چهارشنبه 4 اردیبهشت 1398

«یک رُمانک لُمپن» (روبرتو بولانیو)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :پارگراف‌های مورد علاقه‌ام ،


قدرتی کم و بیش فراطبیعی یافته بودم، چنان‌که گاه فکر می‌کردم (گرچه بی‌درنگ این افکار به نظرم مضحک می‌آمد) که موجودات حرافی مثل بولونیایی را مجبور به سکوت می‌کنم، یا موجودات ساکتی همچون لیبیایی را به گوری مبدل می‌کنم. قدرتم موجوداتی را که کنجکاوی همچون خوره به جانشان افتاده بود یکسره بی‌سوال وامی‌نهاد، قدرتی که فضایی از سکوت و ظلماتی مصنوعی برپا می‌کرد که می‌توانستم در آن اشک بریزم و از درد به خود بپیچم، چرا که آنچه می‌کردم به مذاقم خوش نمی‌آمد، اما آن‌جا بود که می‌توانستم راه بروم ( یا پوسته‌ی حقیقت را با سرانگشتانم لمس کنم) بی‌آن‌که دلم را به چیزی خوش کنم، بی‌آن‌که خودم را بفریبم، بی‌آن‌که مفهوم همه‌چیز را بدانم، اما نتیجه‌ی غایی هر چیز را می‌دانستم، می‌دانستم چرا هر چیز چنان است که هست، با درجاتی از هوشیاری که امروز دیگر در خود نمی‌بینم، هرچند گاه آن درایت را در وجودم حس می‌کنم، چُندک‌زده، زبون و مثله‌شده، و چه خوب که هنوز در وجودم هست، گرچه این‌بار ته‌نشین‌شده در جانم.

 

 

برچیده از «یک رمانک لمپن»

نویسنده: روبرتو بولانیو

ترجمه: مریم‌ اسماعیل‌پور، وحید علیزاده‌رزازی

(ص 78)


درباره‌ی این رمان (اینجا)


پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)


بهترین رمان‌هایی که سال 97 خواندم!


فهرست پیشنهادی کتاب و رمان (اینجا)


برچسب ها: یک رمانک لمپن ، رمان کوتاه یک رمانک لمپن ، یک رمانک لمپن روبرتو بولانیو ، فهرست پیشنهادی کتاب و رمان ، روبرتو بولانیو ، کتابهایی که باید بخوانیم ، لیست پیشنهادی کتاب و رمان ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.