پنجشنبه 3 فروردین 1396

و نیچه گریه کرد! (نقد و بررسی)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :نقدهای ادبی‌ام در مجله صدبرگ ،


رمان: و نیچه گریه کرد

نویسنده: اروین یالوم

مترجم: مهشید میرمعزی

چاپ نخست: 81/ نشر: نی


تقاطع اندیشه، تصادم روان!


پیام رنجبران


شاید اگر فرجام آشنایی «لو سالومه» با «فردریش  نیچه» ختم به خیر می‌شد! و به سبک و سیاق سریال‌های تلویزیون ملی؟ همه چیز با ترانه‌ »یار مبارک بادا» به عروسی منتهی می‌شد! جهان فلسفه و ادبیات یکی از خشمگین‌ترین مردان بنیان‌برکن خود را با مردی که پیش‌بند آشپزخانه می‌بست، تاخت می‌زد. شاید باید سپاسگزار زن مرموزی بود که با نپذیرفتن پیشنهاد ازدواج نویسنده«چنین گفت زرتشت»و داغی که بر دلش نهاد، نقش خود در باروری روح‌های حاصل‌خیز، برای انجام کارهای بزرگ را به نحوی شایسته بازی نمود و شاید آنقدر سنگ‌دلانه تا «نیچه» بگوید:« به سراغ زنان می روی؟ تازیانه را فراموش نکن!». گویا «لو سالومه» بعدها با پدر و نابغه روانکاوی یعنی«زیگموند فروید» هم چاق‌سلامتی می‌نماید و این بزرگوار را نیز ناکار رهسپار دیار افسردگی می‌کند. باری، می‌خواستم از رمان« و نیچه گریه کرد» بنویسم، لکن شخصیت واقعی کارکترهای اصلی این اثر، چون «نیچه» قلم را با خود به مصادره می‌کشاند؛ مردی که با شمشیر آخته فلسفه انتقادی‌اش به هستی و زمین و زمان و آسمان و هر چه که بوده و هست، رحم نکرده از جمله غول‌های وادی فلسفه چون:افلاطون، کانت، اسپینوزا، شلینگ، و بسیاری دیگر...حتی «مربی» محبوبش یعنی «شوپنهاور» را از دم تیغ نقد گذرانده، «دکارت» را فردی کودن و سطحی خوانده، و به حال موسیقیدان نابغه‌ای چون «واگنر» تأسف می‌خورد! بر شریان‌های بطنی و ریشه‌ای جریان‌های فرهنگی، اخلاقی، هنری، مسیحیت، علم، متافیزیک، رواقیون، رومانتیسم به شیوه هولناکی می‌زند و سوسیالیسم را نیز، گرایشی بیمارگونه دانسته است. می‌خواستم بگویم وقتی چنین اندیشمند دراماتیکی، پای به یک رمان ادبی، روانشناختی و فلسفی با قلم شیوای «اروین یالوم» می‌گذارد، تا چه حد خواننده می‌تواند از گفت‌وگوها و لحظات جذاب و سرشار از اطلاعات مفید و کاربردی و پربار این رمان بهره‌ ببرد، و سپس این تنهاترین مرد را به خداوند بسپارم، یکباره خاطرم آمد که «نیچه» می‌گوید:« خدا مرده است! خدا مرده باقی خواهد ماند! و ما او را کشته‌ایم،چگونه خود را تسلی خواهیم داد،جنایتکاران تمام جنایتکاران را؟...چه کسی ما را از این خون پاک خواهد کرد؟!» بدین‌سان،این فیلسوف عاصی را علی‌الحساب به حال خود می‌نهیم و به سراغ نویسنده اثر می‌رویم.

