رمان: عنکبوت

نویسنده: هانری تروایا

 ترجمه: پرویز شهدی

 نشر: کتاب پارسه

*

روایت مواجهه‌ی آدم‌های سطحی با هم

 

پیام رنجبران

طرح روی جلد رمان «عنکبوت» همخوانی بسیاری با شخصیت اول این داستان دارد. هاله‌ی کم‌رنگی که تصویر مردی را شکل داده که برخاسته از کتاب‌هاست؛ گویی این کتاب‌ها منجر به شکل گرفتن سایه‌ی بی‌حالی شده که به آنی زدوده یا به تلنگری فروپاشیده خواهد شد. حس نگریستن به آن، به این می‌ماند که به یک حباب می‌نگریم. انگار ریشه‌های شخصیت و افکار این مرد به‌جای زندگی، برخاسته از مفاهیم کتاب‌هاست، ریشه‌هایی که البته محکم نیست و مفاهیمی که در او نهادینه نشده‌ است. این مرد «ژرار فونسک» نام دارد. پرسونای اصلی رمان «عنکبوت» و مرد جوانی که پشت نقاب عبارات قصار کتاب‌هایی که خوانده، شخصیت اصلی خودش را پنهان می‌کند. او خود را فردی نشان می‌دهد که نیست: قدرتمند اما در واقع ضعیف. بی‌نیاز اما به شدت محتاج به توجه و ابراز علاقه‌ی اعضای خانواده‌اش. متفکر و عمیق اما گیرافتاده در سطح. اصلاً به باور من داستان این رمان، روایت مواجهه‌ی سطح است با سطح. روایت مواجهه‌ی آدم‌های سطحی با هم، روایت آدم‌هایی که در سطح زندگی می‌لولند، ولی تقابلی که در عمیق اتفاق می‌افتد؛ یعنی ما توسط داستانی که به خوبی ساخته و پرداخته شده است به عمق و درون این آدم‌ها نفوذ می‌کنیم و به ریشه‌ها و عواملی می‌پردازیم که در نهایت این آدم‌ها برآمده از آن‌ها هستند. چرا «ژرار» اینگونه است؟ دلیل این وابستگی بیمارگونه‌ی او به خانواده‌اش چیست؟ آیا فقط خود مقصر است یا خانواده‌اش نیز دخیل‌اند؟ اساساً موضع ما نسبت به این آدم‌هایی که دورش را گرفته‌اند، چیست؟ چه نظری درباره‌ی آن‌ها داریم؟ قضاوتی که نویسنده‌ی داستان به عهده‌ی خودمان گذاشته است. او فقط بر قصه‌اش تمرکز می‌کند. زندگی این آدم‌ها و چند و چون‌شان را توسط یک ساختار منسجم روایی نشان‌مان می‌دهد. روایتی که در وهله‌ی نخست خواننده‌اش را گیر می‌اندازد و برای او جذاب است؛ سپس به خودش که می‌آید به درون داستان کشانده و شاهد ماجرا شده و در پی‌اش روابط مابین شخصیت‌های داستان را ارزیابی می‌کند. خواننده درباره‌ی آن‌ها و روابط‌شان و موقعیت‌هایی که تقابل میان آن‌ها برمی‌سازد، می‌اندیشد. رمان «عنکبوت» نوشته‌ی «هانری تروایا» نویسنده‌ی روس‌تبار فرانسوی است. این اثر در سال 1938 به رشته تحریر درآمده و همان سال مهم‌ترین جایزه‌ی ادبی فرانسه، گنکور را به خود اختصاص داده است. «هانری تروایا»(1911- 2007) نویسنده‌ی پرکار و یکی از برجسته‌ترین شخصیت‌های ادبی فرانسه به حساب می‌آید. کارنامه‌ی او افزون بر این‌که پرتعداد است -و شامل بیش از یک‌صد کتاب داستانی و غیر داستانی می‌شود- مملو از آثار درخشان است. او علاوه بر شهرتش بابت رمان‌هایی که می‌نوشت، در زمره‌ی مورخان و شرح‌حال‌نویسان شاخص نیز قرار می‌گیرد. فرزند خانواده‌‌ای ارمنی که بعد از انقلاب اکتبر از روسیه می‌گریزند و بعد از مدتی اقامت در ترکیه و اتریش به فرانسه پناهنده می‌شود. «تروایا» با این‌که آثارش را به زبان فرانسه می‌نوشت اما عمده‌ی کتاب‌هایش و موضوعات آن‌ها درباره‌ی روسیه است. همچنین شرح‌حال‌هایی که او بر زندگی افرادی چون، «لف تالستوی»، «آنتوان چخوف»، «الکساندر دوما» و «ایوان تورگینف» نوشته از قابل توجه‌ترین و درخشان‌ترین آثاری است که درباره‌ی این غول‌های ادبیات روسیه و جهان به رشته‌ تحریر درآمده است. رمان «عنکبوت» توسط آقای «پرویز شهدی» به زبان فارسی برگردان شده است. ترجمه‌‌‌ی درخور ستایشی که شایسته‌ی این اثر ادبی است. روایتی که هر چه پیش می‌رود همانند پوست پیاز لایه‌های آن برچیده می‌شود و به همین منوال ما نیز از زوایای دیگری به زندگی آدم‌های داستان می‌نگریم. نظرات «ژرار» را درباره‌ی دیگر آدم‌ها و سبک زندگی‌شان می‌شنویم- زندگی آدم‌هایی با خوشی‌های مبتذل، از پیش‌تعیین شده، انگار یکی را گذاشته‌اند و از مابقی کپی گرفته‌اند- بد هم نمی‌گوید! تازه او فردی است که خودش را به گمان خویش از معرکه‌ بیرون کشیده و به آن‌ها و زندگی‌‌های پوچ‌شان می‌نگرد و مورد تمسخرشان قرار می‌دهد. او به خود می‌بالد که بلد است بر وسوسه‌های دنیای مادی چیره شود. «فقط زندگی درونی و معنوی» برایش دارای اهمیت است و «غنی‌سازی مغرورانه‌اش از طریق مطالعه، اندیشیدن و تامل کردن»(ص 25) اما هر چه به فرجام داستان نزدیک می‌شویم، به ویژه وقتی با آن پایان‌بندیِ قابل توجه‌ و عاقبت «ژرار» روبرو می‌شویم، توجه‌مان علاوه بر دیگر موضوعات به این مساله نیز جلب می‌شود؛ یعنی نظرات دوپهلویی نسبت به او پیدا می‌کنیم. آیا باید به این زندگی تن داد یا می‌‌باید کناره گرفت و فقط به جهان مفاهیم عالی و کتاب‌های والا پناه برد؟ به راستی کدام روش صحیح‌تر است و به کار می‌آید؟ باری، شاید در نهایت به این نتیجه برسیم که می‌بایست کتاب خواند اما مفاهیم درون کتاب‌ها را باید زندگی کرد، نه با آن مفاهیم زندگی.

 

 

 

پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)


گفت‌و‌گو با مرد گنجه‌ای (اینجا)


برچسب ها: نقد رمان عنکبوت ، نقد رمان عنکبوت هانری تروایا ، هانری تروایا ، عنکبوت هانری تروایا ، عنکبوت پرویز شهدی ، روایت آدم های سطحی ، گفت و گو با مرد گنجه ای ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.