تبلیغات
سیناپس - کتاب: به یاد کاتالونیا ( مردی که آن‌جا بود! )

این نوشته‌ام، اینجا ماهنامه صدبرگ- تیرماه 97 منتشر شده!



 

 کتاب: به یاد کاتالونیا 

 نوشته: جُرج ارول  

ترجمه: عزت‌الله فولادوند / نشر: خوارزمی



مردی که آن‌جا بود!


پیام رنجبران

  

سال 1936 است و دولت جمهوری اسپانیا در آستانه‌ی فروپاشی، جنگ‌های داخلی درگرفته، ژنرال «فرانکو» سر به شورش برداشته، احزاب سیاسی کشور در عین حالیکه به‌ظاهر پشت مردم و دولت درآمده‌اند و علیه «فرانکو» با هم متحد شده‌اند اما درون خودشان دچار اختلاف‌‌اند و مشغولِ سروکله زدن با هم‌اند، اوضاع کشور مغشوش و بهم‌ریخته است و در این حیص‌بیص یک انگلیسی قدبلند، مردی که بعدها خالق کتاب‌های بی‌اندازه مشهوری از جمله رمان‌های «1984» و «قلعه‌ی حیوانات» خواهد شد به‌ دلخواه خودش از وسط معرکه سردر‌آورده است؛ نویسنده‌ای که شاید آن روزها افراد زیادی نمی‌شناختندش اما به زودی یکی از پرآوازه‌ترین و تاثیرگذارترین و همچنین فراموش‌ناشدنی‌ترین نویسندگان جهان ادبیات می‌گردد؛ مردی که علیه اقتدارگرایی، استبداد و خفقان دولت‌های تمامیت‌خواه و پلیسی در جهت آزادی و برابری همه‌ی انسان‌ها چه در رزمگاه و چه با کلمات می‌جنگد یعنی «اریک آرثر بلر» معروف به «جرج ارول». فرجام جنگ‌های داخلی اسپانیا در نهایت با به قدرت رسیدن ژنرال فرانکو پایان می‌پذیرد، اما این خاتمه شروع یکی دیگر از برگ‌های ننگین تاریخ بشر است، نظام دیکتاتوری فرانکو که طی آن و طبق روال تمام الگوهای حاکمان تک‌صدایی منجر به خاک و خون کشیده شدن هزاران انسان بی‌گناهی می‌گردد که ما آن‌ها را مردم می‌نامیم؛ مردمی که شاید هیچ خواسته‌ای جز حداقلِ زندگی در آرامش و ثبات روانی ندارند. متعاقباً «ارول» در جنگ اسپانیا به نتیجه‌ی مطلوب‌اش نمی‌رسد و همچنین در گیرودارش زخم هولناکی برمی‌دارد، اصابت گلوله به گردنش که خود با همان کلمات شوخ و شنگ‌‌اش درباره‌اش می‌نویسد:«بالاخره خیاط در کوزه افتاد- یکی از تک‌تیراندازان آن‌ها مرا هدف قرار داد. این حادثه تقریباً ده روز بعد از ورودم به جبهه اتفاق افتاد. تجربه‌ی تیر خوردن به‌قدری جالب توجه است که فکر می‌کنم ارزش داشته باشد آن را به‌تفصیل شرح دهم» و البته همین جراحت چندسال بعد یکی از دلایل اصلی مرگ زودهنگام او می‌شود، لیک این حضور انقلابی منجر به خلق اثری ماندگار می‌گردد:«به یاد کاتالونیا»! اثری که تاروپودش با تمامی رگ و پی و مفاصل جان و احساس دیده و لمس شده و سپس به رشته تحریر درآمده است. گزارش مستندی که برای نسل‌های آینده به یادگار گذاشته شده و سند مستدل دیگری است برای هشیاری و ممانعت از به ‌قدرت رسانیدن نظام‌های تک‌صدایی و دیکتاتوری از هر نوع و قماش و شکل و هیئت. نظام‌هایی که با داعیه‌ی جانبداری از حقوق مردم و دغدغه‌های‌ به‌ویژه تهی‌دستان می‌آغازند و سپس با دفر تنگ نمودن به همان مردم و قتل‌عام‌‌شان فرو می‌پاشند. مضحکه‌‌ای همیشگی که بدون اندکی تفاوت بارها بدین‌سان طی می‌شود و شوخی تراژیک تاریخ است. اساساً خط مشی «ارول» در همه‌ی آثارش هدفی همانند در پیش می‌گیرد- مبارزه‌ا‌ی مداوم و البته به هنرمندانه‌ترین وجه ممکن- لیک خودش برای ممانعت از تحریف شدن‌ نوشته‌هایش و تاویلات دیگر و سانسورهایی که دقیقاً توسط همین نظام‌های اقتدارگرا رخ می‌دهد به وضوح درباره‌‌شان می‌نویسد:«هر خط از آثار جدی‌ای که از سال 1936 به بعد نوشته‌ام، مستقیم یا غیرمستقیم، علیه اقتدارگرایی و به نفع سوسیالیسم دموکراتیک، آن‌گونه که آن را می‌فهمم، نوشته شده است». «به یاد کاتالونیا» از بهترین آثارِ «ارول» و جنگ داخلی اسپانیا از لحاظ بررسی عملکرد احزاب چپگرای یک قرن اخیر که در آن شرکت جسته‌اند نمونه‌ی تاریخی مهمی‌ست. چه مسیری تا به‌دست گرفتن قدرت توسط فرانکو طی شده است؟ «ارول» از حضور سه حزب اصلی در جریان این مناقشات نام می‌برد:«حزب متحد سوسیالیست کاتالوینا که مقصود از آن در واقع همان «خط» حزب کمونیست است» و اضافه می‌نماید:«کلید فهم رفتار حزب کمونیست در هر کشور این است که ببینیم مناسبات نظامی آن کشور خواه بالقوه و خواه بالفعل، با اتحاد جماهیر شوروی چگونه است»، دیگری «حزب کارگری اتحاد مارکسیستی» و همچنین «حزب کنفدراسیون ملی کارگران و فدراسیون آنارشیست ایبریا که در مجموع و به‌طور غیردقیق به آنارشیست‌ها معروف بودند». احزابی که در ابتدای امر در دفاع از کشور، مردمِ فرودست، آزادی، برابری و محو سطوح طبقاتی با یکدیگر هم‌پیمان می‌شوند اما این گذر زمان است که هویت واقعی هر کدام‌ و میزان وفاداری‌شان به اهداف‌شان را نشان می‌دهد؛ و اینجا «حزب کمونیست» در اسپانیا- البته گویی فرقی ندارد در کدام کشور مشغول فعالیت باشد- جهت حفظ منافع شوروی (روسیه) و پیشبردِ مقاصدش و ایجاد یک نسخه‌ی دیگر از دیکتاتوری، توسط همان گاردهای همیشگی‌شان که امروزه به استناد همین آثار می‌توانیم بگوییم خصیصه‌های ذاتی‌‌شان است از جمله حذف، تصفیه، سانسور، تهمت و افترا زدن به دیگر احزاب شروع به کارشکنی می‌نماید!  

 

 

 

پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)



درباره‌ی شاعری رمان‌نویس «چارلز بوکوفسکی» (اینجا)


برچسب ها: کتاب بدرود کاتالونیا جورج اورول ، آنارشیست کمونیست جورج اورول ، کتابهایی که باید بخوانیم ، جنگ اسپانیا جرج اورول ، بیوگرافی جرج ارول ، نقد کتاب به یاد کاتالونیا جرج ارول ، نقد کتاب Homage to Catalonia ،

متین
جمعه 5 مرداد 1397 08:28 ب.ظ
جورج ارول نویسنده‌ایه که تمام تلاشش این بوده
وجهه‌ی شوم و سیاه استبداد رو نشونمون بده
از قلعه حیواناتش که من خودم به شخصه با شخصیت اسب داستان همذات پنداری شدیدی داشتم!
۱۹۸۴ اون سیستم هولناک و خفقانی که توش بود
تا شخصیت گوردون کومستاک کتاب ‌((‌همیشه پای پول در میان است‌)) و فلسفه‌ای که تو زندگی برای خودش انتخاب کرده
همه‌‌ و همه یه ترس ناخودآگاه و حیرانی خاصی برام داشته!!!
پاسخ پیام رنجبران :








تو «ارول» رو از من بیشتر مطالعه کردی، مدت‌ها پیش که قلعه‌ی حیوانات می‌خوندم حس می‌کردم این نویسنده‌ خیلی متفاوته، بعدها فهمیدم یه نابغه‌ است، و یهجورایی انگار پیش‌گوست، همیشه رمان 1984 رو به همه پیشنهاد می‌کنم، دیدگاه سیاسی‌ای که در آن عرضه میشه و مشتی که در اون داستان غریب‌اش از نظام‌های توتالیتر باز می‌نماید و توضیحاتی که درباره‌ی ساز و کارشون میده خواننده رو کاملا از خوندن بسیاری از آثار دیگه که با زبان‌های غامض به این مسئله پرداخته و نوشته شده بی‌نیاز می‌کنه؛ یه رمان دیگه هم هست با عنوان «میرا» که تازه‌تر است و اون هم داستان خیلی جالبی داره و در مایه‌های 1984 ارول است، اما باز آثار ارول در کل یه چیز دیگه است...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.