«اروین یالوم» نویسنده رمان«و نیچه گریه کرد» روانپزشک و از پایه‌گذاران روانشناسی هستی‌گراست(اگزیستانسیالیست) که این اثر را با نامه‌ای کوتاه از «لو سالومه» می‌آغازد:« دکتر برویر...آینده فلسفه آلمان در خطر است...». بدین‌روال نویسنده، شخصیت مقابل «نیچه» را انتخاب می‌کند:«یوزف برویر» یکی از مهم‌ترین روانپزشکان اتریش و استاد «زیگموند فروید!»و جالب اینجاست در واقعیت این دو شخصیت«نیچه و برویر» هیچ‌گاه با هم رودرو نشده‌اند،و این یعنی هنر داستان‌نویسی و تخیل حاذق یک روانپزشک که با مهارت و ظرافت و جهان‌بینی‌ خاص خودش، با زبانی همه فهم و ساده و هیجان‌انگیز، افکار ژرف انسانی را از تقابل خیالی این دو به رمان کشانیده است. شرح قصه:«لو سالومه دکتر برویر را برای درمان نیچه که به هیچ‌عنوان حاضر به درخواست کمک از هیچ‌کس نیست و گویا قصد خودکشی دارد، ترغیب می‌کند!». باری، مواجهه این دو با یکدیگر همان، و خلق درامی هیجان‌انگیز با جا به جا شدن مداوم نقش بیمار و پزشک، معلم معنوی و شاگرد همان، که در پیچ و خم‌های‌ کنکاش درونی و روحی و روانی این دو متفکر، موقعیت‌هایی خلق و سوألاتی مطرح می‌شود که بی‌گمان برای همه خوانندگان در زندگی شخصی‌شان پیش آمده یا خواهد آمد. از قبیل شکست‌ عشقی،تنهایی، دلتنگی، خلاء، روزمرگی، ترس از مرگ، بیماری، وسواس‌های ذهنی و پوچی و هیچ‌انگاری و افسردگی و میل به خودکشی و بی‌معنایی زندگی و فقدان انگیزه برای ادامه آن...البته خواننده در رمان با پاسخ‌های کاربردی یعنی چاره‌هایی که به درد زندگی روزمره‌اش بخورد، روبرو می‌شود و نه مفاهیم صرفاً انتزاعی. انگار «اروین یالوم» با رصد نمودن دقیق چالش‌ها و ترس‌ها و دغدغه‌های مخرب زندگی بیمارانانش در جهان واقعی، و سپس انعکاس چکیده‌اش در گفت و شنودها و ماجراهای گیرای رمان، دست به یک پیشگویی برجسته از دهلیزهای ناشناخته و گره‌های روح و روان آدمی زده و سپس پاسخ‌ها و آموزه‌های بزرگی  مانند «بازگشت‌جاودانه» را از زبان «نیچه» و «یوزف برویر» با قدرت تاثیرگذار و آموزاننده جهان داستان در اختیار خواننده نهاده و با زبان ساده تفهیم می‌نماید. این معجزات قصه‌گویی‌ست که خوانندگان از هر طیف و صنفی را با اندیشه و آرای اندیشمندان بزرگ جریان اصلی تفکر آشنا می‌نماید. اگر بخواهم نمونه‌ای در آثار فارسی نام ببرم که به گنجینه عظیم حکمت و فلسفه و متفکرین والا و ماندگار خودمان نگاهی داشته، اثری مهم‌‌ و خوش‌ساز‌ و تأثیرگذارتر از رمان «مردی در تبعید ابدی» به قلم زیبای مرحوم «نادر ابراهیمی» که به زندگی و اندیشه‌های «صدرالمتألهین،ملاصدرای شیرازی» با زبان جذاب و گیرای داستانی پرداخته، به خاطر نمی‌آورم.

 

پیام رنجبران

 

این نوشته در- ماهنامه صدبرگ، اسفند 95 منتشر شده - اینجا بخوانید.

 


برچسب ها: نقد و بررسی رمان و نیچه گریه کرد ، نقد رمان پیام رنجبران ، اروین یالوم و نیچه گریست ، نقد و بررسی و نیچه گریست ، مهشید میر معزی و نیچه گریه کرد ، کتاب های روانشناختی و نیچه گریه کرد ،

الهام
دوشنبه 15 خرداد 1396 04:10 ب.ظ
جالبه
حس میکنم کلا روانشناس ها توی زمینه رمان نویسی بهتر از بقیه عمل میکنند
باید قشنگ باشه
اتفاقا نشر نی رو منم بیشتر میپسندم ترجمه های بهتری داره
پاسخ پیام رنجبران : اکثر نویسنده های نامدار دنیا، شاید از لحاظ آکادمیک عنوان روانکاو و روانپزشک نداشته باشند، ولی همشون افرادی هستند که روح و روان انسان رو به خوبی میشناسن، و بهش نزدیک شدند، مثل داستایفسکی که نوشته هاش الهام بخش روانکاوان بسیاری از جمله فروید بوده.

ممنونم از شما
BHW
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 09:47 ق.ظ
I am actually thankful to the owner of this web
page who has shared this impressive piece of writing at at this time.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.