جمعه 8 دی 1396

ایران سرای من است (پرویز کیمیاوی)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :شعر ،









 

اگر شعر نبود چکار می‌کردم؟

برای این‌که جلوی زندگی را بگیرم

نه ستاره‌ها را می‌شد بهانه کنم

و نه خواب‌های بدی که می‌بینم

و نه تاریکیِ بدجنسِ شب ها را

که توی نورِ خورشید گم نمی‌شوند

آه، خدایا


******


پدرم نسیم آبی‌ست

و مادرم بادِ سرخ

مرگ قشنگ است

چون‌که پیشِ خدا برمی گردم

اما مردن زشت است

چرا که به خاک برمی‌گردم

و همه‌ی بر‌گ‌ها و گلبرگ‌هایم را

دلم‌ را

و رویاهایم را

مورچه‌ها گاز می‌گیرند

 

 

 

پی‌نگار:

برچیده از فیلم «ایران سرای من است» ساخته‌ی جناب «پرویز کیمیاوی» که سالِ هفتاد ساخته شد اما هجده‌سال در محاق توقیف ماند. فیلمِ شگفت‌انگیزی‌ست درباره‌ی ایران و شعرایش. سهراب جوانی‌ست که درباره‌ی اشعار کهن ایران زمین کتابی تالیف کرده اما برای دریافت مجوز در اداره‌ی ممیزی دچار مشکل شده و در راه رسیدن به طهران در کویر گم می‌شود...

اشعار نقل شده نمی‌دانم از کیست؟ به گمانم از سروده‌های خودِ کیمیاوی باشد که از زبان دختربچه‌ای شاعر خوانده می‌شود.

 

 

پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)

 

شب‌نوشت‌ها (اینجا)


برچسب ها: ایران سرای من است ، ایران سرای من است کیمیاوی ، سینمای مدرن ایران ، سینمای پیشروی ایران ، سینمای مدرن کیمیاوی ، فیلم ایران سرای من است ، نقد معرفی فیلم رمان ،

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic