این نوشته‌ام، اینجا ماهنامه صدبرگ- خردادماه 97 منتشر شده!





نگاهی به آثارِ یک طنز‌نویس

دیوید سداریس


پیام رنجبران

 

 

ویژگی‌ای که برای یک داستانِ کوتاه خوب می‌شمارند این است که با هر داستانی که پیش از آن نوشته شده متفاوت باشد! اثرِ به رشته‌ی تحریر درآمده چه از لحاظ فُرم و ساختار چه از لحاظ درونمایه با آثار پیشینِ خود متمایز باشد. (این خصیصه معمولاً در کشور ما ضعفِ یک داستان محسوب می‌شود، چرا که با تازه مخالفیم) شخصاً به آثاری علاقمندم که حاصل کشف و شهودِ نویسنده باشد و برآمده از انفجارهای درونی و دغدغه‌ها و همچنین مسائلی که در زند‌گی برای او پیش آمده و طومار جانش را بهم پیچیده و به درد آورده است. اساساً ذات هنر بر پایه‌ی اعتراض شکل می‌گیرد و این اعتراض از خویشتنِ هنرمند آغاز می‌گردد تا فضایی که پیرامون‌‌اش را دربرگرفته اعم از خانواده یا جامعه و سپس اعتراض به همه چیز. دغدغه‌ و مسائل حل‌ ناشده‌ای مغزِ هنرمند را قلقک می‌دهد و آن‌را به خارش می‌اندازد آنقدر که تا توسط اثرش ابرازش ندارد یا اگر نویسنده باشد تا ننویسدش آرام نخواهد شد و به طور مداوم، یقینِ انسان‌ها به هر چیزی در آثارِ هنری به چالش و تردید یا به هجو کشانیده می‌شود. بدین روال گاهی نمی‌توان حتی قالب برخی از آثار را پیدا کرد و به دقت گفت در کدام رسته قابلیت تعریف و طبقه‌بندی پیدا می‌کنند، درست مثل نوشته‌های «دیوید سداریس» طنزنویسِ قهّارِ آمریکایی که اگر از چند نوشته‌ی او که بطور واضح داستان‌کوتاه هستند بگذریم، باقی‌شان نوشته‌هایی‌ست که صرفاً از دغدغه‌های نویسنده پرده برمی‌دارد. سوألات و چالش‌ها و مسائلی که برخی‌شان از کودکی در روح و روان او رخنه کرده‌اند و همان‌جا لولیده‌اند. روح و روانِ بعضی از آدم‌ها طیِ زندگی‌شان دچار تصادفاتی شده، مثلاً یکی با موتور‌سیکلت، یکی با سواری، دیگری با تراکتور، یک‌ نفر هم هجده‌چرخ از رویش رد شده و حالا آن بهت و شدت تصادف در نویسندگان به رشته‌ی کلمات مبدل گشته! اصلاً بسیاری از نویسندگان بعدِ این برخوردها نویسنده شده‌اند و شاید پیش از آن هیچ تصمیمی برای نویسنده شدن نداشته‌اند! و البته «دیوید سداریس» جزو آن دسته‌ است که با هجده‌چرخ تصادف کرده و محصول آن تصادم به قول «گوگول» اَبرنویسنده‌ی روس که درباره‌ی بهترین نوشته‌های طنز می‌گوید:«خنده‌ی مرئی آمیخته به گریه‌ی نامرئی» است و بدین‌سان یکی از عالی‌ترین شکل‌های طنز‌پردازی به وجود آمده. گیرا، جذاب، مفرح، عمیق، منتقدانه و متفکرانه و به شدت خنده‌دار با موضوعاتی از قبیل مسائل و مشکلات خانوادگی، درگیری‌های انواع و اقسام شغل‌ها، تحصیلات، مصرف مواد مخدر، فرهنگ یونانی و همچنین خاطرات بزرگ شدن نویسنده در خانواده‌ای از طبقه‌ی متوسط در حومه‌ی شهر. این وجهِ به شدت خنده‌دار بودن در همه‌ی کتاب‌های «دیوید سداریس» که گذرِ این نگارنده بدان‌ها افتاده وجود دارد! کتاب‌هایی از جمله، «مادربزرگت رو از اینجا ببر»، «بالاخره یه روز قشنگ حرف می‌زنم»، «بیا با جغدها درباره‌ی دیابت تحقیق کنیم». اما مورد دیگری درباره‌ی «سداریس» وجود دارد، هر خواننده‌ای اولین کتابی که از سداریس بخواند بهترین اثری‌ست که از او خوانده است! یعنی وقتی خواننده برای نخستین بار با اثری از ایشان مواجه می‌شود حالا فرق نمی‌کند کدام باشد، و با چنین گونه‌ی ویژه‌ای از تاز‌گی و کیفیت بالای طنازی در آن اثر مواجه می‌گردد شگفت‌زده خواهد شد و همچنین حتماً می‌خندد آن هم به شدت، ولی چنانچه به سراغ باقیِ آثار او برود به لذت و حظی که نخستین بار برده است دست نمی‌یابد چرا که در یک نگاه کلی، در آثار سداریس نوعی از تکرار وجود دارد که ممکن است کسل‌کننده باشد. به هر تقدیر پیشنهاد می‌کنم چنانچه خواستید به سراغ سداریس بروید با «مادربزرگت رو از اینجا ببر» آغاز بفرمایید. داستانی در این مجموعه هست با عنوان «طاعون تیک» و ماجرای پسربچه‌ی دانش‌آموزی ا‌ست که تیک‌های عجیب غریبی دارد، مثلاً به هر چیزی که گذرش می‌افتد از صندوق پست تا پریز برق، می‌بایست آن‌را بلیسد تا ذهنش آرام و قرار بگیرد. این داستان فوق‌العاده خنده‌دار و البته دردناک است و قطعاً به همین واسطه «دیوید سداریس» را هیچ‌گاه فراموش نخواهید کرد؛ این شما و این «دیوید سداریس».

 

 




پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)

 


ادامه مطلب

برچسب ها: نقد آثار دیوید سداریس ، معرفی آثار دیوید سداریس ، نقد بالاخره یه روز قشنگ حرف می‌زنم ، نقد مادربزرگت رو از اینجا ببر ، نقد بیا با جغدها درباره‌ی دیابت تحقیق کنیم ، طنز گوگول سداریس ، کتابهایی که باید بخوانیم ،

جمعه 25 خرداد 1397

که این‌سان سزاست!

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :شعر ،






بیش از عشق

                به نفرت نیازمندیم

توفنده و شرور و خشمگین،

                                   سازش‌ناپذیر.

و بیش از امید

                به ناامیدی‌های بزرگ

عوضِ گمانه‌ها و مخدرات آسمانی

                                 به هشیاریِ زمین.

                                  

و به‌جای اسطوره‌‌های مرگ

                                 شهوتِ زندگی!

 



پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)



ادامه مطلب

برچسب ها: شعر ، اشعار روز ، شعر روز ، حرف روز ، پیام رنجبران ، نقد و معرفی رمان وبلاگ سیناپس ، کتابهایی که باید بخوانیم ،

دوشنبه 21 خرداد 1397

الکساندر پوشکین

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :شعر ،



هر چه می جوییم، راه پیدا نیست.

گم‌شدگانیم، چاره چیست؟

پیداست که ابلیس به صحرامان کشانده‌است

سرگردانی‌مان از این است.

