این نوشته‌ام، اینجا ماهنامه‌ صدبرگ- اسفند 96 منتشر شده!



گرنیکا ( پابلو پیکاسو)




 رقابت در هنر مدرن، دوستی، خیانت و پیشرفت

نویسنده: سباستین اسمی

مترجم: سارا حسینی‌معینی

نشر: کتاب کوله‌پشتی


همسفران


پیام رنجبران



«آرتور شوپنهاور» فیلسوف بدبینی است، بدبین‌ترین فیلسوفی که تا بحال گام به عرصه‌ی اندیشه نهاده، نظرات تلخی نسبت به زندگی دارد، مثلاً می‌گوید:«زندگی اساساً فلاکت‌بار و کشمکشی بیهوده است» یا می‌نویسد:«زندگی نه تنها فلاکت‌بار، بلکه‌ بی‌معناست» با این‌حال نمی‌توان بسادگی از دیدگاه‌اش گذشت چرا که خواه ناخواه جهانی که دربرمان گرفته و اغلب تا حدّ خفه‌گی در خود می‌فشاردمان، مجبورمان می‌کند که به فضای پیرامون‌مان بنگریم- و البته به یاد شوپنهاور بیافتیم- آخر آنچه بیشتر به چشم می‌‌آید رنج است تا آسودگی، رنجِ بودن و رنجِ زندگی که به اَشکال متفاوت بروز می‌کند، جنگ و بیماری و چه و چه...؛ حتا در بهترین شرایط که به خیال خودمان همه‌چیز سرجای خودش قرار دارد همچنان میل سرکشی درونِ‌ ما به هیچ روی خیال سکوت و خاموشی ندارد، مدام حرف می‌زند، طرح انواع و اقسام تمایلات و خواهش‌ و تمناها درمی‌اندازد، همیشه از آنچه هست و دارد ناراضی است و گمان نبرم عاقبت چیزی بجوید که پاسخی دائمی بر خواسته‌های مکررش باشد. شوپنهاور در فلسفه‌اش این میل و نیروی محرک را در مفهومی با عنوان «اراده» توضیح می‌دهد. بر اساس نظر او، اراده درونی‌ترین ذات عالم است که فعالیت‌های ما و تمام پدیده‌های مشهود را هدایت و ترغیب و ماهیت‌شان را تعیین می‌کند، وجودی که بدون هیچ تأمل یا کنترل آگاهانه‌ای، همواره نیاز و میل به چیزهای مختلف دارد؛ و لازم به گفتن نیست همین نیاز و تمایلِ طماع به طور ممتد و مداوم ایجاد رنج می‌کند. اما در لابه‌لای فلسفه‌ی شوپنهاور رگه‌ای از خوش‌بینی نیز دیده می‌شود، خوش‌بینی‌ای که به هنر ختم می‌شود. پاسخی که این فیلسوف برای رهایی و خلاصی از رنج زندگی و بودن دارد در عین حالیکه همچنان سعی می‌نماید مواضع خودش را حفظ کند هنر است:«زندگی هرگز زیبا نیست، به جز تصاویری از آن که در هنر یا شعر تجلی یافته‌اند». در این نقطه گونه‌ای امر متعالی متجلی می‌گردد، چیزی معادل امر والای کانتی، یعنی لحظاتی که آدمی در ساحت چیزی بسیار بزرگتر از خودش ناگزیر دچار حالتی می‌شود که برای لحظاتی خودش را فراموش می‌نماید، خودش که منشا تمامی تمایلات و خواسته‌های پایان‌ناپذیر است. بدین‌سان وقتی خودی در کار نیست و آدمی به‌سان «هیچ» است، متعاقباً سکوتی درونی در او برقرار می‌گردد و حاصل‌اش دمی آرامش و آسودگی‌ست. تو گویی فرکانسی از زیبایی‌های عظیم آثار هنری ساطع می‌شود که وقتی انسان‌ها در مجاورتش قرار می‌گیرند در آن کشیده و با آن یکی می‌شوند و همین درهم‌تنیدگی موجب گونه‌ای عروج روحانی در آدمی می‌گردد، دقایقی که چنانچه فرد درست در همان فضای تاثیر سر برگرداند و به دنیا و جدل‌های زندگی نگاهی بیندازد، آنچه می‌بیند آنقدر کوچک به نظر می‌آید که حتا در نظرش مضحک جلوه می‌کند. به این می‌ماند روی سیاره‌ی دیگری بایستی و آنگاه به زمین بنگری. اما این سیاره‌ها، این جهان‌های دیگر حاصل خلاقیت هنرمندانی‌ست که از قضا خودشان مانند همه‌ی انسان‌ها درگیر زندگی‌اند و آن‌ها نیز برای رهایی از چنگال‌اش چیزی جز آن جهان و سفر بدان‌جا نمی‌شناسند، همان دقایقی که حین زایش اثرشان با آن یکی می‌شوند و در واقع به سرزمینی جز این جایی که هستیم سفر می‌کنند، و سپس ارمغانی که با خود می‌آورند یا نشانی که از سفرشان می‌دهند همان «هنر» است. هنرمندان در این مسیر پرپیچ و خم همسفرانی از سنخ خودشان نیز دارند، کتاب «رقابت در هنر مدرن، دوستی خیانت و پیشرفت» شرح حال این همسفران است که در کنار هم به بزرگترین سفرها رفته‌اند. همسفرانی نابغه و بزرگترین سفرها به جهان نقاشی. تقریباً همه‌ی بزرگانِِ عالی‌رتبه‌ی بازه‌ی زمانی 1860 الی 1950 در کتاب حضور دارند، بزرگترین نقاشانی که همین نفس حضورشان در یک اثر موجب جذابیت و گیرایی است، و البته قصه‌‌‌هاشان در کنار یکدیگر دوبه‌دو به شیواترین و هیجان‌انگیزترین شکل ممکن به قلم‌ »سباستین اسمی» برنده‌ی جایزه‌ی پولیتزر برای نقد هنری سال 2008 بیان می‌شود. هشت نقاش، «لوسین فروید و فرانسیس بیکن» « ادوارد مانه و ادگار دگا»، «پیکاسو و هانری ماتیس»، «ویلم دکونینگ و جکسون پولاک» هستند. نویسنده درباره‌ی اثرش می‌گوید:«عنوان کتاب، رقابت در هنر مدرن است، ولی منظور رقابت بین دشمنان قسم‌خورده، رقیبان سرسخت، کینه‌توز و لجبازی نیست که برای حاکمیت هنری و جهانی مبارزه می‌کنند تا پیروز شوند. در عوض کتابی است درباره‌ی تسلیم شدن، دوستی و تاثیرپذیر بودن و درباره‌ی توانمندی‌ها و احساسات این هنرمندان در زمینه‌ی حرفه‌ای‌شان». شوپنهاور بدبین‌ترین فیلسوف است، با این‌حال خوش‌بینانه‌ترین نظراتش در باب اهمیت هنر است و سفر به این جهان، حالا فرض کن همسفرانت نوابغ باشند، به گمانم بد نخواهد گذشت.




پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)




فهرست پیشنهادی رمان و کتاب (شماره‌ی دو) (اینجا)


برچسب ها: کتاب: رقابت در هنر مدرن دوستی خیانت و پیشرفت ، نقد کتاب: رقابت در هنر مدرن دوستی خیانت و پیشرفت ، بیوگرافی سباستین اسمی ، لوسین فروید فرانسیس بیکن ، ادوارد مانه ادگار دگا ، پیکاسو هانری ماتیس ، ویلم دکونینگ جکسون پولاک ،

♥★ دخـترِ قصــه ها ★♥
پنجشنبه 23 فروردین 1397 10:00 ب.ظ
پاسخ پیام رنجبران :

درود بر شما و ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.