جمعه 9 آذر 1397

نقد فیلم the tribe قبیله (2014)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :پیام رنجبران(نقد فیلم) ،





فیلم: The tribe

کارگردان: میروسلاو اسلابوشپیتسکی

محصول: 2014 اکراین

*

درنگی کوتاه بر فیلم قبیله

پیام رنجبران

 

اساساً یکی از کارکرد‌های اصلی هنر این است که ادراک‌مان را نسبت به دنیای پیرامون‌مان تغییر می‌دهد؛ با تمرکز بر پدیده‌هایی که بی‌توجه از کنارشان می‌گذریم و قراردادن‌شان در ساختارهای زیبایی‌شناسانه نگاه‌مان را به آن ابژه جلب می‌نماید و بدین‌طریق موجب می‌گردد آن موضوع یا پدیده را بهتر و دقیق‌تر بشناسیم یا احساس کنیم! فرمالیست‌های روس برای این شگرد اصطلاح «آشنا‌زدایی» را برگزیده‌اند که می‌توان آن‌را از ارکان اصلی یک اثر هنری محسوب کرد! «ویکتور اشکلوفسکی» در این‌باره می‌گوید:«...فن هنر، ناآشنا کردن اشیا است، دشوار کردن فرم‌هاست، افزایش دشواری و مدتِ عمل ادراک است، زیرا ادراک در خودش غایتی زیبایی‌شناختی دارد و باید طولانی‌تر شود». و همچنین «کریستین تامپسن» در کتاب «شکستن حفاظ شیشه‌ای» می‌افزاید:«هنر، ادارکِ عادتی شده‌ی ما را از جهانِ روزمره، ایدئولوژی، و دیگر آثار هنری و غیره آشنازدایی می‌کند و این کار با گرفتن مصالح از این منابع و دگرگون کردنِ آن‌ها ممکن می‌شود. این دگرگون‌سازی از طریق جای دادن این مصالح در زمینه‌ی جدید و شرکت دادن آن‌ها در الگوهای فرمیِ غیرعادی انجام می‌شود». تاثیرگذاری فیلم «قبیله» برآمده از نحوه‌ی آشنازدایی فوق‌العاده‌اش نسبت به سایر فیلم‌هایی است که درباره‌ی کر و لال‌ها دیده‌ایم. فیلمی بدون هیچ دیالوگی که از زبان اشاره‌ی مخصوص ناشنوایان استفاده می‌کند. همین نحوه‌ی غریب بی‌دیالوگ بودن فیلم ما را وارد جهانی می‌نماید که کر و لال‌ها در آن زندگی می‌کنند. ایده‌ای که کارگردان در فرمش به کار برده است، فیلم را یک هیچ از همه جلو می‌اندازد. «نه دیالوگی و نه موسیقی»، شوکه کننده است! وقتی فیلم را تماشا می‌کردم با خود می‌گفتم ای کاش کارگردان برای چنین ایده‌ی بکری قصه‌ی فوق‌العاده‌‌‌ای هم ساخته و پرداخته باشد! و پس از پایانش می‌توانم بگویم قصه‌اش هم به نظرم جذاب و گیرا آمد و در بستر فرم غیرعادی‌ فیلمش جفت و جور شد. اما چرا کارگردان فیلم را کلا در سکوت محض برگذار نکرد (طوری که تماشاگر در جایگاه یک ناشنوا قرار بگیرید)؟ (ما صدای محیط را می‌شنویم) به باور من اگر چنین می‌بود: به دلیل این‌که ما با زبان اشاره آشنا نیستیم و همچنین پیش آگاهی ذهنی‌مان از صداگذاری‌ در سایر فیلم‌هایی که دیده‌ایم- اگر این فیلم به شکل یک نقص فنی برای‌مان جلوه نمی‌کرد- توجه‌مان به صورتی ناهمساز بیشتر به این مساله جلب می‌شد تا به جهانی که کارگردان قصد اکرانش را دارد.




زبان اشاره‌ی فیلم و تلاشِ ما برای فهم عباراتی که مابین بازیگران رد و بدل می‌شود و همچنین درک موقعیتی که شاهدش هستیم موجب به وجود آمدن تعلیق فراوانی در اثر شده است و ناخودآگاه ما را به دنیای ناشنوایان پرتاب می‌کند. فیلم موقعیت‌ها و صحنه‌های عجیب و غریب و در برخی موارد حیرت‌انگیزی دارد. مثلا صحنه‌ای که بچه‌ها در دبیرستان دعوا می‌کنند و دوستان‌شان در ساختمانی نیمه‌کاره پشت‌سرشان گویی ماجرا را به زبان خودشان واکاوی و قضاوت می‌کنند؛ می‌توانم این قاب را یکی از مبهوت‌کننده‌ترین قاب‌هایی بخوانم که در سینما دیده‌ام. اما درباره‌ی پایانِ فیلم اگر واژه‌ی «تکان‌دهنده» را در موردش به کار نبرم مرا فقط به سکوت وا می‌دارد.

 


پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)




فهرست پیشنهادی کتاب و رمان (کتابخانه‌ سیناپس)


برچسب ها: نقد فیلم the tribe 2014 ، فیلم the tribe 2014 ، فیلم قبیله 2014 ، نقد فیلم قبیله 2014 ، آشنازدایی فرمالیست روس فیلم قبیله ، فیلم ناشنوایان اشاره قبیله ، فیلم زبان اشاره ناشنوایان ،

پ.ت
چهارشنبه 14 آذر 1397 08:23 ب.ظ
خیلی ممنونم....
روح پراگ را توی لیست داشتم...
حضرت خان رنجبران بنشینید برایم دعا کنید عمرم کفاف بدهد و برسم این کتاب ها را بخوانم و آن فیلم ها را ببینم....
اصلا دعا کنید کتاب به کتاب برم(به جای خواب به خواب شدن) اگر هم همه اش نشد لااقل قد خودم خر کیف شوم. یک استادی داریم می گوید خوانده ها و دیده هایتان را مرور کنید جای حرص زدن برای چیز های تازه. می گوید دیگر. کی به حرف استاد ها گوش می دهد؟

حضرت ما هستید
چنین مسکوت
چنین نجیب
و چنین انسانی...
پاسخ پیام رنجبران :

یه زمانی بچه بودیم، با کتاب‌هایی که بزرگترها بهمون داده بودند- دیکنز، هوگو، ژول ورن- یا کتاب‌هایی که ازشون کِش رفته بودیم، کتاب‌هایی که شاید اجازه نداشتیم اونوقت‌ها بخونیم و می‌خوندیم، به کنجی می‌خزیدیم و طوری می‌خوندیم انگار «من همین یک نفس از جرعه‌ی جانم باقی‌ست»، بعد دوباره برمی‌گشتیم همون کتاب‌ها رو می‌خوندیم و می‌خوندیم و دوباره و دوباره...به نظر خودم بهترین دوره‌ی کتاب‌خوانی‌ام از لحاظ کیفیت همون زمان بود! می‌خوام بگم، استاد حرف خوبی زدند، من این سفارش رو از چند نفر دیگه هم که اهل ماجراجویی در کتاب‌خوانی بودند یا همه‌ی زندگیشون با فیلم و کتاب گذشته شنیدم، یه کتابِ ارزشمند رو خوب و درست حسابی دریابیم، بهتر از صدها کتابی‌ست که خوندیم و نگرفتیم مقصود نویسنده چی بود و چی گفت. همین‌طور برخی از آثار سینمایی و کارگردان‌ها رو. اما خب به قول خودت کیه که گوش کنه! ولی به مرور چند تا نویسنده، اندیشمند یا فیلم‌ساز سروکله‌شون در زندگی آدم پیدا میشه که دیگه همیشه همراهت هستند، تمامی ندارند این پدیده‌ها، قله‌های رفیعی که قدم زدن در دامنه‌هاشون، بالا رفتن از صخره‌هاشون، خیره شدن بهشون عین تنفس است! و البته در بزنگاه‌های زندگیت، موقعیت‌های عجیب و غریب، دشواری‌ها، در مواقعی که واقعا نیازه یه نفر زیرِ گوشت یه حرف حساب بزنه، یه نفر که می‌دونه تو الان کجایی و به چی داری فکر می‌کنی، اینا خودشون رو نشون میدن، کلمات‌شون احضار میشه در ذهنت و باز می‌شه ادامه داد...؛ مختصر اینکه اینا رو مد نظر می‌گیریم و به مرور کشف‌شون می‌کنیم و مابینش هم حرف استاد رو گوش نمی‌کنیم و تا جایی که ممکن است به سایر آثار سرک می‌کشیم



******



ببین تو لطف داری و من از لطفت سپاسگزارم. ارادت داریم و به شدت مخلص.







برای تو و خویش چشمانی آرزو می‌کنم


که چراغ‌ها و نشانه‌ها را در ظلمات‌مان ببیند.


گوشی که صداها و شناسه‌ها را در بیهوشی‌مان بشنود


برای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد.


و زبانی که صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد.


و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است


سخن بگوییم.




(بیکل/ شاملو)


*


سلامت باشی و برقرار.
پ.ت
چهارشنبه 14 آذر 1397 12:30 ق.ظ
حضرت رنجبران، سلام

با دیدن فیلم های جوندار و خوب و توصیه شده ی سینمای جهان که به نوعی در همان سینمای امریکا خلاصه می شود به قصه هایی می رسیم که هم به تاریخ اشاره دارند هم جغرافیا. یعنی حوادث مهم و تاثیر گذار تاریخ و جامعه ی امریکایی توی اون ها نمود داره و در واقع پاسخی هست که فیلمساز به نیاز جامعه ی امریکایی میده.
میخواستم بدونم برای بررسی تاریخ معاصر جهان و ایران کتابی هست که توصیه کنید؟
چند کتابی معرفی شده اما همچنان مرددم چون تاریخ خواندن به نظرم سخت و وقت گیر می اید.
یا شاید هم باید به کتاب بررسی های تاریخ سینما رجوع کنم.

ممنونم اگر راهنمایی کنید
پاسخ پیام رنجبران :





سلام و ارادت.



درست خاطرم نیست توی کدوم کتاب خوندم که کتاب‌ها مثل شبکه‌ای به هم متصل هستند، یعنی وقتی شما کتاب یه نویسنده رو می‌خونی، اغلب اون به سایر نویسنده‌ها و موضوع کتاب‌هاشون اشاره می‌کنه و اگه تو از اون موضوع خوشت بیاد به سراغ اون کتاب‌ها میری بعدش در همین اثنا کلی اطلاعات به دست میاری، جریان تاریخ خوندن هم برای من این‌طوری بوده! مثلاً به انقلاب اکتبر 1917 علاقه‌مند میشم، اونجا با لنین آشنا می‌شم که اونم منو به مارکس می‌رسونه، وقتی درباره‌ی مارکس و تزهای فکریش می‌خونم، یهوو می‌بینم پای افلاطون هم به ماجرا کشیده شد، آخه اونم درباره‌ی مالکیت اشتراکی نظرهایی داشته، سراغ افلاطون که می‌رم می‌بینم چقدر تحت تاثیر افکار اندیشمندان ایران باستان بوده، بعد مثلاً کتاب «تاریخ اندیشه‌های فلسفی ایرانی» نوشته‌ی «ابوالقاسم پرتو» رو می‌خونم که ببینم ما به چی فکر می‌کردیم و چطور بودیم. وقتی این مدلی کتاب‌ها رو می‌خونم ناخودآگاه با وقایع و رویدادهای مهم تاریخ هم آشنا می‌شم و البته همچنین حین مطالعه‌ی مثلاً تاریخ فلسفه، تاریخ روانشناسی یا تاریخ اندیشه‌های سیاسی، ناگزیر باز هم با وقایع و اتفاقات تاثیر گذار بر اندیشه‌ها روبرو می‌شم؛ بعدش متوجه می‌شم چه جالب! حتی در اینجور نوشته‌ها که اساسا نویسنده‌هاشون متفکران کاملاً حرفه‌ای هستند اما کتاباشون آنچنان هم بی‌طرفانه نیست، مثلا کتاب‌های تاریخ‌ فلسفه‌ای پیدا می‌شه که بعد از جنگ‌جهانی دوم نوشته شده و فوق‌العاده خوب درباره‌ی فلاسفه و افکارشون توضیح داده اما مثلا «مارتین هایدگر» رو یه ابله جلوه داده و سعی کرده نقشش رو در جریان فلسفه کم‌رنگ جلوه بده چون اون یه دوره‌ای با «نازی‌»‌ها همکاری داشته! این‌طوری تو مجبور می‌شی چند تا کتاب دیگه‌ی تاریخ فلسفه بخونی که موضوع رو بهتر دریابی و در نتیجه به مرور روش خوندن متن‌ها، و همچنین با نحوه‌ی خوندن تاریخ آشنا می‌شی! کتاب‌های تاریخ سینما هم که بیشتر به سیر تحول سینما می‌پردازن که چطوری سینما به اینجا رسیده به وقایع تاریخی هم اشاره دارند. اما اگه می‌خوای با تاریخ معاصر جهان و ایران بصورت متمرکز‌تر آشنا بشی باید از یه جایی شروع کرد، همونطور که گفتم از کتاب‌هایی که در عین حالیکه اطلاعات خیلی خوبی بهت میدن تو رو با تاریخ هم آشنا می‌کنن. مثلاً کتاب «انقلاب» نوشته‌ی هانا آرنت کتابی است که من قبلا خوندم و کتاب خیلی خوبی ست. یا همین چند وقت پیش کتاب «روح پراگ» نوشته‌ی «ایوان کلیما» به ترجمه آقای خشایار دیهیمی خیلی برام جذاب بود. اما درباره‌ی تاریخ معاصر خودمون، من پیشنهاد می‌کنم قبلش درباره‌ی خودمون باید بیشتر بدونیم که نسبتمون رو با وقایع تاریخی‌مون بتونیم پیدا کنیم، از این‌رو پیشنهادم ابتدا کتاب‌هایی مثل «جامعه شناسی خودمانی» نوشته‌ی «حسن نراقی» است که به زبان خیلی ساده‌ و جذابی ما رو با خودمون آشنا می‌کنه، یا «جامعه شناسی نخبه‌کشی» نوشته‌ی «علی رضا قلی». مابین خوندن این کتاب‌ها هم موضوعات مورد علاقه‌ات خودشون رو بهت نشون میدن که بعد بیشتر درباره‌شون پیگیر بشی، هم زاویه‌ی نگاه واقع‌بینانه‌تری نسبت به وقایعی که از سر گذرانده‌ایم به دست می‌آریم. اما کتاب‌های دیگه‌ای هم مثل آثار آقای «فریدون آدمیت» خیلی خوبن، مثلا «فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت ایران» و اینچنین آثاری که دریچه‌ای هستند به تاریخ معاصر و چیزهایی که دلت می‌خواد مابین کتاب‌ها پیدا کنی یا پیگیرشون بشی.

*
شاید در رنج بردن صاحب سبک باشم اما این حضرت گفتنت فقط یه عصا کم داشت که بعدش برم سراغ رود نیل، من خودمم نیستم حضرت کجا بود


موفق باشی
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic