این نوشته‌ام، اینجا ماهنامه صدبرگ اردیبهشت 98 منتشر شده!


 راه‌های برگشتن به خانه

نویسنده: آله‌خاندرو سامبرا

ترجمه: ونداد جلیلی

نشر جهان نو

*

معلم نامرئی

پیام رنجبران


شخصیت‌های متعددی در رمان «راه‌های برگشتن به خانه» حضور دارند که از آن‌ها به تناوب طی روایت بیشتر گفته می‌شود؛ راوی داستان که خود یکی از شخصیت‌های اصلی‌ست، پدر و مادرش، «ئه‌مه» همسر سابقش، «کلائودیا» دوست دوران کودکی‌اش و «خه‌منا» خواهر کلائودیا و «رائول» پدر آن‌ها که کاراکتری است که نویسنده طی شرح ماجراها به او می‌پردازد، و همچنین چند شخصیت دیگر که کم و بیش چیزی درباره‌شان می‌شنویم! اما یکی از آدم‌های داستان که برای لحظاتی حاضر و سپس ناپدید می‌شود و تا به انتهای روایت دیگر چیزی از او نمی‌شنویم معلم کلاسِ مدرسه‌ی راویِ داستان در سیزده‌سالگی‌اش است. این آدم‌ که حضورش آنقدر کوتاه است که حتی نمی‌توانیم او را شخصیتی فرعی بخوانیم و به‌سان جرقه‌ای ظاهر و غایب می‌شود و آنچنان به‌سرعت که حتی به گمانم نویسنده‌ی داستان هم متوجه حضورش نشده نقش بسزا و تاثیرگذاری در این روایت دارد. او به باور این نگارنده به معنای واقعی وجه تمایز و حد فاصل آدم‌های این داستان با همدیگر است. بدین معنا که انگار با وجود همه‌ی شرح‌های مبسوطی که در توضیح دیگر شخصیت‌های داستان می‌رود که از قضا همگی ملموس‌اند و باورپذیر و جالب توجه، اما همان ظهور لحظه‌ای این شخصیت ولی تاثیر صاعقه‌‌وار حسی‌اش، او را به واقعی‌ترین شخصیت داستان و آنچه از این روایت به یادگار می‌بریم مبدل می‌کند. یک روز چند دزد که از دست پلیس گریخته‌‌اند به پناهگاه مدرسه‌ی راوی داستان آمده‌‌اند و به همین خاطر پلیس در پی‌شان چند تیر هوایی شلیک می‌کند، بعد از رفع خطر شاگردان با صحنه‌ی تکان‌دهنده‌ای مواجه می‌شوند:«با تعجب دیدیم معلم‌مان زیر میز گریه می‌کند، چشمانش را با فشار زیاد بسته‌ست و دستانش را بر گوش گذاشته است. براش آب بردیم و سعی کردیم مجبورش کنیم کمی بنوشد، اما عاقبت مجبور شدیم آب را به صورتش بپاشیم. به او گفتیم نه! ارتش دوباره کودتا نکرده است...معلم به فریاد و به تکرار گفت «من نمی‌خوام این‌جا باشم! هیچ‌وقت نمی‌خواستم این‌جا باشم».(ص 59) و بعد دلیل وحشت معلم را در چند سطر کوتاه درمی‌یابیم. او در دوران ژنرال پینوشه -که توسط کودتای نظامی در سال 1973 قدرت را در شیلی به دست گرفت- شکنجه شده، پسرعموهایش دستگیر و بعد ناپدید شده‌اند و مختصر آن‌که آنقدر بلا به سرش آمده که به محض شنیدن صدای گلوله حتی در دوران دمکراسی و پایان دیکتاتوری دچار آن حالت هیستریک می‌شود.