 

چه بسیارند آن‌ها، به کجاشان می‌دوانند؟

آوازشان چرا چنین غم‌انگیز است؟

جن‌بچه‌ای در خاک می‌کنند

یا افسونگری را به حجله می‌برند؟

 

 

 

 

الکساندر پوشکین

به ترجمه‌ی استاد «سروش حبیبی» در آغاز رمان «جن‌زدگان» نوشته‌ی عالیجناب «داستایفسکی»


برچسب ها: اشعار الکساندر پوشکین ، ترجمه الکساندر پوشکین سروش حبیبی ، ترجمه رمان سروش حبیبی ،





Secret Ingredient

جز‌ء مخفی

*


ماجرایی دردناک و خنده‌دار


پیام رنجبران


«جزء مخفی» پنجمین فیلم بلند «گیورس استاورسکی» اهل مقدونیه متولد 1978 است که علاوه بر کارگردانی، فیلمنامه می‌نویسد، موزیک ویدئوهایی برای هنرمندان مقدونی می‌سازد، دستی در تبلیغات تجاری داشته و همچنین مسئولیت انتخاب موسیقی و صداگذاری آثار سینمایی مختلف را بر عهده دارد. فیلم «جزء مخفی» ماجرایش دردناک اما خیلی خنده‌دار است، شوخی‌های کلامی و موقعیت‌های فوق‌العاده بامزه‌ای دارد، هر چند دقیقه یکبار حتما صدای قهقهه‌ی تماشاگران در سالن شنیده می‌شود و گاهی هم پی‌در‌پی که البته بازیگرانش نیز به خوبی از پس نقشی که به آنان محول شده برآمده‌اند. «وله» مکانیک سی‌و‌چندساله‌ با نقش‌آفرینی عالی «بلاجوج وزلینف» در ایستگاه راه‌آهن کار می‌کند، او که به دلیل رکود شدید اقتصادی سال‌های اخیر کشور مقدونیه و حقوق‌های عقب‌افتاده با بی‌پولی دست‌وپنجه نرم می‌کند پدرش نیز به سرطان ریه مبتلاست و قیمت داروها مدام بالا می‌رود. «وله» برای تهیه‌ی داروهای پدر و بهبود حالش دست به هرکاری می‌زند اما بی‌فایده است تا اینکه بسته‌ای پر از مواد مخدر پیدا می‌کند که توسط قاچاقچیان در قطار جاسازی شده است. او پس از کش‌و‌قوس‌هایی تصمیم می‌گیرد برای آرام شدن درد پدر با «ماریجوانا»های داخل بسته کیک درست کند و به خوردش دهد! در ادامه و در عین ناباوری اتفاق عجیبی می‌افتد، واقعه‌ای که به مرور در گوش همه‌ی مردمان بیمار شهر نیز می‌پیچد. بر حسب اتفاق من این فیلم را دوبار در جشنواره دیدم، واقع این‌که نخستین بار با این‌که فیلم نشان از کاری درست و حسابی می‌داد و برایم جالب بود اما قسمت‌هایی از اثر مخدوش و سوال‌هایی در ذهن بوجود می‌آمد که به نظرم بی‌پاسخ می‌ماند و با کلیت فیلم و کارگردانی که توانایی تعریف چنین قصه‌ی گیرایی دارد جور نبود، مثلاً همکار «وله» چرا و چطور در ایستگاه راه‌آهن کتک خورد؟ انگار تکلیف بعضی از داستان‌های فرعی و گره‌های فیلم روشن نمی‌شد که موجب آسیب جدی به کیفیت‌اش شده بود! بار دوم که اثر را دیدم، گویا قسمت‌هایی از فیلم در جشنواره دچار سانسور و ممیزی شده است.



ادامه مطلب

برچسب ها: نقد فیلم جزء مخفی کارگردان گیورس استاورسکی ، نقد فیلم Secret Ingredient ، نگاهی به فیلم‌های جشنواره فجر 97 ، نقد فیلم دولتوف DOVLATOV ، نقد فیلم انقلاب خاموش The silent Revolution ، نقد فیلم aga برنده جشنواره فجر ، کتابهایی که باید بخوانیم ،

پنجشنبه 17 خرداد 1397

رمان: هواخواه ( سرود و سراب )

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب : معرفی کتاب(نقد) ،

این نوشتار، اینجا ماهنامه صدبرگ- اردیبهشت 97 منتشر شده!



 رمان: هواخواه

نویسنده: ویت تان نوین

مترجم: فرانک معنوی

نشر: میلکان

*

سرود و سراب


نویسنده: فریدون دنیاتبار

 

این کتاب بیان رنج است، رنج انسان بی‌هیچ پسوند و پیشوندی. بی‌هیچ بیانیه و ادعایی. انسانی رانده از این‌جا و مانده از آن‌جا که برای هویتِ بی‌هویتِ خویش در این دنیای پر از برابری و برادری، در این دنیای آزادی و دمکراسی پرطمطراق آمریکایی- اروپایی در مذبوحانه‌ترین تلاش‌ها برای معنی کردن خود با فرهنگ و عقبه‌ای گناه‌آلود، ناچار است تا انتخاب کند که درد و رنج‌فروخورده‌ی خود را با اتکا به غرائض حیوانی و خواسته‌های اولیه‌اش در خدمت نوع بشر درآورد یا به کل در دامان پربرکت سرمایه‌داری آمریکایی بلغزد. او دچار نوعی دوگانگی می‌شود که حاصل تقابل این دو طرز فکر در زندگی اوست. راوی در جامه‌ی جاسوس به انسانیتی خدمت می‌کند که معتقد است برای خاطر بی‌خاطر طبقه‌ی محروم جامعه هیچ‌گونه رحمی روا نیست و هم‌زمان در حال بازی در نقشی قرار می‌گیرد که در نظام سرمایه‌داری هر نوع ترحمی را نسبت به معترضین نظام مقدس دمکراسی غربی روا نمی‌دارد و وظیفه‌ی انسانی خود می‌داند که تمام خرده‌فرهنگ‌ها را در راستای عظمت آزادی که خود تعریف کرده است، قربانی کند و به هرکسی که جرأت انتقاد از او را داشته باشد لقب وحشی، بی‌فرهنگ، جاهل و تروریست عطا کند و با اتکا به قانون انسانی‌اش در بیرون از مرزهای خود بکشد، بدرد، ببرد و یغما کند تا خدای‌ناکرده انسانیت از آزادی غفلت نکند.

این کتاب حکایت رنج است. رنج یک انسان، انسانی مانده میان آزادی و برابری و از هر دو محروم. به راستی بسیار عجیب است و شنیدنی حکایت چپ، انسان، آزادی و برابری. تقریباً تمام چپی‌های اصل و نصب‌دار در دامان پر مهر دمکراسی نظام‌های بورژوازی و سرمایه‌داری بالیدن گرفتند، اعتراض کردند، برابری را فریاد کشیدند و چون فرزندانی ناخلف پشت به پدر گناهکارشان کردند تا همیشه سرمشقی باشند برای جان‌های تشنه‌ی برادری و برابری. اگر حمایت‌های مالی جناب انگلس و سرمایه‌ی پدری‌اش نبود، مارکس با خیال راحت نمی‌توانست آن‌قدر در کتابخانه‌ها بنشیند که نشیمن‌گاهش دمل‌های چرکین بزند تا فکری برای طبقه‌ی محروم و کارگران صنعتی بکند. با این اوصاف به‌طبع ما هم امروز شاهد سوءاستفاده از این اندیشه نبودیم که پاگرفتنش در دنیا چیزی بالغ بر پنجاه‌میلیون نفر انسان ناقابل باشد.

از طرف دیگر دشمن قسم‌خورده‌ی برابری‌خواهان مارکسیست، نظامی بود که با احترام به قانون خودانگاشته‌اش به مخالفان خود آزادی بیان عطا می‌کرد آن‌ هم فقط در جغرافیای غرب که همیشه بهشتی بوده است در رویای فراموش‌شدگان دربه‌در از فقر و تباهی. غرب پرچم‌دار عزت و شرافت و انسانیت شد و در این بین فرزندان ناخلف انگار پیمانی نانوشته با پدر با اصالت خود بستند که بهایش را فقط مردمی پرداخت کنند که در فلاکت‌بارترین شرایط زندگی خود میان زنده‌باد و مرده‌باد این پدران و پسران گیر کرده بودند و عجبا که تاوان کشمکش آزادی‌خواهان و برابری‌خواهان را مردمی دادند که در نهایت حیوانیت روزگار می‌گذراندند و این چنین آزادی و برابری در شرق و غرب زمین برقرار شد.

جانوران درنده‌خویی چون استالین در روسیه، پل پوت در کامبوج، موبوتو در آفریقا، فرانکو در اسپانیا، هیتلر در آلمان، موسولینی در ایتالیا، پینوشه در شیلی، مارکوس در فیلیپین و صدها نمونه‌ی دیگر از این پدران و پسران که هرکدام به تنهایی تاریخی هولناک هستند از ددمنشی نوع بشر. تمامی این موجودات تاریخ‌ساز در اوایل کارشان جزء محبوب‌ترین افراد کشور خود بودند و تمامی آن‌ها وعده‌ی آزادی، برابری، رفاه و عدالت اجتماعی می‌دادند و در نهایت تاوان کلام پوچ این جنون‌زدگانِ قدرت را مردمی بی‌گناه در بیغوله‌هایی از سرتاسر این کره‌ی خاکی دادند که نه از جغرافیا چیزی می‌دانستند، نه شرق را از غرب تمیز می‌دادند، نه مارکس را می‌شناختند نه هابز را، نه کاپیتال می‌خواندند نه مانیفست، قبله‌گاه آن‌ها نه کرملین بود و نه واشنگتن، و این بزرگ‌ترین تراژدی انسانی‌ای است که هنوز به عناوین مختلف ادامه دارد.


 



پی‌نگار:

این متن به قلمِ دوستم «فریدون دنیاتبار» است.

 


پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)

 


ادامه مطلب

برچسب ها: نقد رمان هواخواه ویت تان نوین ، نقد رمان همدرد ویت تان نوین ، رمان هوخواه برنده جایزه پولیتزر ، مارکسیسم کمونیست ویتنام ، مارکس انگلس ویتنام ، کتایهایی که باید بخوانیم ، بررسی سیر وقایع کمونیست در جهان ،



Eyes wide shut

چشمانِ بازِ بسته

*


مهمانی در اعماق


پیام رنجبران

 

هر چندسال یکبار، مروری دارم بر بعضی از فیلم‌هایی که پیش‌ترها دیده‌ام، شاهکارها، یا آثاری که به زبان خودمانی تماشای‌شان خیلی چسبیده است؛ معدوداند آثاری که همچنان زنده و سرحال به حیات خودشان ادامه داده باشند و در تماشای مجدد همان حس و حال و کیف سابق را برایت تداعی کنند، اما یکی از این آثار استثنایی «چشمان باز بسته»‌ی استاد «کوبریک» است! اثرِ کارگردانی که تو گویی گذر زمان مشمول آثارش نشده و کهنه نمی‌شوند و انگار سقف‌ِ دانستگی در آن‌ها زده شده و تو به مرور زمان برحسب تجربه‌های شخصی‌ات، شناختِ بیشتری از موجودی به نام انسان، یا مطالعه‌ی افزون‌تر، هر بار که با آثارش مواجه می‌شوی خوانش‌ات از آن‌ها با دفعه‌ی پیش متفاوت‌تر شده است و شاید به کُنه مطلب نزدیک‌تر.



ادامه مطلب

برچسب ها: نقد فیلم چشمان باز بسته ، نقد فیلم چشمان کاملاً بسته ، نقد فیلم Eyes wide shut ، فیلم Eyes wide shut استنلی کوبریک ، روانشناسی تکاملی Eyes wide shut ، سرشت جنسی انسان ، ضمیر ناخودآگاه جمعی چشمان باز بسته ،

چهارشنبه 9 خرداد 1397

مدایح بی‌صله (اندیشیدن)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :شعر ،

اندیشیدن

در سکوت.

 

آن‌که می‌اندیشد

به ناچار دَم فرو می‌بندد

 

اما آنگاه که زمانه

زخم‌خورده و معصوم

به شهادتش طلبد

به هزار زبان سخن خواهد گفت.

 



احمد شاملو


برچسب ها: اشعار احمد شاملو ،

تعداد کل صفحات: 2 1 2