یکشنبه 11 تیر 1396

موسیقی برای آفتاب پرست‌ها (یادداشت کوتاه)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب : معرفی کتاب(نقد) ،

«ترومن کاپوتی»



مجموعه داستان

 موسیقی برای آفتاب پرست‌ها

نویسنده: ترومَن کاپوتی

مترجم: بهرنگ رجبی

نشر: جهان نو

*

«یکی شبیهِ خودش»


پیام رنجبران



پشتِ جلد مجموعه داستان «موسیقی برای آفتاب‌پرست‌ها» در معرفیِ نویسنده‌اش نوشته:« ترومن کاپوتی استاد بی‌برو‌برگرد داستان‌نویسی در همان سنتی بود که پیشگامانش چخوف و همینگوی بودند»، البته به این توضیح اضافه می‌کنم، خوشبختانه در داستان‌های کوتاهِ «کاپوتی» نه از آن خودآگاه‌نویسیِ آزاردهنده‌ی جناب «چخوف» خبری‌ست و نه تصنع‌های همینگوی؛ و اتفاقاً در آخرین داستان‌ِ این مجموعه با عنوان «غلت‌های شبانه» که مصاحبه‌‌ی ر‌وایت‌گونه‌ا‌ی‌ست که «کاپوتی» با خودش داشته، در بابِ نویسندگان موردِ علاقه‌اش می‌گوید:«...همینگوی که نه- واقعاً ریاکار و متقلبه، همه چی قایم‌بکن...» اما در بی‌بروبرگرد استاد بودن او هیچ‌شکی نیست! «ترومن کاپوتی» یکی از آن داستان‌نویسان قهار و صاحب سبک شخصی‌ست، یعنی اگر دقیق‌تر بخواهم بگویم:«ترومن کاپوتی آمریکایی‌نویسی‌ست که شبیه به خودش می‌نویسد» یعنی قصه‌هایی محکم و منسجم با سروتهِ معلوم و مشخص- به رغم سبکش که تحت‌تاثیرِ تجارب روزنامه‌نگاری‌اش، چیزی مابین گزارش و ‌داستان یا رمان‌مستند است- وجه مشخصه‌ی روایات، گیرایی قصه‌هاست و غرق و مسحور شدن خواننده از شنیدنِ ماجراهایی جذاب! «کاپوتی» همچون سایر نویسندگانِ بزرگ جهانِ ادبیات از زندگی‌ِ ملموس می‌نویسد و همچنین شخصیت‌های باورپذیری می‌آفریند که هر خواننده‌ای نسخه و نمونه‌ی مشابه آنها را در فضای پیرامونش دیده یا دلش می‌خواهد ببیند! این خصیصه اغلب از قلم نویسندگانی جلوه می‌نماید که تجربه زندگی داشته‌اند! یعنی علاوه بر تسلط‌شان بر تکنیک‌های داستان‌نویسی و ابداع سبکی اصیل، دست‌مایه‌ی آثارشان برگرفته از تجارب‌ِ شخصی در زندگی‌ست. حالا هر چقدر قصه‌های‌شان جاندارتر و عمیق و جذاب‌ و متفاوت و تاثیرگذراتر باشد، یعنی نویسنده بده بستانش با جریان زندگی بیشتر بوده -به خودِ واقعی‌اش بیشتر رسیده- و شجاعت ریسک و چندبُعدی بودن و تغییرِ نگاه و دیدگاه و شیوه زندگی‌اش را داشته! می‌خواهم بگویم: نویسندگانی که یک عمر گرفتارِ روزمرگی و روندی یکسان و تکرار و تکرار و تکرار بوده‌اند و شیوه‌ی زندگی‌شان هیچ تفاوتی با سایر آدم‌های عادی نداشته، وجه غالب نوشتارشان درونمایه‌ای مکرر و فرمی تکراری‌ست و در غایت جز کسالت و ملال نه چیزی گیرِ خودشان می‌آید و نه خواننده... چندتایی از داستان‌های این مجموعه که توسط جناب «بهرنگ رجبی» به شایستگی و زیبایی ترجمه شده، جزو آثارِ بسیار مطلوبی‌ست که پتانسیلِ ارتباط با خواننده در آن‌ها وجود دارد و چه دلنشین‌اند؛ به خصوص داستانِ «بچه جذاب» که شرح خاطراتِ دیدارهای صمیمانه‌ی راوی‌ست با «مرلین مونرو» تک خالِ فراموش‌ناشدنیِ سینمای هالیوود.  

 


پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)

فهرست ارزش‌گذاری شده رمان‌های خواندنی؛ اینجاست!

نقد و تحلیل رمان «نادیا» نوشته «آندره برتون»؛ اینجاست!

نقد و معرفی رمان «و نیچه گریه کرد» نوشته «اروین یالوم»؛ اینجاست!




برچسب ها: نقد و معرفی موسیقی برای آفتاب پرست ها ، نقد و معرفی رمان وبلاگ سیناپس ، نشر جهان نو وبلاگ سیناپس ، معرفی ترومن کاپوتی ، ترجمه های بهرنگ رجبی ، نقد موسیقی برای آفتاب پرست ها ، مرلین مونرو در داستان کوتاه ،

الهام
یکشنبه 11 تیر 1396 09:55 ب.ظ
این مجموعه اشون جزو داستان های كوتاه هست؟یا كلا نویسنده داستان كوتاه هستن؟
تك خال فراموش نشدنی هالیوود تشبیه جالبی بود
پاسخ پیام رنجبران :
سلام

ترومن کاپوتی در سبک خودش رمان های خوبی هم داره!

یه چیزی در بازیگری وجود داره که اصطلاحش از ابداعات «میخائیل چخوف» استاد این فن هست! به نام «پرتوافکنی»! تقریبا به این مفهوم که، بعضی بازیگران به مجرد حضورشان روی استیج یا جلوی دوربین، نگاه های تماشاگران رو به خود معطوف می نمایند، و البته این لزوماً به زیبایی چهره یا هندسه ی اندام بازیگر مربوط نیست، انگار چیزی در اوست که در دیگران نیست! مرلین مونرو یکی از این ها بود...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.