داستان این رمان از زمان آغاز حکومت ژانرال پینوشه دیکتاتور شیلی شروع می‌شود و تا به امروز به طول می‌انجامد، ولی لابه‌لایش کماکان ما شاهد تاثیرات دوران دیکتاتوری پینوشه بر احوالات آدم‌ها و زندگی‌شان هستیم. عده‌ای که با او و شیوه‌ی حکومتش درگیر شده‌اند و برخی‌ها نیز همچون پدر و مادر راوی که خودشان را کنار کشید‌ه‌اند و صرفاً تماشاگر وقایع بوده‌اند و نویسنده‌ای که به زعم این نگارنده با وجود این‌که در داستان حضور دارد، ابراز عقیده می‌کند، مثلاً در اعتراض به بی‌طرفی خانواده‌اش رو به مادر می‌گوید:«همه کار سیاسی می‌کردن مامان. شما هم می‌کردین، جفت‌تون. شما با بی‌طرفی‌تون پشیتبان دیکتاتوری بودین» و یا اینکه حتی در برخی بخش‌ها با اشاره به عمل نوشتن این رمان، حضورش را علناً اعلام می‌کند اما فرصت مشاهده و قضاوت درباره‌ی شخصیت‌های داستانی‌اش را به عهده‌ی خواننده گذارده است. «راه‌های برگشتن به خانه» روایت گیرا، شاعرانه و بسیار تاثیرگذاری است که به نوعی حدیث نفس نویسنده‌ نیز محسوب می‌شود. البته آنچه بیشتر در این اثر به چشم می‌آید واکاوی حال و اوضاع مردمانی است که از دوران دیکتاتوری پینوشه تا رسیدن به دمکراسی در شیلی به سر برده‌اند. همان روایت دیرین دیکتاتوری‌ها از صعود تا سقوط که بی‌ کم و کاست، دیر یا زود همیشه در تاریخ تکرار می‌شود اما آنچه هیچ‌گاه مکرر نمی‌گردد قصه‌ی رنج و درد مردمانی است که آن‌‌ وقایع را به چشم دیده‌ و با گوشت، پوست و استخوان‌شان لمس کرده‌اند. درست مانند معلم کلاس مدرسه‌ی راوی داستان. همان شخصیت نامرئی که برای لحظاتی لابه‌لای دیگر شخصیت‌های داستان پیدا و سپس گم می‌شود اما صدای فریادش در تمامی اثر همچنان به گوش می‌رسد. انگار همه‌ی داستان در آن صدا که واقعی‌ترین صدای داستان است جمع و چکیده می‌شود. رمان درخشان «راه‌های برگشتن به خانه» نوشته‌ی «آله‌خاندرو سامبرا» نویسنده‌ و شاعر شیلیایی است که پیش از این اثر دو رمانش با عنوان‌های «زندگی خصوصی درختان» و «بونسای» برنده‌ی جایزه منتقدان ادبی شیلی شده است. آله‌خاندرو سامبرا یکی از اعضای «بوگوتا 39» است، یعنی فهرست برترین نویسندگان جوان آمریکای لاتین که در زمان انتخاب زیر سی‌ و نه سال داشته‌اند. این اثر به ترجمه‌ی آقای «ونداد جلیلی» به زبان فارسی برگردانده شده است.

 

 

پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)

 

نقد کتاب دختر تحصیلکرده(تارا وستور) (اینجا)


بهترین رمان‌هایی که سال 97 خواندم!


برچسب ها: رمان راه های برگشتن به خانه ، نقد رمان راه‌های برگشتن به خانه ، راه‌های برگشتن به خانه ، آله‌خاندرو سامبرا ، کتاب راه‌های برگشتن به خانه ، پینوشه و شیلی ، ونداد جلیلی راه‌های برگشتن به خانه ،

خانوم الف
پنجشنبه 9 خرداد 1398 10:22 ق.ظ
همچنین جناب اکنون عزیز
پاسخ پیام رنجبران :



لطف دارید و سپاس.

*

راستش می‌خواستم بنویسم "الان دیگه زیاد اکنون نیستم، بیشتر در گذشته به سر می‌برم!" (بعد دیدم خب واقعا اینجوری نیستم!) بعد خواستم بگم "چه کجاها هستم جز اکنون..." ( که دیدم ای بابا اینجوری هم نیستم!) مختصر این‌که تا به خودم آمدم دیدم- لابه‌لای شبانه‌روز گذشته- چند ساعتی‌ست به این موضوع فکر می‌کنم...


بعد نوشتم:



مدتی‌ست که آنچنان اکنون نیستم
یا جهان تازه‌تری رخ نمایانده
رویایی در ژرف
یا لحظه‌هایی شگرف که
در خود می‌خمند و می‌پویند...
بعید نیست
شاید این‌ها هم عمیق باشد در اکنون
یا از تبعات آن





بعد گفتم خب این چیه من نوشتم؟ اصلا جز خودت می‌تونه برای فرد دیگری معنایی داشته باشه؟ که یکباره تصاویر و کلمات هجوم آوردند و ذهن مبدل به آوردگاه‌شان شد...



که زود به خودم گفتم: دوست عزیز بی‌خیال! همان به گزاره‌ی نخست رجوع کن:" که دیگه زیاد اکنون نیستم"...ولی در ادامه‌اش افزودم:"حال چه هستم یا نسبتم با اکنون چیست به گمانم نیاز به پژوهش مجدد دارد" که ناگهان خودم با صدای بلند معترض شد: آهای پاسخ حاضر است که گفت‌وگو با او را در این باب به زمان دیگری محول کردم...


*

درود بر شما و پیروز باشید و ممنون بابت این خطاب چالش‌برانگیزتان برای من، مدت‌ها بود به این موضوع فکر نکرده بودم...
خانوم الف
سه شنبه 7 خرداد 1398 12:25 ب.ظ
درود
پیام رنجبران!
نقدهاتون رو پیشتر خونده بودم. چه عالی مینویسید.. نوشته هاتون رو هم قبلا خونده بودم ... و عالی تر..شایدم فوق العاده... قلمتون رو میگم.
برقرار باشید...موفق... شاد!
پاسخ پیام رنجبران :

درود
نازنین
آنچه شایسته‌ی تعریف است، نگاه پرمهر شماست.
ممنونم از لطف‌تون.
پیروز باشید.
ارادت.


سپیده رضایی
پنجشنبه 2 خرداد 1398 11:18 ق.ظ
سلام مطالب شما دارای نکات جالبی بود ، موفق باشی
پاسخ پیام رنجبران :


درود بر شما، پیروز باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.