تبلیغات
سیناپس - پراکنده: «کلامی با خود»
شنبه 28 مرداد 1396

پراکنده: «کلامی با خود»

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :پراکنده ،


پراکنده:

 

«کلامی با خود»


قدیم‌ترها می‌گفتی: حضورِ دیگران به چه کارت می‌آید؟ می‌گفتند: تا نباشند به خود نمی‌رسی! خودت را در آیینه آنها می‌بینی و می‌شناسی؛ حالا آنقدر ماجرا به سیرک می‌ماند، آنقدر آن آیینه کدر شده، که آدرس اشتباه می‌دهد، ترکستان خوب است، سر از دَدآباد درمی‌آوری، می‌خواهم بگویم:«آهای من» خودت را در آیینه خودت ببین، هنوز خودت معیار خود باش، و برای این بودن، بی‌مهابا بجنگ.

 

 

 

پی‌نگار:

شیوه‌ی چشمت فریب جنگ داشت

 ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم

 


پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)

پراکنده: «به خاطرِ خود»



برچسب ها: خوشناسی تنهایی ، روانشناسی خود ، خود آیینه دیگران ، نقد و معرفی رمان وبلاگ سیناپس ، خودشناسی ابرانسان ، خودشناسی حافظ ، ترکستان ناکجاآباد ،

کافکا
یکشنبه 29 مرداد 1396 01:35 ب.ظ
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گل‌های تر دارد
.
.
.
.
.
.نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد
نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد
.
.
.
.
چراغست این دل بیدار به زیر دامنش می‌دار
از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد

چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمه‌ای گشتی
حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد

چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی
که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد

........


پاسخ پیام رنجبران : درود جناب کافکا، درود بزرگوارِ مهربان.
بی نهایت سپاسگزارم بابت غزلی اینچنین به جا و دلنشین.
از شما متشکرم عالیجناب.

الهام
شنبه 28 مرداد 1396 07:41 ب.ظ
خیلی زیبا و قابل تفكر بود
بی نظیر بود
پاسخ پیام رنجبران : سلام و سپاسگزارم از شما
نگاهتان زیباست.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.