جمعه 27 بهمن 1396

خوانشِ یک واژه‌ ( انقلاب هانا آرنت )

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب : معرفی کتاب(نقد) ،





نگاهی به کتاب «انقلاب»

«هانا آرنت»

ترجمه‌ی «عزت‌الله فولادوند»


خوانشِ یک واژه‌

 

اساساً واژه‌ی «انقلاب» از مصطلحات «اخترشناسی» است که به واسطه‌ی اثر بزرگ «کپرنیک» در علوم طبیعی دارای اهمیت شد. این واژه در کاربرد علمی معنای دقیق لاتینیِ خود را که دال بر حرکت دورانی منظم و قانونمندی ستارگان بیرون از نفوذ انسان و بنابراین ایستادگی‌ناپذیر است، تازه‌گی و خشونت از ویژگی‌های آن بشمار نمی‌رفت. مدلول کلمه در نجوم حاکی از حرکتی مکرر و دوری است که اطلاق این لفظ به امور بشر در زمین تنها بدین معنا بود که همین چند شکل شناخته‌ شده‌ی حکومت، با همان نیروی ایستادگی‌ناپذیری که ستارگان را در مدارهای از پیش‌تعیین شده در آسمان بگردش درمی‌آورد، در میان آدمیان فانی نیز تا ابد دور می‌زند و تکرار می‌شود. 

نخستین‌بار این کلمه در سال 1660 پس از سرنگونی «پارلمان دنباله» انگلستان و بازگشت رژیم پادشاهی بکار رفت، یعنی به نوعی مجاور با مفهوم علمی‌اش در مباحث اخترشناسی؛ بدین‌سان این واژه از آسمان‌ها به زیر آمد برای توصیف آنچه در روی زمین حادث می‌گردید. اما از آنچه ذکر شد یعنی مفهوم واژه‌ی «انقلاب» در مبحث اخترشناسی که همان چرخش دورانی افلاک و گردش ستارگان است می‌توانیم نیروی ایستادگی‌ناپذیرش را مدنظر داشته باشیم. حرکتی که خارج از نفوذ و اراده‌ی انسان است. یعنی هنگامی که جامعه‌ای وارد شرایط انقلابی می‌شود گویی نیرویی به راه می‌افتد که تا بحال هیچ سدی یارای مقاومت در برابر آن را نداشته یا برای مدت طولانی نداشته است، چرا که این نیرو به مانند حرکت ستارگان خارج از نفوذ و اراده‌ی زمام‌داران و حتا خودِ مردم است. اما عالی‌ترین چشم‌انداز و هدفی که می‌توان برای «انقلاب» متصور شد «آزادی» است! یعنی انسان‌ها به پا می‌خیزند برای دست‌یابی به آزادی که تمامیِ خواسته‌های‌شان زیرمجموعه‌ای است از این هدف، چرا که در فقدان آن تقریبا هیچ‌کاری ممکن نیست. این‌که تعریف دقیقِ آزادی چیست و شرح و توضیح‌اش در چنین مجالِ کوتاهی نمی‌گنجد ولی به طور ساده و موجز در بابِ اهمیت‌اش این‌که: آزادی‌ بعد از انقلاب مهم‌ترین عنصر و هدفی‌ست که می‌تواند جلوی به انحراف کشیده شدن جریان انقلاب را بگیرد، چرا که اجازه‌ی «نقد» به مردم و نمایندگان‌شان و متعاقباً صاحب‌نظران همه‌ی گرایشات فکری داده می‌شود و زمانی که قدرت نقد وجود داشته باشد انحراف هر جریانی به حداقل می‌رسد؛ همچنین یک حرکت انقلابی موفق صرفاً بر سرنگونی یک نظام سیاسی متمرکز و خلاصه نمی‌شود بلکه در واقع پس از این چیرگی مسیرش ادامه می‌یابد. یکی از دلایل اصلی‌ی هر انقلاب و خیزشی نارضایتی جمع کثیر یا توده‌ی مردم به علت تنگ‌دستی و فقر است. انقلاب انرژی فراوان و نیروی محرکه‌ی فوق‌العاده‌‌ای از چنین طغیانی می‌گیرد اما اغلب بعد از هر انقلابی شرایط طور دیگری رقم می‌خورد. معمولاً یک حزب صاحب انقلاب می‌شود و سپس به بهانه‌ی بها دادن و برطرف نمودن فقر و تنگ‌دستی و مطالبات اقتصادی مردم، «آزادی» را به حاشیه می‌راند، یعنی می‌گوید که پرداختن به امور مردم از آزادی مهم‌تر است و  آزادیِ سایر صداها مانعی برای از بین بردن فقرِ توده‌هاست و البته که بعد از مدتی قطعاً مسیر انقلاب به دلیل همین تک‌حزبی شدنِ ساختار به انحراف کشیده می‌شود و نکته اینجاست پس از به قدرت رسیدن و تسلط بی‌چون و چرا  و خاموش کردن سایر صداها و یا به دیگر زبان «آزادی»، به مطالبات اولیه‌ی مردم وقعی نمی‌نهند و پس از مدتی سرکوب اتفاق می‌افتد؛ مطالبات توده‌ی مردم در فقدانِ آزادی هیچ‌‌گاه به سرمنزل مقصود نمی‌رسد. دیگر اینکه معروف است «انقلاب» فرزندان خود را می‌بلعد! چنین ضمیمه‌ و تذکاری هم می‌تواند درست باشد و هم غلط و هم به شدت خطرناک، چرا که بسیاری از انقلابیون واقعی آنچنان این موضوع در وجودشان نهادینه می‌شود که تو گویی حتا اگر چنین هم نباشد و پیش نیاید، اما ناخودآگاه به آن گردن نهاده و بعد از انقلاب معمولاً خودشان کناره می‌گیرند و جریانِ انقلابی و به سرانجام رسانیدن‌اش به نحو احسنت را که همانا آزادی‌ست رها می‌کنند، شاید گمان می‌برند وظیفه‌شان صرفاً تا وقوع انقلاب است و پس از حادث شدن آن مسئولیت‌شان خاتمه یافته، اما از سوی دیگر با بررسی انقلاب‌ها متوجه می‌شویم این ماجرا پربیراه هم نیست، یعنی بدین صورت هم اتفاق می‌افتد که بعد از انقلاب، دیگرانی پیدا می‌شوند که به زبان ساده به مرور سر انقلابیونِ واقعی را زیر آب می‌کنند، و معمولاً فردی وجود دارد، که در گیر و دار و بحران‌های انقلاب حضور ندارد، به نوعی پشت پرده یا در گوشه‌ای ایستاده و درست در بزنگاهی وارد عمل می‌شود- او نه تنها میانه‌رو نیست بلکه چپ و راست را متساویاً نابود کرده- و سپس انقلاب را به نام خود و حزب‌اش مصادره می‌نماید، و البته باز هم همان‌طور که به عرض رسانیده شد، انقلاب از مسیر اصلی‌اش که همان نیل به آزادی است خارج می‌گردد. ناگفته نماند زمانی می توانیم بگوییم یک انقلاب به معنای واقعی‌اش به وقوع پیوسته که یک ساختار سیاسی- حکومتی مطلقاً از ریشه دچار دگرگونی شود نه این‌که از ساختارهای شبه یا جایگزین‌اش که همان شیوه‌های کمافی‌سابق است استفاده شود؛ پس و در نهایت موفق‌ترین انقلاب و عالی‌ترین هدفی که برای آن می‌توان متصور شد چیزی نیست جز «آزادی» و به هر میزانی که جریان انقلابی از این هدف دور شود، به همان اندازه در توالی زمان به انحراف و شکست منجر می‌شود. مابین تمامی انقلاب‌هایی که تا به حال در طول تاریخ بشر رخ داده، آن انقلابی که بدین تعریف بسیار نزدیک است و منطبق، انقلاب ایالات متحده‌ی آمریکاست که با تمامیِ کم و کاستی‌هایش اما به نسبت در جهتِ نیل به آزادی موفق‌تر بوده است.  








آنچه به رشته‌ی تحریر درآمد برداشتی‌ست آزاد از کتاب «انقلاب» نوشته‌ی «هانا آرنت» فیلسوف آلمانی(1906- 1975). آثار این بانوی متفکر چنانچه از ترجمه‌ی شایسته‌ای مانند همین کتاب برخوردار باشند فوق‌العاده‌اند، علاوه بر مضمونی که او برای نگارش یک اثر انتخاب می‌کند و سپس حولِ محورِ آن مانور می‌دهد، خواننده با جهان‌های اندیشمند دیگر و تحلیل‌شان نیز آشنا می‌شود. پیشنهادم برای مطالعه‌ی کتاب‌های‌شان نخست اثر فلسفیِ در نوع خود کم‌نظیرِ «حیات ذهن» و سپس همین کتاب «انقلاب» و همچنین «توتالیتاریسم» است.

 

پی‌نگار:

نقاشی: «سوم ماه مه 1808» اثرِ «فرانسیسکو گویا»

اولین نگاره‌ی به معنای واقعی انقلابی.



 

پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)

 

نقد رمان: میعاد در سپیده دم (رومن گاری) (اینجا)


برچسب ها: کتاب انقلاب هانا آرنت ، نقد انقلاب هانا آرنت ، خلاصه انقلاب هانا آرنت ، انقلاب چیست ، نقد میعاد در سپیده دم ، انقلاب توتالیتر ، معنای واژه انقلاب ،

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic