این نوشته‌ام، اینجا ماهنامه صدبرگ فروردین 98 منتشر شده!


درباره‌ی گراهام گرین

به بهانه‌ی رمان «پایان رابطه»

مترجم: احد علیقلیان

نشر: کتاب پارسه

*

سرگشتگی‌های یک نویسنده

پیام رنجبران

 

گراهام گرین، زندگی‌نامه‌ی عجیب و غریبی دارد؛ پر از فراز و نشیب و ماجراجویی‌های جالب! آنقدر که اگر آن را با رمان‌هایی که می‌نوشت مقایسه کنیم چیزی کم نخواهد داشت؛ بی‌گمان جذابیت این آثار به همین مساله نیز برمی‌گردد چرا که او در بیشتر آن‌ها ماجراهای واقعی زندگی‌اش را در بافت روایتش تنیده و آمیخته تا حدی که منتقدان اعتقاد دارند برای شناخت «گرین» بهتر است به سراغ رمان‌های او برویم تا کتاب‌هایی که درباره‌ی زندگی‌اش به صورت مستند به رشته تحریر درآمده است.

«هنری گراهام گرین» متولد سال 1904 در انگلستان، دوران کودکی‌اش را در مدرسه‌ای شبانه‌روزی که پدرش مدیر آن‌جا بود می‌گذارند. در 17 سالگی دچار افسردگی‌ شدیدی می‌شود به طوری که دو بار کارش به خودکشی کشیده؛ همچنین در پی‌اش به مدت شش ماه دست به بازی «رولت روسی» یا همان بازی مرگ و زندگی می‌زند؛ بدین روال که هر ماه به جنگلی دورافتاده رفته و یک گلوله در خشاب چرخنده‌ی یک رولور شش تیر قرار داده، آن را چرخانده و سپس لوله را بر شقیقه خود گذاشته و می‌چکاند. بی‌گمان شانس فراوانی در این ماجرا دخیل شده چرا که اگر یکبار گلوله آنجایی قرار می‌گرفت که نباید می‌بود حالا دنیای ادبیات نویسنده‌ا‌ی به نام گرین را نمی‌شناخت. او در سال 1923 به مدت چهار هفته عضو حزب کمونیست می‌شود، زیرا به گفته‌ی خودش در آن سال‌ها هنوز می‌شد به انقلاب اکتبر امیدوار بود که البته گویا این امیدواری برای او به همان چهار هفته خلاصه گشته. در سال 1926 به تشویق یکی از دوستانش مذهب آبا و اجدادی‌اش «انگلیکان» که شاخه‌ای از مسیحیت با مرجعیت کلیسای انگلیس است، ترک کرده و کاتولیکی دو آتشه می‌شود. گرایشی عمیق به مذهبی پر از عقیده به معجزات. گرین هیچ‌گاه زیر بار مذهبی بودن آثاری که می‌نوشت نمی‌رفت اما به وضوح در اکثر آثارش و همچنین به ویژه در همین رمان «پایان رابطه» ما شاهد رخدادهایی هستیم که فقط با مفهوم معجزه قابلیت تعریف پیدا می‌کنند. اما از بخش‌های جالب زندگی گرین دوره‌ای است که به آغاز جنگ‌جهانی دوم برمی‌گردد. وقتی که او به خدمت وزارت اطلاعات انگلستان «ام‌آی6» درآمده و با «کیم فیلبی» دوست می‌شود. «کیم فیلبی» معروف‌ترین و البته درست‌تر این‌که بگوییم بزرگترین جاسوس قرن بیستم است که سه دهه جزو راس‌های اصلی هرم ضدجاسوسی انگلستان بود اما برای شوروی سابق جاسوسی می‌کرد. در کتاب‌هایی که درباره‌ی او می‌نویسند همیشه گراهام گرین حضور دارد یا به او اشاره می‌شود. مختصر این‌که گرین بنا به شغلش چه به عنوان یک جاسوس و چه به عنوان نویسنده در بیشتر معرکه‌های سیاسی آن دوره به نحوی حاضر بوده یا دخالت می‌کرده که این ماجراجویی‌ها پایه‌گذار خلق آثار بسیاری نیز شده است؛ دیگر از خصومتش با سیاست‌های خارجی آمریکا و به قول خودش «مدام چوب لای چرخ آن گذاشتن» و همچنین علی‌رغم اعتقادات مذهبی‌اش از لج‌بازی‌هایش با «پاپ» بگذریم. در کارنامه‌ی پربار گرین که شامل 22 رمان، 7 نمایش‌نامه، 4 کتاب ویژه‌‌ی کودکان، 2 زندگی‌نامه‌ی شخصی، چند مجموعه داستان کوتاه و مجموعه مقالات انتقادی و یک کتاب شعر می‌شود، 12 فیلم‌نامه‌ نیز وجود دارد که یکی از آن‌ها «مرد سوم» با بازی «اورسن ولز» است که در جشنواره‌ی کن سال 1949 نیز برنده نخل طلا شد. مانند فیلم‌نامه‌هایش در کل از ویژگی‌های اصلی رمان‌های گرین داستان‌های پر کش و قوس و گیرای‌شان است که به همین دلیل آن‌ها نیز مورد اقتباس‌های سینمایی قرار می‌گیرند از جمله همین رمان «پایان رابطه» که دو نسخه‌ی سینمایی از روی آن ساخته شده است. در اکثر آثارش ماجراهای پلیسی و جاسوسی و تعقیب و گریز وجود دارد که البته در رمان «پایان رابطه» با این‌که مضامین مورد علاقه‌ی گرین تکرار می‌شود اما مانند آن‌ها آنچنان از این خبرها نیست. داستان رمان «پایان رابطه» به عشقی ممنوعه در بستر یک مثلث عشقی برمی‌گردد که گرچه به این محدود نمی‌شود. روایتی که راوی‌اش آن را قصه‌ی نفرت می‌خواند اما توسط موقعیت‌هایی که گرین متبحرانه خلق کرده پای عشق، حسادت، عقل‌گرایی، ایمان و معجزه و تضاد و تقابل این مفاهیم با یکدیگر بدان باز می‌شود. اثری که اگر آن را همان‌طور که در سطور بالا به عرض رسانیدم در ارتباط مستقیم با زندگی نویسنده‌‌اش در نظر بگیریم نشان‌دهنده‌ی سرگشتگی‌های شخصی او مابین این مسائل است. همچنین اثری که از خامه‌ی نویسنده‌ای برون فکنده شده که انگار تعهد و مسئولیتی عظیم بر دوش خود در قبال انسان‌های روزگار نهیلیست احساس می‌کرده و آنقدر عمیق که حتی اگر با دیدگاه‌های مولف و نسخه‌هایی که در نهایت می‌پیچد موافق نباشیم اما اثرش ستایش‌برانگیز، خواندنی و قابل احترام است.

 


 

پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)

 

نقد کتاب دختر تحصیلکرده (تارا وستور) (اینجا)

 بهترین رمان‌هایی که سال 97 خواندم!(اینجا)


برچسب ها: بیوگرافی گراهام گرین ، زندگی نامه گراهام گرین ، رمان پایان رابطه گراهام گرین ، کیم فیلبی گراهام گرین ، نفد رمان پایان رابطه ، کتابهایی که باید بخوانیم ، فهرست پیشنهادی کتاب و رمان ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.