چهارشنبه 26 تیر 1398

گفت‌وگو با مرد گنجه‌ای (ایان مک یوون)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :پارگراف‌های مورد علاقه‌ام ،

بعد از ماجرای کوره، می‌خواهم محصور باشم. کوچک باشم، نمی‌خواهم این همه صدا و آدم دور و بَرم باشد. می‌خواهم از این همه دور باشم، تو دل تاریکی. آن گنجه را می‌بینی آن‌جا، همان که بیشتر اتاق را گرفته؟ اگر یک نگاه داخلش بیندازی می‌بینی توش هیچ لباسی آویزان نیست. پُرِ بالش و پتوست. می‌روم آن‌جا، در را عقبم می‌بندم و ساعت‌ها می‌نشینم توی تاریکی. لابد به نظرت احمقانه می‌آید. حس می‌کنم آن‌جا بهترم. احساس ملال نمی‌کنم، فقط می‌نشینم. گاهی وقت‌ها آرزو می‌کنم گنجه پا در بیارد، برود و فراموش کند من آن تو هستم. اولش خیلی اتفاقی آن‌جا بودم ولی بعد بیشتر و بیشتر آن‌جا بودم، تقریباً هر شب. بعد کلاً قید سر کار رفتن را زدم. سه ماه است که تو گنجه‌ام. از بیرون رفتن متنفرم. گنجه‌ی خودم را ترجیح می‌دهم.



برچیده از مجموعه داستان «گفت‌وگو با مرد گنجه‌ای»

نویسنده: ایان مک یوون

ترجمه: نورا موسوی‌نیا

(ص 70)


 

نگاهی به این مجموعه داستان (اینجا)


پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)



یادداشت کوتاهی بر رمان دوست بازیافته(اینجا)


برچسب ها: گفت و گو با مرد گنجه ای ، مجموعه داستان ، گفت‌وگو با مرد گنجه‌ای ، ایان مک یوون ، کتابهایی که باید بخوانیم ، پارگراف ، دوست بازیافته ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.