چهارشنبه 9 خرداد 1397

نقد فیلم: دولتوف DOVLATOV (تبعید با یک چمدان خاطره)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :پیام رنجبران(نقد فیلم) ،



DOVLATOV


تبعید با یک چمدان خاطره


 پیام رنجبران



برای انزجاری عمیق افاقه می‌کند، فقط کافی‌ست به زندگی و سرنوشت خیل کثیری از نویسندگان و اندیشه‌ورزانی که توسط برداشت‌های سودازده‌ی نظام‌ها از فلسفه‌ی مارکسیسم زندانی، تبعید، تحقیر و اعدام شدند نگاهی بیندازیم، همین برای تنفری عمیق از هر شاکله‌، نظام یا حاکمی که چنین رنگ‌و‌بویی دارد افاقه می‌کند، ویتنام، کره‌‌شمالی، کامبوج، لهستان، مجارستان، چک، اسلواکی، چین، آلبانی، کوبا، آلمان، بلغارستان...و در صدرش شوروی سابق که نتیجه‌اش مجموعه‌ی کاملی‌ست از فجایع ننگین ضدانسانی برای تاریخ بشر؛ آیا هنوز جایی برای آزمودن باقی مانده است؟ فیلم «دولتوف» به کارگردانی درخشان «الکسی گرمن جونیور» در پیوند با واقعیت روایت شش روز از زندگی «سرگئی دولتوف» روزنامه‌نگار و نویسنده‌ی روس در ماه نوامبر سال 1971 است، روایت شش‌روزه‌‌ی زندگی یکی از همین نویسندگان گیرافتاده در جو خفقان‌‌آور یاد شده توسط حزب کمونیسم شوروی که به کابوس می‌ماند و پرسه‌زنی‌های خیال‌گونه‌ی دولتوف در شهر یادآور و به مثابه‌ی زیستن در چنین رویای دهشتناکی ست، تجربه‌‌ی لحظات و تاثیرات‌ آن بر روح و روانش و البته بر سایر هنرمندان، روشنفکران، نویسندگان و شاعران آن برهه‌، به عنوان مثال «برودسکی» شاعر اخراج شده از روسیه و برنده‌ی جایزه نوبل سال 1987 نیز در فیلم حضور دارد؛ «دولتوف» نویسنده‌ای آرمان‌گراست که جز نوشتن کاری نمی‌داند و برای ورود به کانون نویسندگان، وجود خارجی داشتن در کشورش، همچنین امرار معاش می‌بایست در راستای اهداف حزب کمونیست دست به ملاحظات زیادی در نوشته‌هایش بزند، نویسنده‌ای که وقتی سردبیر مجله از او می‌خواهد لعاب شادتری به اشعارش بدهد- که یعنی حال ما خوب است- در پاسخ می‌گوید:«من هر روز با کابوس از خواب بیدار می‌شوم!» -حالا اگر هر روز در کابوس زندگی کنی چه خواهی نوشت؟- جایی دیگر از سردبیر مجله می‌شنود کاغذِ نوشته‌های نویسنده‌هایی را که آثارشان چاپ نمی‌شود برای چرک‌نویس به مدارس داده‌اند، دولتوف در پرسه‌زنی‌هایش وقتی وارد حیاط مدرسه می‌شود همه‌ی این کاغذها پخش‌و‌پلا روی زمین ریخته شده‌اند، او شروع به خواندن اسامی زیرپا افتاده‌ی دوستانش می‌کند که همگی نویسنده‌ها و شعرای آن دوران و به قول برودسکی آخرین نسل برای نجات ادبیات روس هستند، بدین‌سان یکی از عجیب‌ترین و ماندگارترین نماهای سینما در سال‌های اخیر شکل می‌گیرد.

«سرگئی دولتوف» متولد سال 1941، شهر یوفا در شوروی است، دوران سربازی‌اش به‌عنوان نگهبان زندان در یکی از زندان‌های مخوف شوروی گذارند، وقتی به نویسندگی پرداخت برای چاپ نوشته‌هایش با مشکلات و محدودیت‌های فراوان فضای بغایت بسته‌ و ایدئولوژیک شوروی مواجه شد تا جایی که آثارش را برای انتشار به اروپای غربی فرستاد اما سازمان اطلاعات شوروی از قضیه باخبر شد و آن‌را مخالف با منافع ملی دانست و دولتوف را دستگیر و محاکمه کرد؛ در نهایت او تنها با یک چمدان به غرب تبعیدی خودخواسته شد و در آن‌جا دوازده جلد کتاب به انگلیسی منتشر کرد و در 48 سالگی درگذشت. از این نویسنده مجموعه داستان «چمدان» که با فرمی خاطره‌- داستانی قصه‌ی مهاجرتش از شوروی به غرب است و همان‌وقت در آمریکا به چاپ رسیده به زبان فارسی ترجمه شده است.


 


پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)



ادامه مطلب

برچسب ها: نقد فیلم دولتوف ، نقد فیلم DOVLATOV ، فیلم شاعران نویسندگان تبعیدی شوروی ، فیلم برودسکی دولتوف ، نقد دولتوف الکسی گرمن جونیور ، کتابهایی که باید بخوانیم ، نقد فیلم دولتوف میلان ماریچ ،


The silent Revolution

انقلاب خاموش


یادداشت کوتاه

پیام رنجبران


گاهی اوقات حین تماشای فیلمی آرزو می‌کنیم ای کاش این فقط یک فیلم بود! روایتی که شاهدش هستیم همه ساخته و پرداخته‌ تخیلات نویسنده و کارگردانش می‌بود، بعد نفسی به راحتی می‌کشیدیم و می‌گفتیم امیدوارم هیچ‌گاه چنین مسائلی در واقعیت رخ ندهد، اما چنین گفته‌هایی درباره‌ی فیلم «انقلاب خاموش» صدق نمی‌کند! داستان فیلم بر اساس روایتی واقعی‌ست، کارگردان «لارس کراومه» داستانش را از کتاب اتوبیوگرافیک نوشته‌ی «دیتریچ گارستا» اقتباس کرده، روایتی که نویسنده از تجربیات شخصی‌ خودش و 18 همکلاسی‌اش به رشته تحریر درآورده است؛ پس فقط می‌ماند اینکه بگوییم امیدوارم چنین وقایعی مجدداً پیش نیاید؟ ماجرای فیلم در سال 1956 آلمان شرقی کمونیستی می‌گذرد! زمانی که هنوز دیوار برلین مابین دو آلمان کشیده نشده و عبور و مرور از مرزشان هرچند مشکل اما ممکن است. دو همکلاسی در جریان بازدید از یک سینما در آلمان غربی از خیزش و قیام مردم مجارستان علیه کمونیست و ارتش شوروی در بوداپست مطلع می‌گردند، قیامی که در نهایت به طرز فجیعی به خاک‌و‌خون کشیده می‌شود، روزنامه‌ها و اخبار در آلمان شرقی تحت کنترل حزب کمونیست است، وقتی این دو دانش‌آموز خبر قیام مردم مجارستان به همکلاسی‌های‌شان می‌رسانند همگی تصمیم می‌گیرند به احترام آنان در کلاس دو دقیقه سکوت کنند! سکوتی که برای‌شان به دردسر بزرگی ختم می‌شود چرا که معلم‌شان سایر مسئولین را مطلع می‌کند و کار بالا می‌گیرد و بچه‌ها به شدت تحت فشار قرار می‌گیرند، زیرا کشور در دست آدم‌هایی‌ است که مطمئن هستند به حقیقت انسان پی برده‌اند و به دانسته‌های خودشان و شیوه‌‌شان برای آزادی و خوشبخت شدن انسان یقین کامل دارند، یعنی حزب کمونیست! و طبق روال چنین پدیده‌های عجیبی که به صحت گفته‌های خودشان کاملاً مطمئن هستند، اجازه‌ی نقد یا مخالفت به هیچ بنی‌بشری نخواهند داد حال به هر قیمتی که شده، و این جزمیت چه برای‌مان آشناست! «انقلاب خاموش» اثری منسجم و روایت تاثیرگذار و پرتعلیقی دارد، علی‌الخصوص اینکه تماشاگر می‌داند قرار است در آینده‌ای نه‌چندان دور چه اتفاقاتی در این کشور بیفتد و البته از پایان قائله و خراب‌شدن دیوار برلین نیز باخبر است، و خود بر تمام آن فجایع، فشارهای بی‌رحمانه، فروپاشی‌ خانواده‌ها در آن دوره قضاوت می‌کند؛ در کنار همه‌ی این‌ها نقش‌آفرینی فوق‌العاده‌ی بازیگران جوان فیلم زندگی ویژه‌ای بدان بخشیده است، تا جایی که مشکل بتوان فراموش‌شان نمود.

