تبلیغات
سیناپس - رمان: اپرای شناور (تادی قهرمان خاکستری)
دوشنبه 13 آذر 1396

رمان: اپرای شناور (تادی قهرمان خاکستری)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب : معرفی کتاب(نقد) ،



جان بارت





رمان: اُپرای شناور

نویسنده: جان بارت

مترجم: سهیل سمّی

*

تادی قهرمانِ خاکستری

 

پیام رنجبران

 


هربار وقتی مشغول خواندنِ یک کتاب فوق‌العاده‌ام سوأل و جوابی برایم پیش می‌آید؛ منظورم آثار‌ی‌ست که حین مطالعه، برق از سه‌فازت می‌پراند، و برای توصیف یا تحسینِ چنین فرآورده‌های عالی‌ی ذهن بشر، چنین آفریده‌ی حیرت‌برانگیزی نمی‌دانی از چه واژه‌هایی باید مدد بجویی؟ جمله کتاب‌هایی که حین خوانش از خودم می‌پرسم:«مگه ممکنه نوشته‌ای بهتر از این پیدا بشه؟» و سپس پاسخ می‌دهم:«نه! بهتر از این دیگه ممکن نیست!». آثاری که تعدادشان در تاریخ ادبیات کم نیست ولی به طرز مرموزی زیاد هم نیستند! برای مثال در همین چندسال گذشته‌ی من، رمان‌های «جز‌ء از کل» نوشته‌ی «استیو تولتز»، «سفر به انتهای شب» نوشته‌ی عالیجناب «لوئی فردینان سلین» یا «جنگ‌، چهره‌ی زنانه ندارد» نوشته‌ی بانو «الکسویچ» از جمله آثاری‌اند که وقتی می‌خواندم‌شان- جذابیت و گیرایی و تمام و کمال‌ بودن‌شان- چنین سوأل و جوابی را برایم پیش می‌آورد؛ آثاری که تصور چیزی فراتر از آن‌ها برایت ناممکن است؛ اما وقتی با رمان «اپرای شناور» نوشته‌ی «جان بارت» با ترجمه‌ی عالی «سهیل سمّی» روبرو می‌شوی، با پدیده‌ی دیگری یا بهتر است بگویم پاسخ دیگری به سوأل قبلت مواجه گشته‌ای:«بله! ممکن است». حالا احتمال دارد بعضی خوانندگان محترم با نظر من مخالف باشند و برخی دیگر موافق، چندی نیز به کل از ریشه چنین قیاس‌هایی را صحیح ندانند، از این‌رو لازم به ذکر است درونمایه‌ی رمان «اپرای شناور» نیز قصدش بیان چنین مضمونی‌‌ست:«هیچ چیز ارزش ذاتی ندارد» یعنی ما انسان‌ها هستیم که به هر چیزی در جهان پیرامون‌مان ارزش می‌دهیم! و البته بسیاری از جار و جنجال‌های‌مان زاده‌ی چنین اختلافی در نحوه‌ی نگرش و ارزش‌گذاری‌های ماست. اما برای توضیح‌ این قضیه، از یکی از مهم‌ترین رساله‌های فیلسوف «فردریش ویلهلم نیچه» که در واقع مرکز ثقل اندیشه‌های اوست بهره می‌برم: رساله‌ی «در باب حقیقت و دروغ در مفهومی غیراخلاقی» به ترجمه‌ی آقای «مراد فرهاد‌پور» که «نیچه» در این متن موضوع حقیقت را به چالش کشانیده، وجودش را کتمان می‌کند و دست آخر می‌خواهد بگوید: همه‌ی ما در جهان استعاره‌ها زندگی می‌کنیم، حقیقت دروغی بیش نیست و تعریف ما از آن نیز، گونه‌ای دروغ‌پردازی است! ما به هر چیزی کلماتی اختصاص داده‌ایم، مثلا به آن «شی»‌ گفته‌ایم «درخت» به آن یکی گفته‌ایم «میز» و قس‌علی‌هذا، اما در واقع کلمه‌ی «درخت» یا «میز» نه درخت است و نه میز. بدین منوال: راستگو نیز، فردی‌ست که مصداق کلامش به دروغ‌‌هایی که برای‌مان طی سالیان جا افتاده منطبق باشد. پس راستگو هم در واقع یک دروغ‌گوست اما شیوه‌ی دروغ‌گویی‌اش به تایید قبایل آدم‌ها رسیده و بعضاً به شدّت به آن دل بسته‌اند؛ تا اینجای کار علاوه بر اینکه اشکالی وجود ندارد بلکه وجود چنین قواعدِ دست‌ساز و مصداق‌‌‌هایی لازمه‌ی زندگی‌ست اما مشکل از نقطه‌ای بروز می‌کند که افراد برای تحمیل دروغ‌هایشان که حالا در ذهن‌شان به عقایدی با هیئت حقیقت‌وار مبدل گشته حاضرند مثل آب‌خوردن آدم بکشند و می‌کشند و همین‌طور که در دنیای متخاصم امروز شاهدیم آن هم به وفور، که انسان‌ها بر حسب آنچه حقیقت خودشان می‌دانند کلک مخالفین‌شان را می‌کنند. خلاصه «نیچه» بدین وسیله تمامی بنیان‌های ارزش‌گذاری نوع بشر را زیروزبر می‌نماید. بی‌گمان هنوز فاصله‌ی آدمیزاد تا درونی شدن شعوری که دریابد نمی‌بایست بر اساس عقایدش سایر انسان‌ها را به خاک و خون بکشد بسیار زیاد است. رسیدن به بلندی‌های متعالی و مرتفع خودآگاهی که دریابد منظور از آزادی، پذیرفتن مسئولیت اعمال و رفتارش است که قاعدتاً آسیب زدن و بلعیدن سایر انسان‌ها در این تعریف محلی از اعراب ندارد. ما اینجا کاری به خوب یا بد بودن عقاید نداریم و البته که بسیاری‌شان در راستای همین تعریف از آزادی کارآمدند، و همچنین شایان ذکر منصفانه‌تر اینکه، بسیاری از الگوهای رفتاری و اخلاقی طی قرن‌ها در ناخودآگاه آدمی مبدل به کهن‌الگوهایی شده‌اند که تغییرشان مستلزم تحمل درد، رنج و فشارهای طاقت‌فرسایی است؛ لکن مسیر اصلاح، طریقی‌ست که در نهایت امر برای گریز از این چرخه‌ی مضحک طی خواهد شد تا نوع بشر به آگاهی همگانی دست یابد، یعنی لحظه‌ای که همگی‌ همزمان دریابند که برای زندگی نیازی به قتل‌عام یکدیگر ندارند. یکی از وظایف ادبیات هموار نمودن مسیر، و نمایاندن چنین چشم‌اندازی است. «تادی» قهرمان خاکستری رمان «اپرای شناور» وکیل دعاوی‌ است و به واسطه‌ی بیماری قلبی‌اش که هر آن احتمال دارد مابین دوضربان، قلبش از کار بیفتد و جانش بالا بیاید به گونه‌ای از- بقول ژاپنی‌ها- «روشن‌شدگی» دست یافته که به قائله‌ی مضحک قواعد این دنیا، سازوکار و نظام‌های ارزش‌گذاری آدم‌ها پی برده. روایت یک‌روز از زندگی‌اش از زبان او که تصمیم داشته در آن روز خودکشی کند اما منصرف شده. شاید شما از «تادی» به خاطر الگوهای رفتارش خوشتان بیاید یا متنفر شوید، ولی کسی چه می‌داند شاید هم به خاطر اینکه برخلاف عقیده‌ی شما می‌اندیشد دل‌تان بخواهد او را بکشید!

 

 

 

پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)

 

درباره‌ی «جنگ، چهره‌ی زنانه ندارد» (اینجا)


درباره‌ی «جزء از کل» (اینجا)


درباره‌ی «سفر به انتهای شب» (اینجا)


برچسب ها: نقد رمان اپرای شناور ، اپرای شناور جان بارت ، معرفی رمان اپرای شناور ، ارزشهای ساختگی بشر ، نقد و معرفی اپرای شناور ، تادی قهرمان اپرای شناور ، نقد معرفی رمان وبلاگ سیناپس ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.