این نوشته‌ام، اینجا ماهنامه صدبرگ- شهریور 97 منتشر شده!






رمان: شماره‌ی صفر

نویسنده: اومبرتو اکو

مترجم: دکتر مجتبی پردل، علی باش

نشر: ترانه/ تاریخ انتشار: 1396

*

شُومَنیسم

 

پیام رنجبران

 

«اومبرتو اکو» شهرتش با عنوان «رمان‌نویس» گره خورده اما به این خلاصه نمی‌شود! حتی اگر «نام گل سرخ» و «آونگ فوکو» را نگاشته و توسط همین رمان‌ها نامش در جهان ادبیات داستانی برای همیشه ماندگار شده باشد. او را فیلسوف، تاریخ‌شناس با تخصص ویژه‌ای در شناخت تاریخ قرون وسطی، اسطوره‌شناس، منتقد ادبی و روزنامه‌نگار نیز می‌دانند، اما وجه‌ غالبی که بر فراز تمامی این القاب و تخصص‌ها به چشم می‌آید، تبحرش در «نشانه‌شناسی» است. «اومبرتو اکو» یک نشانه‌شناس تیزبین و بی‌بدیل است که این خصیصه‌ به ویژه در دروغ‌شناسی دستمایه‌ی رمان‌هایی قرار می‌گیرد که می‌نوشت. وی متولد سال 1932 در شهر آلساندریا واقع در استان پیدمونت ایتالیا است. شاید بعد از مطالعه‌ی آثارش یکباره خود را در جهانی بیابیم که با آنچه می‌شناختیم از زمین تا آسمان متفاوت است- و البته هولناک‌تر- جهانی که در آن دیر زمانی است دروغ به جای حقیقت به ما قالب شده، آنقدر درهم و برهم و با قدمتی طولانی که تشخیص راست از دروغ اگر نگوییم غیرممکن اما به‌غایت دشوار است؛ «نشانه‌شناسی» ابزار و سلاح کارآمدی برای واکاوی و مواجهه با این جهان به دست می‌دهد و در نهایت لحظه‌ای که ناگهان درمی‌یابی هر آنچه تا به امروز به عنوان حقیقتی مسلم در ذهنت انگاشته‌ای، دروغ‌هایی پوشالی بیش نبوده است. دروغ‌هایی که به مرور زمان به تو القا شده، در وجودت نهادینه گشته، شخصیت و رفتارهای کنونی‌ات را شکل داده و در نتیجه همان‌ها پایه‌های تعریف تو از خودت بوده است؛ حالا درمی‌یابی آنچه از خودت به عنوان «خود» می‌شناختی وانموده و تصویری دروغین بیش نبوده است. اما وقتی به سرمنشاء این خودِ کاذب رجوع می‌کنیم به مرکزی جز «قدرت» نمی‌رسیم! و منظورم در اینجا از قدرت، نظام‌های حاکم بر انسان‌ها در طول تاریخ‌شان است. زمامداران برای اینکه جامعه‌ای فرمان‌بردار و برده‌وار داشته باشند به طرق و شیوه‌‌های گوناگونی در ذهنیت افراد نفوذ کرده و از آنان خودی دروغین، موجوداتی مسخ شده و در نتیجه بی‌دردسر بنا به مصلحت و مطلوبِ نظرشان می‌سازند. این مساله تا حدی و امروزه گاهی آنقدر ظریف پیش می‌رود که آدمیان بدون اینکه حتی خودشان بدانند در جهت منافع بیشتر حاکمان و بردگی فزون‌تر خویش گام برمی‌دارند. این حاکمان و اصحاب قدرت پیش‌ترها روش‌های گوناگونی به کار می‌بردند از قبیل نگاشتن تاریخ‌های ساختگی، تحریف و جعل حوادث و وقایعی که رخ می‌داد، نمایش و بالماسکه‌های اقتدار، انواع و اقسام شیوه‌های قدرت‌نمایی از قبیل گیوتین، سوزانیدن آدم‌ها، اعدام و شکنجه در ملاعام و البته این روال تا به امروز نیز کشانیده شده اما به شیوه‌های نوین‌تری توسط ابزاری که جهان ارتباطات امروزی در اختیارشان قرار داده یعنی «رسانه‌»ها. این موضوع یکی از محور‌ها و مضامین اصلی «شماره‌ی صفر» آخرین رمان منتشر شده‌ی «اومبرتو اکو» پیش از مرگش در سال 2016 به شمار می‌رود. ارتباط تنگاتنگ حاکمان و صاحبان قدرت با رسانه‌ها. آنچه امروزه مردم یک جامعه به آن می‌اندیشند و تمام ذهنیت آن‌ها را در برگرفته است، در واقع آن چیزی است که حاکمان آن جامعه می‌خواهند مردم بدان بیاندیشند، و همچنین بدین طریق اذهان را به مسیرهای دلخواهشان هدایت کرده و در نهایت دوام و اقتدار خود را تضمین می‌کنند. تمامی این موارد مذکور توسط بازی‌های رسانه‌ای میسر می‌شود و به این وسیله‌‌ نمایش‌ها و بالماسکه‌های قدرت به اکران و نمایش عمومی درمی‌آید. «این خبرها نیستند که روزنامه را می‌سازند بلکه روزنامه است که خبرها را می‌سازد»(صفحه 58). بدون اینکه در ورطه‌ی توهم تئوری توطئه بیافتیم، اضافه می‌کنم به ندرت پیش می‌آید که در سراسر شبکه‌های دنیا شما یک منتقد مستقل واقعی را در تصاویر تلویزیونی بالاخص پخش زنده مشاهده نمایید، گاهی اوقات هم که چنین حضوری ممکن می‌شود صرفاً جهت ردگم‌کنی، محق جلوه دادن یک رسانه و رنگ و لعابی مردمی بدان بخشیدن است؛ یا اینکه رسانه‌ای مردمی که در آن کشور دمکراتیک مشغول فعالیت است به صورت مستقیم و شفاف توسط مردم شکل گرفته باشد که این مورد مذکور نیز به زعم من شاید تعدادشان به انگشتان یک دست هم نمی‌رسد و گرچه همچنان در جهت خدمت واقعی به شکل ایده‌آل و صادقانه‌ به حقوق مردم در حال تلاش و مبارزه هستند. صاحبان قدرت منتقدین، فلاسفه، روزنامه‌نگاران، کارشناسان اقتصادی، مخالفین، ستارگان سینمایی و هنرپیشگان وابسته به خود را که البته اکثرشان از لحاظ بُعد تفکری و دامنه‌ی اندیشه در سطوح نازلی نیز به سر می‌برند ابتدا توسط همین رسانه‌ها معروف کرده و سپس از آنان در جهت منافع‌شان استفاده می‌کنند. اکثریت این افراد نمونه‌های تقلبی از آنی هستند که نشان می‌دهند. به عنوان مثال «شومنی» به نام «اسلاوی ژیژک» در بوق و کرنای رسانه‌ای به نام فیلسوف و منتقد جا زده می‌شود و سپس در تصاویر تلویزیونی همیشه مشغول نمایش آن است. 



