تبلیغات
سیناپس - رمان: او بازگشته است ( پیشوا زنده است! )

این نوشته‌ام، اینجا ماهنامه صدبرگ بهمن 96 منتشر شده!











رمان : او بازگشته است 

نویسنده: تیمور ورمش 

  مترجم: مهشید میرمعزی/ انتشارات نگاه


پیشوا زنده است!


پیام رنجبران

 

هر از گاهی بحث ساختگی بودن ماجرای خودکشی «آدولف هیتلر» رهبر آلمان «نازی» در رسانه‌ها داغ می‌شود، بعضی هم می‌گویند او هنوز زنده است؛ مدتی پیش سازمان اطلاعات- جاسوسی ایالات متحده‌ی آمریکا «سیا» نیز با مجوز «دونالد ترامپ» سندی مبنی بر خودکشی نکردن «پیشوا» و گریختن‌اش- پس از تصرف برلین توسط ارتش سرخ شوروی- منتشر کرد و به این اخبار که همچنان دنبال‌کنندگان زیادی دارد سوی دیگری بخشید. کاری به زنده بودن یا نبودن «آدولف هیتلر» ندارم چه با وجود انتشار این اسناد هنوز نمی‌توان درباره‌ی سرنوشت او با قطعیت نظر داد، اما می‌خواهم بگویم به طور یقین «او بازگشته است» ولی در رمانی نوشته‌ی «تیمور ورمش» به همین نام. قصه‌ی جذاب، طنازانه و گزنده‌ای که راوی آن دیکتاتور اعظم «آدولف هیتلر» است، و آغازش ساعات اولیه‌ی بعدازظهر وسط یک پارک در «برلینِ» مدرنِ امروز و بیدار شدن ناگهانی‌اش صحیح و سالم پس از چندین‌دهه. این نخستین رمانی‌ست که «تیمور ورمش» به رشته‌ی تحریر درآورده، و البته در زمان انتشارش سال 2012 با اقبال عمومی و استقبال فراوانی مواجه گشته، ‌طوری که اثر فقط در آلمان یک‌میلیون نسخه و همچنین بیش از سیصدهزار نسخه‌ی الکترونیکی و صوتی فروش داشت، و حق ترجمه‌ی کتاب به 38 زبان داده شده است. نویسنده‌ی رمان «او بازگشته است» آقای «تیمور ورمش» در سال 1967 در نورنبرگ آلمان متولد شده، مادرش آلمانی و پدرش تباری مجاری داشت. او که با نگاشتن همین اثر یکباره به شهرتی جهانی دست یافته در دانشگاه «ارلانگن» سیاست و تاریخ خواند، و سپس به عنوان روزنامه‌نگار مشغول به کار شد. تا سال 2001 برای نشریات «ابندسایتونگ» و «اکسپرس» شهر «کلن» مطلب می‌نوشت و بعدتر برای نشریات زیادی کار کرده است، تا سال 2009 به عنوان «سایه نویس» یعنی نویسنده‌ با اسم مستعار چهارکتاب منتشر کرد و کتاب‌های دیگر او در حال آماده شدن است. به نظرم می‌رسد ایده‌ی جالب همین کتاب، یعنی بازگشت «آدولف هیتلر» در قوت گرفتن، حواشی و البته ایده‌پردازی‌های پرسروصدا برای جذب خواننده و بیننده در رسانه‌های این سال‌های بعد از انتشار رمان بی‌تاثیر نبوده است. جدای اینکه چنین اخباری برای مصرف و سرگرمی آدم‌ها همیشه جذابیت‌های منحصر به فردی دارد، بد نیست گوشه چشمی به علاقه‌ی فراوان و نقش پررنگ مردم در ساخت و پرداخت دیکتاتورها نیز داشته باشیم؛ تو گویی انسان‌ها به طرز عجیبی علاقمند‌ند یک نفر را بیابند و سپس به دیکتاتورش مبدل کنند و چنانچه در لابه‌لای تراوشاتِ سلایق و علایق‌ حاکم مربوطه که غالباً حول