تبلیغات
سیناپس - رمان: روزگار دوزخی آقای ایاز ( رضا براهنی)
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397

رمان: روزگار دوزخی آقای ایاز ( رضا براهنی)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :پارگراف‌های مورد علاقه‌ام ،





و آن‌وقت به کمک هم زبان‌اش را بریدیم، بدون آن‌که دست‌هامان بلرزد، بدون‌ آن‌که کوچک‌ترین اشتباهی بکنیم؛ و با بریدن زبان‌اش، دیگر چه چیز او را بریدیم؟ با بریدن زبان‌اش، وادارش کردیم که خفقان را بپذیرد. ما زبان را برای او بدل به خاطره‌ای در مغز کردیم و او را زندانی ویرانه‌های بی‌زبان یادهایش کردیم. به او یاد دادیم که شقاوت ما را فقط در مغزش زندانی کند؛ هرگز نتواند از آن چیزی بر زبان بیاورد. با بریدن زبان‌اش، او را زندانی خودش کردیم. او زندان‌بان زندان خود و زندانی خود گردید. او را محصور در دیوارهای لال، دیوارهای بی‌مکان، بی‌زمان و بی‌زبان کردیم. به او گفتیم که فکر نکند و اگر می‌کند، آن‌را بر زبان نیاورد، چرا که او دیگر زبان ندارد؛ زبانی که در دهان‌اش می‌چرخید و کلمات را با صلابت و سلامت، و اندیشه و احساسِ تمام از خلال لب‌ها و دندان‌ها بیرون می‌داد، از بیخ بریده شد...

 

 

 

برچیده از رمان «روزگار دوزخی آقای ایاز»

نوشته‌ی: رضا براهنی

 

 

پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)



به بهانه‌ی رمان «دمیان» نوشته‌ی «هرمان هسه» (اینجا)

 


فهرست پیشنهادی رمان و کتاب (کتابخانه‌ی سیناپس)


برچسب ها: روزگار دوزخی آقای ایاز ، رمان روزگار دوزخی آقای ایاز ، روزگار دوزخی آقای ایاز رضا براهنی ، زندان زبان خفقان ، فهرست پیشنهادی رمان و کتاب ، کتابهایی که باید بخوانیم ، نقد رمان دمیان هرمان هسه ،

سید
پنجشنبه 3 خرداد 1397 09:22 ق.ظ
سلام الهی تاقیامت زنده باشید
پاسخ پیام رنجبران :

سلام و عرض ارادت و احترام فراوان استاد، بسیار از لطف شما سپاسگزارم

براتون بهترین آرزوها رو دارم.

سلامت باشید.

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.