رمان «شماره‌ی صفر» ماجرای نویسنده‌ای در سایه به نام «کولونا» است که برای نوشتن کتابی درباره‌ی روزنامه‌ای استخدام می‌شود که این روزنامه قرار نیست هیچ‌گاه منتشر گردد. به این بهانه «اومبرتو اکو» به بهترین وجه ممکن دانش و تجربیات ارزشمندش را از یک عمر سر و کله زدن با جهان رسانه‌ها توسط داستانی بسیار گیرا و جذاب و البته لحن طناز و سرگرم‌کننده‌اش در اختیار خواننده‌اش می‌گذارد؛ علاوه بر این به باور من «شماره‌ی صفر» را که با زبانی ساده و روشن نگاشته شده و همچنین نسبت به سایر رمان‌های «اکو» حجم بسیار کمتری دارد، می‌توان در واقع رساله‌‌ای نشانه‌شناسانه جهت تمیز بیشتر و دقیق‌تر و همینطور شناخت طرز کار بازی‌های رسانه‌هایی خواند که بر زندگی آدمیان طی زمان بر حسب تکرار دروغ به‌سان یک صدای درونی و ناخودآگاه تاثیر می‌گذارند. «درست است، هیچ‌وقت نفهمیدم که این شیوه‌ی عذرخواهی نشانه‌ای از فروتنی است یا گستاخی. کاری می‌کنی که نمی‌بایستی می‌کردی، سپس عذرخواهی می‌کنی و دست‌ات را آب می‌کشی. این موضوع آدم را به یادِ آن جُک قدیمی درباره‌ی کابویی می‌اندازد که از وسط علفزار گذر می‌کرد و ناگهان صدایی از آسمان می‌شنود که به او می‌گوید به آبلینه برود، بعد وقتی به آبلینه می‌رسد صدا به او می‌گوید به میکده برود، و سپس همه‌ی پول‌اش را در بازی رولت روی شماره‌ی پنج شرط ببندد، کابوی هم که فریفته‌ی صدای آسمانی شده اطاعت می‌کند، شماره‌ی هجده بیرون می‌آید و صدا زمزمه‌کنان می‌گوید: حیف شد، باختیم.»

 





پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)



نقد رمان: طریق بسمل شدن (محمود دولت‌آبادی) (اینجا)


برچسب ها: نقد رمان شماره‌ی صفر اومبرتو اکو ، نقد رمان شماره صفرم امبرتو اکو ، رسانه دروغگو ، دروغ رسانه ها ، دروغگویی رسانه ها ، کتابهایی که باید بخوانیم ، نقد رمان طریق بسمل شدن ،

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic