،

چهارشنبه 11 تیر 1399

ارزش جهان در تفسیر ما نهفته (شب‌نوشت)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :شب‌نوشت‌ ،


(فریدریش نیچه،اراده قدرت،481): ارزش جهان در تفسیر ما نهفته است.

و در جایی دیگر می‌گوید: همه چیز تفسیر است.

پی‌نگار:

و ارزشمندی هر انسانی به تفسیرهایش از جهان پیرامونش؛ تفاوت آدم‌ها در همین‌هاست. و اگر بخواهیم نیچه‌ای به موضوع بنگریم، اینکه این تفسیرها تا چه حد در راستای تقویت میل او به زندگی‌ست، تا چه میزان در آن زیبایی نهفته است، زیبایی به مثابه‌ی نیرو، نیرویی برای زندگی، زندگی به مثابه‌ی هنر، تا چه حد نیرو در تفسیرهای او در جهت هنرمندانه زندگی کردن نهفته است. این تفسیرها تا چه اندازه او را نیرومندتر می‌کند برای خواست زندگی؛ برای انجامش. به قول نیچه برای خطر کردن. برای جسورانه زیستن. برای آزمودن. دلیرانه آری و سلحشورانه نه گفتن. تجربه کردن. برای چیرگی مداوم بر خود. سرکشی علیه خود. شکستن مداوم حصارهای ذهنی‌ات. آزمون‌های تازه‌تر. شناخت مسیرهای جدیدتر. حتی دوباره و چند باره شکست خوردن. و گاهی مجدد آزمودن. این فرق ظریفی دارد با آن گفته‌ی به‌جای آزموده را آزمودن خطاست. گاهی اوقات «تو خود حجاب خود» بوده‌ای. گرفتار در چهارچوب‌های ذهنی‌ات که ممکن است از پس شکستی در گذشته گرداگردت دیوار شده باشد. شاید پاسخ این‌بار در خطر کردن دوباره‌ات نهفته باشد. آنگاه‌ست که از بیماری تندرستی ساخته‌ای. از ضعف قدرت. از فسردگی و ترس، طرب. دریافتی چه می‌گویم؟ مهم حاضر بودن در زندگی‌ست.

 


پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)


ادامه مطلب

برچسب ها: اراده قدرت ، زندگی هنر ، زیبایی ، نیرو نیچه ، زیبایی هنر نیچه ، ارزش جهان در تفسر ما نهفته ، آری گویی ،

دوشنبه 9 تیر 1399

رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :شعر ،


گفت که دیوانه نئی، لایقِ این خانه نئی

رفتم و دیوانه شدم سلسله بندنده شدم

گفت که سرمست نئی، رو که‌ از این دست نئی

رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم

گفت که تو کشته نئی، در طرب آغشته نئی

پیش رخ زنده‌کُنش کشته و افکنده شدم

گفت که تو زیرککی، مست خیالی و شکی

گول شدم هول شدم وز همه برکنده شدم...

 

 

 

«غزلیات شمس»

«مولانا»

 

پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)



ادامه مطلب

برچسب ها: رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم ، غزلیات شمس ، مولانا ، رومی ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات