این نوشته‌ام، اینجا ماهنامه صدبرگ- آبان 96 منتشر شده!






گابریل زوین



رمان

زندگی داستانی ای.جی. فیکری

نویسنده: گابریل زوین / مترجم: لیلا کرد

نشر: کوله‌پشتی

*


این یک کتاب است!


پیام رنجبران


 

بحث اطمینان است؛ آخر تجربه ثابت کرده پرسش سختی‌ست: وقتی یک‌نفر که ارتباط چندانی با مطالعه ندارد یا کلاً طی زندگی‌اش از جهان کتاب و کتاب‌خوانی بی‌خبر مانده ازت می‌پرسد کتابی به من معرفی کن تا بخوانم با سوأل سختی مواجه شده‌ای. کتاب پیشنهادی‌ به مثابه‌ی آدرسی برای شرکت او در یک میهمانی‌ بزرگ است. میهمانی‌ای که در آن دریچه‌ای به جهان دیگری گشوده می‌شود! جهان شگفت‌انگیزی که به راه‌رفتن روی رنگین‌کمان می‌ماند؛ میهمانی‌ای که هرچه تعداد مدعوین‌اش فزونی یابد بی‌گمان دنیا جای بهتری می‌گردد. شاید اگر بتوانی آدرس درست بدهی، او به جریان کتاب‌خوانی علاقمند شود، متعاقباً خانواده‌ و همچنین فرزندانش، و این یعنی یک نسل. یک‌فرد که ممکن است یک نسل باشد قرار است از دنیایی ملال‌آور، دم‌دستی، با سرگرمی‌ها و علایق به شدت سطحی و مبتذل گام به درون جهانی پویا به وسعت کهکشان‌ها بگذارد. قرار است از چیزهایی باخبر گردد که پیش‌تر هیچ نمی‌دانسته؛ به مرور از قضایایی باخبر گردد که پیش‌تر خیال می‌کرده می‌دانسته و به صحت عقایدش ایمان داشته اما نم‌نم درمی‌یابد که هیچ از هیچ نمی‌دانسته! به ندانستن می‌رسد که نخستین گام برای قدم نهادن در جهان دانستن است. جهانی که حتا دردها، غم‌ها و اندوهش اصیل است و در نتیجه به شدت لذت‌بخش، طوری که در مقام قیاس با هیچ‌لذتی برابری نمی‌کند. پس آن آدرسی که می‌دهی چنین حکمی دارد! بهتر است سرراست باشد و مسیری باصفا، لبریز از عواطف و احساسات انسانی تا خواننده بابت انسان بودنش خوشحال شود و از این‌که می‌تواند انسان‌تر باشد خوشحال‌تر گردد؛ یعنی صبح فردا که از خواب بیدار شد دل‌اش بخواهد سایر انسان‌ها را نیز بیشتر دوست بدارد، و غم و شادی‌های‌شان را جزوی از زندگی خودش بداند. معدود‌اند کتاب‌هایی که بااطمینان و خیال راحت بگویی برای همه‌ی سلیقه‌ها نوشته شده‌اند. چه برای حرفه‌ای‌هایِ «کرم‌ِکتاب»، چه برای آماتورها، و چه برای آنانی که صرفاً دل‌شان می‌خواهد چندروزی افکارشان با خواندن یک رمان آرام شود و دمی از تشویش و نگرانی و قیل‌و‌قال‌های مداوم دنیای روزمره رهایی یابد. رمان «زندگی داستانی ای.جی. فیکری» نوشته‌ی بانو «گابریل زوین» چنین کتابی‌ست. قصه‌ی مرد سی‌و‌نه‌ساله‌ی بدعنقی به نام «ای.جی» که صاحب کتابفروشی جزیره‌ی «آلیس» ا‌ست و در طبقه‌ی بالای کتاب‌فروشی زندگی‌ می‌کند اما پس از مرگ همسرش «نیک» نمی‌داند چگونه به آن ادامه دهد. شاید بدش نمی‌آید به طرز نسبتاً محترمانه‌ای کلک‌اش کنده شود. اما با ورود «مایا» دختربچه‌ بی‌سرپرست دوساله‌ای به زندگی‌اش که با زبان کودکانه‌اش به او می‌گوید:«دوستت دارم» و همچنین «آملیا» دختری که نماینده‌ی فروش انتشارات است جرقه‌های امید در وجودش شعله‌ور می‌گردد. درباره‌ی این رمان چه واژه‌‌ای می‌توان گفت که توصیف دقیق‌اش باشد؟! «زنده». بله، رمان «زندگی داستانی ای. جی. فیکری» پدیده‌‌ای «زنده»‌ است. هنوز چندصفحه از آن بیشتر نخوانده‌ای که با خودت می‌گویی:« نه! این فقط چندصفحه کاغذ بی‌جان و یک عطف نیست» بلکه درمی‌یابی با موجود زنده‌ای آشنا شده‌ای که مقابل چشمان‌ات نفس می‌کشد و با زبان داستان با تو به گفت‌وگو نشسته. معمولاً آثاری حاوی چنین ویژگی‌ای هستند که توسط نیروی آفرینشگریِ «دیونیسوسی» نویسنده شکل گرفته‌اند. یعنی نویسنده در جایگاه خالق‌اش از روح خود مابین کلمات دمیده است و آنچه آفریده پدیده‌ی شاعرانه‌ی زنده‌ای‌ست و جان هنرمند در حالت ناخودآگاه هنری به کلمه درآمده. این سبک آثار اغلب ساختارشکن هستند و جلوه‌ی پنهان لکن اصیلی از دهلیزهای روح انسانی را فاش می‌نمایند. اما این رمان به شدت تکنیکی، آگاهانه، موجز و مدام یادآور قصه‌ها و کتاب‌هایی‌ست که پیش‌تر خوانده‌ای و برای رسیدن به این منظور و همچنین تحت‌تاثیر قرار دادن احساساتت و زنده‌گرداندن حال‌و‌هواهایی که پیش‌ترها نیز با سایر کتاب‌ها آزموده‌ای حتا تعمداً در داستان دست به کلیشه می‌زند. چرا که نویسنده بدین‌سان می‌خواهد بگوید: تو در حال خواندن یک «کتاب» هستی، این لذتی که می‌بری به خاطر همنشین شدن با کتاب است و کتاب‌هایی که پیش‌تر خوانده‌ای؛ و این گونه‌ای از پاسداشت و ارج‌نهادن به جریان کتاب و کتاب‌خوانی است. رمان‌هایی که محصول صرف نگارش‌های تکنیکی هستند اغلب خودنمایانه یا نوشته‌هایی خشک‌ند، طوری که حس می‌کنی با چدن مواجه شده‌ای. اما «زندگی داستانی...» این‌گونه نیست! چرا؟! کافی‌ست به بیوگرافی نویسنده‌‌اش نگاهی بیندازیم. بانو «گابریل زوین» سال 1977 از والدینی علاقمند به «کتاب» متولد شده. او دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی ادبیات انگلیسی و آمریکایی از دانشگاه هاروارد است. از چهارده‌سالگی آغاز به نوشتن کرده و کارکتر «مایا» که به شدت شیفته‌ی کتاب‌خوانی‌ و داستان‌نویسی است برگرفته از دوران کودکی خودش است، یعنی موجودی که کتاب و کتاب‌خوانی از اوان کودکی با وجودش عجین گشته! «زوین» وقتی درباره‌ی عشق به کتاب می‌نویسد در واقع قسمتی از روح خود را منعکس می‌نماید، آن‌هم به سادگی.

 

 

پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)

 

«تیمبوکتو» و درباره‌ی «پُل استر» و غیره...(اینجا)

 

«تمام نورهایی که نمی‌توانیم ببینیم» نوشته‌ی «آنتونی دوئر» (اینجا)

 

نقد سمینار یونگ درباره‌ی زرتشت نیچه (اینجا)

 

شب‌نوشت‌های پیام رنجبران (اینجا)


برچسب ها: نقد رمان زندگی داستانی ای جی فیکری ، معرفی رمان زندگی داستانی ای.جی.فیکری ، نقد معرفی زندگی داستانانی ای جی فیکری ، پیشنهاد رمان زندگی داستانی ای جی فیکری ، زندگی داستانی ای.جی.فیکری لیلا کرد ، رمانهایی که باید بخوانیم ، نقد و معرفی رمان وبلاگ سیناپس ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.