جمعه 4 اسفند 1396

نه با جنگ نه بر جنگ ( تنگه ابوقریب )

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :پیام رنجبران(نقد فیلم) ،





یادداشتِ فیلم

 

یکی چون پیش‌تر!


 پیام رنجبران

 

«تنگه‌ی ابوقریب» فیلمی‌ست نه با جنگ نه بر جنگ، اثری خنثا که چنانچه شرح آغازین فیلم را در تیتراژش از آن بگیری و فرضاً به فردی خارجی یا یک نفر که از قضایای جنگ ایران- عراق مطلع نیست نشان دهی چیزی از چند و چون ماجراها درنخواهد یافت! این‌جا کجاست؟ این آدم‌ها کی هستند و موضوع مناقشه بر سر چیست؟! اثری بدون فیلمنامه که از عوارض‌اش این‌که تمامی ‌‌شخصیت‌های فیلم در حد تیپ باقی می‌مانند، و البته برای تماشاگران و علاقمندان سینمای دفاع مقدس به شدت تکراری‌اند. چه آدم‌های فیلم و چه اتمسفرش با وجود اینکه سعی شده با توسل به جلوه‌‌‌های ویژه و نما به نمای دیگر آثار سینمای جنگ جهان به‌ روز رسانی شود اما جز اندکی رنگ و لعاب ظاهری، کلیت‌اش در حد و اندازه‌ و رونوشتی از آثار دهه‌ی شصت و شاید هم عقب‌تر مانده است، چرا که دیگر مانند آثار آن زمان با توجه به حال و هوای حماسی آن دوران، نه حسی برمی‌انگیزاند و نه تاثیری بر تماشاگر می‌گذارد. اما اشکال کار کجاست؟ فیلم «تنگه‌ی ابوقریب» صرفاً به توصیف و شرح یک موقعیت پرداخته که به دلیل ضعف، یا به دیگر زبان فقدان فیلمنامه‌ از پس این مهم برنیامده، زیرا در چنین آثاری که خط روایی و پیرنگ داستانی پررنگی ندارند، بار دراماتیک فیلم بر دوش شخصیت‌ها می‌افتد، هر کدام از کارکترها خود به جهان و داستان گیرایی مبدل می‌شوند و البته انعکاسی دقیق از انسان‌های واقعی‌اند در واقعیت زندگی، از اینرو برای تاثیرگذاری می‌بایست بر شخصیت‌های اثر تمرکز و تکیه کرد و وجوه شخصیتی‌‌شان را در همه‌ی ابعاد انسانی ساخت و پرداخت و گستراند، و از جایی که چنین تمهیدی برای کارکترهای فیلم «تنگه‌ی ابوقریب» در نظر گرفته نشده است، همان‌طور که در سطور بالا گفتم، همه‌‌‌شان در سطح تیپ باقی می‌مانند و بدون زندگی‌ و لایه‌های درونی و خط روایی عاطفی. انگار فقط فیلمی ساخته شده است که ساخته شده باشد و بدین‌سان وقتی اثری خنثاست تمامی صحنه‌های بقولی دلخراش فیلم صرفاً در حد تاثیری لحظه‌ای و گذرا عمل می‌کنند، درست مانند این‌که هر آدمی از مشاهده‌ی قطع شدن یک دست مقابل دیدگانش آزرده می‌شود اما در سینما چنانچه این تصویر در جهت تأمل و تعمق، هدفمند نگردد، بار معنایی به خود نمی‌گیرد و چنانچه نگوییم خدعه است ولی در حد یک لحظه باقی می‌ماند، و بعد از تماشای فیلم هنوز سالن سینما را ترک نکرده‌ایم به دست فراموشی سپرده خواهد شد. مابین آثار آقای «بهرام توکلی» سازنده‌ی فیلم «تنگه‌ی ابوقریب»، جز فیلم «من دیه‌گو مارادونا نیستم» که چند دقیقه‌ی خیلی خوب دارد، سایر آثارشان به شدت از فقدان قصه و انسجام رنج می‌برد که در نهایت منجر به فروپاشی کلیت اثر می‌شود، و همچنین ایشان مابین تقلید از سبک فیلم‌های اروپایی و هالیوودی همچنان بر دوراهی مانده‌اند، گاهی آهنگ و رفتار دوربین‌شان مثل آثار هالیوودی تند می‌شود و گاهی شبیه به آثار اروپایی کند و آرام و سعی به بستن قاب‌های شاعرانه و پرمفهوم، اما بدون هدف و تعمق لازم، و درست به همین دلیل درنمی‌آید و تصنعی می‌شود. واقع این‌که به عنوان یک تماشاگر بسیار دوست می‌داشتم فیلم «تنگه‌ی ابوقریب» فیلم بی‌نظیری باشد چرا که سال‌هاست اثر شایسته‌ای درباره‌ی دفاع مقدس ساخته نشده، اما متاسفانه چنین نبود و «تنگه‌ی ابوقریب» تکراری‌ست بر مکررات.



پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)


نقد رمان «به امید دیدار در آن دنیا» (اینجا)



برچسب ها: نقد فیلم تنگه ابوقریب ، نه با جنگ نه بر جنگ ، جواد عزتی تنگه ابوقریب ، بهرام توکلی تنگه ابوقریب ، نقد آثار بهرام توکلی ، شخصیت پردازی تنگه ابوقریب ، نقد فیلمنامه تنگه ابوقریب ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.