محور جنگ‌افروزی، حذف و تصفیه می‌چرخد کشته نشوند یا به قتل نرسند اخبار صعود تا نزولش دنبال نمایند؛ تاریخ هم پس از سقوط‌ دستگاه‌ دیکتاتوری که همیشه بی‌بروبرگرد حادث می‌شود، حین پرداختن به بزنگاه‌ها و بررسی سیر وقایع آن به علت اینکه طبق روال مالوف و ناگزیر چنین زمام‌دارانی که هماره افتضاحات و فجایع بزرگی به بار می‌آورند طوری یک‌سویه علیه‌شان شروع به «مونولوگ» می‌نماید انگار فقط دیکتاتور یا در نهایت عده‌ای دوروبرش مقصر بوده‌اند و آنچنان نقشی شامل حال مردم نمی‌شود. یکی از محورهای اصلی‌ی رمان «او بازگشته است» پرداختن به چنین مضمونی‌ست و اکران چگونگی‌اش. وقتی ساختاری تک‌حزبی که به هیچ‌عنوان صدایی جز صدای خودش نمی‌شنود و بها نمی‌دهد، به عنوان مثال همین حزب «نازی»، که از ایدئولوژ‌ی‌های کلی‌اش نابودی و انهدام سایر حزب‌هاست - شما بخوانید خفه‌کردن سایر صداها- با تمرکز قدرت در یک دولت و تاکید ورزیدن بر یک حزب واحد وارد کارزار می‌شود، بی‌گمان مردمان کثیری نیز بوده‌اند که حال خودآگاه، ناخودآگاه، یا شاید هم حواس‌پرت و بی‌تجربه گردشان حلقه زده‌‌اند. «آدولف هیتلر» در رمان «او بازگشته است» درآمده و می‌گوید:«پیشوا بدون ملت خود، هیچ نیست. البته پیشوا بدون ملت خود هم چیزی هست، ولی بعد کسی نمی‌بیند که او کیست. این موضوع را می‌توان برای هر آدمی با یک شعور سالم قابل درک کرد، زیرا درست مثل این می‌ماند که موتسارت را در جایی نشاند و بعد به او پیانو نداد». «تئودور آدورنو» فیلسوف آلمانی بعد از رویدادهای ننگین جنگ جهانی دوم و آنچه بر جان «انسان» رفت می‌نویسد:«اتفاق افتاد و می‌تواند دوباره اتفاق بیفتد. حرف اصلی ما این است» و این‌جا نقطه‌ای‌ست که هنر و ادبیات برای رعایت «انسان» به کلمه درمی‌آید، به ظهور می‌رسد، برای یادآوری، برای تقویت حافظه‌ی تاریخی آدم‌ها، علیه فراموشی، برای ممانعت و پیشگیری از پیش آمدن فجایع دیگر، چرا که چنانچه آدمی از اندکی سلامت روحی و روانی برخوردار باشد، با نگاهی به سرگذشت «انسان»هایی که به چنگ دیکتاتوری‌ها به خاک و خون کشیده شده‌اند دچار غبن و تاسف می‌شود، اما می‌بایست بدانیم:«اشتباهات برای متاسف شدن نیستند، بل‌که برای تکرار نشدن هستند».

 

 


پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)

 

آکواریوم‌های پیونگ‌یانگ (حکومت اوباش) (اینجا)

 

مرگ کسب و کار من است (اینجا)

 

 

 

ادامه‌ی مطلب- (آشویتس)

 













بدین‌شرح فیلسوف «تئودور آدورنو» می‌گفت:« بعد از آشویتس شعر گفتن، جنایت و بربریّت است»


برچسب ها: نقد رمان او بازگشته است ، نقد رمان ببین کی برگشته ، هیتلر زنده است ، پیشوا زنده است ، نقد رمان آکواریومهای پیونگ یانگ ، نقد مرگ کسب و کار من است ، بیوگرافی تیمور ورمش ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.