 

 

پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)



ادامه مطلب

برچسب ها: نقد فیلم انقلاب خاموش ، نقد فیلم The silent Revolution ، فیلم انقلاب خاموش لارس کراومه ، جشنواره بین المللی فجر 97 ، لئونارد شیچر تام گرامنز لنا کلنکه ، یادداشت فیلم انقلاب خاموش ، بررسی فیلم The silent Revolution ،

این نوشته‌ام، اینجا ماهنامه‌ صدبرگ- اردیبهشت 97 منتشر شده!









رمان: گهواره‌ گربه 

 نویسنده: کورت وونگات جونیور 

 مترجم: مهتاب کلانتری، منصوره وفایی 

 نشر: ثالث

 

دروغ‌های واقعی


پیام رنجبران

 

«اسماعیل خطابم کنید»! این نخستین جمله‌ی آغازین رمان جاودانه‌ی «موبی‌ دیک» است؛ شاید باید بگوییم معروف‌ترین شروع روایت در میان شاهکارهای ادبی جهان که شنیدنش موجب برانگیخته شدن احساسات همه‌ی علاقمندان حرفه‌ای جهان ادبیات و احترام قلبی و ستایش حماسی‌شان به یکی از بزرگترین نویسندگان تاریخ یعنی «هرمان ملویل» می‌گردد. حتا احتمال دارد وقتی می‌شنوند:«اسماعیل خطابم کنید» مو به تن‌شان سیخ شود! حالا وقتی با شروع رمانی مواجه می‌گردند که این‌گونه آغاز می‌شود:«جونا صدایم کنید! پدر و مادرم صدایم می‌کردند: جونا، یا چیزی توی همین مایه‌ها» شاید چندبار دیگر عبارات را مرور کنند، اول به‌خاطر اینکه مطمئن شوند که آیا نویسنده‌اش به خود اجازه‌ی شوخی و تمسخر «هرمان ملویل» بزرگ را داده است؟ دوم اینکه، آماده شوند برای این‌که بدانند تا کجا پیش رفته است؟ سوم، به احتمال قوی خنده‌شان خواهد گرفت و با علاقه به خواندن اثر ادامه می‌دهند، چرا که این آغاز رمان «گهواره‌ گربه» است و نویسنده‌ی آن کسی نیست جز «کورت وونگات جونیور» یکی دیگر از نویسندگان بزرگ جهان ادبیات و همچنین از دوست‌داشتنی‌ترین و پرطرفدارترین‌ها که این طنازی‌ها جزوی جدانشدنی از آثار او هستند و البته در حالت کلی از سیاه‌ترین طنازی‌هایی دیده شده؛ زیرا «کورت» نویسنده‌ای منتقد است علیه اقتدار! چه سیاست‌های سیاست‌چی‌های کشورش آمریکا، چه رویایی مشهور به «رویای آمریکایی»، چه هر شکل و نوعی از نظام‌های اقتدارگرا و دیکتاتوری که جان انسان‌ها برای‌شان پشیزی اهمیت ندارد و هر آن ممکن است بلاهت بیماروارشان کره‌ی زمین را بهمراه‌ همه‌ی انسان‌های روی آن به ورطه‌ی اضمحلال و نابودی بکشانند؛ او وقتی خبرنگاری درباره‌ی طنز سیاهش می‌پرسد می‌گوید:«خنده می‌تواند واکنشی باشد به ناکامی‌ها، درست مثل گریه. خنده هیچ مشکلی را حل نمی‌کند، همان‌طور که گریه. خنده یا گریه کاری است که انسان انجام می‌دهد وقتی هیچ‌کاری از دستش برنمی‌آید...» با وجود این سرخوردگی که منشایی جز جنگ‌های عجیب و غریب جهانی و بخصوص انفجار بمب اتمی در ژاپن ندارد که سایه‌‌ی سنگین‌اش بر اذهان بسیاری از نویسندگان آمریکا بعد از جنگ می‌افتد، و با وجود اینکه تا بوده اکثر نویسندگان، روشنفکران، شاعران واقعی نسبت به وضعیت برزخی جهان و سراشیبی به مقصد دوزخی که همه در آن افتاده‌ایم هشدار داده‌اند و هماره نادیده گرفته شده‌اند و جنون و بیماری روان‌نژندانه و همه‌گیر انواع و اقسام جنگ‌ها همچنان در زندگی انسان بحران ایجاد می‌کند و موجب مصبیت و مصائب است، اما «کورت» معتقد است همچنان می‌بایست هشدار داد و نهایت سعی خود را برای جلوگیری از فجایع بیشتر به کار بست؛ او هنرمندان و آثار هنری را به مثابه‌ی گونه‌ای از «سیستم‌های هشداردهنده» می‌داند که می‌بایست برای جلوگیری از نابودی و به فلاکت افتادن سلسله‌ی انسان به هشدارهایی که می‌دهند توجه نمود. «کورت» که در طبقه‌بندی به‌خاطر فرم ساختار‌های روایی‌اش، زبان هجوآمیز، ارجاعاتش به سایر آثار هنری یا هنرمندان و نقدشان و البته محتوای آثارش که می‌توانیم آن‌را علیه تمام کلان‌روایت‌ها بدانیم، یعنی روایت‌های بزرگی مانند مسیحیت، علم‌گرایی، مارکسیست، کمونیسم، رویای آمریکایی که داعیه‌ی نجات انسان داشتند اما به شوخی دردناکی مبدل شدند و همچنین به چالش‌ کشانیدن سیر خطی تاریخ در زمره‌ی نویسندگان «پست‌مدرن» قرار می‌گیرد. نویسندگانی که با خلق جهانی فانتزی، تخیلی، تصنعی و جعلی که سعی بر واقعی نشان‌دادنش دارند و البته نشانگان این جهان به دقت برگرفته و بازنموده‌ی همین جهان واقعیت واقعی پیرامون‌ ماست و بدان اشاره دارد، و سپس با تمسخرش ما را با یک دروغ بزرگ مواجه می‌کنند! دروغ‌های بزرگی که برای استثمار انسان ساخته و پرداخته شده، و چه از کلان‌روایت‌ها پرفراوان شنیده‌ایم و چه امروز، همچنان و هر لحظه به‌طور مدام از طریق رسانه‌ها می‌شنویم، دروغ‌هایی که جملگی مزورانه شکل واقعیت و صداقت به خود می‌گیرند و علی‌الخصوص از زبان سیاست‌چی‌هایی شنیده می‌شود که انگل‌وار از خون انسان‌ها می‌مکند و تغذیه می‌کنند، لیک شمایل منجی به خود گرفته‌اند. «جونا» راوی داستان وقتی جوان‌تر بوده قصد داشته کتابی بنویسد با عنوان: «روزی که دنیا پایان یافت»؛ کتابی که قرار بوده «مستند باشد» و «گزارش کارهایی» که «کله گنده‌های آمریکا روز پرتاب اولین بمب اتمی روی هیروشیمای ژاپن انجام دادند» زین‌رو گذرش به دانشمندی می‌افتد که یکی از پدران بمب اتم بوده و خانواده‌‌اش؛ دانشمندی که حالا مرده است اما میراث شومی به نام یخ 9 نیز از خود به جا گذارده است. «جونا» در پی تحقیقاتش و طی سلسله‌ی وقایع بامزه‌ای از جزیره‌ی «سن‌لورنزو»واقع در دریای کارئیب سردرمی‌آورد. آنجا با آیین «باکونونیسم» آشنا می‌شود که بر «فوما» یا دروغ‌‌های بی‌ضرر بنا شده و به وجودآورنده‌ و سرحلقه‌اش فردی‌ست به اسم «باکونون» که نامش یادآور و شوخی دیگری است با «میخائیل باکونین» آنارشیست انقلابی روس...



 

پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)



ادامه مطلب

برچسب ها: نقد رمان گهواره گربه ، نقد رمان گهواره گربه کورت وونگات جونیور ، نقد رمان گهواره گربه کرت ونه‌گات جونیور ، رمان پست مدرن گهواره گربه ، رمان نقد رویای آمریکایی ، علیه مارکسیسم کمونیسم ، کتابهایی که باید بخوانیم ،

تعداد کل صفحات: 2 1 2
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic