یکشنبه 15 اسفند 1395

دوباره از همان خیابان‌ها

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :نقدهای ادبی‌ام در مجله صدبرگ ،

این نوشته پیش از این در ماهنامه فرهنگی هنری صدبرگ-بهمن 95 منتشر شده.



شاعری سراینده داستان



«دوباره از همان خیابان‌ها» مجموعه‌ای‌ست متشکل از بیست داستان کوتاه نوشته اصیل‌ترین «بیژن» ادبیات ایران یعنی «نجدی» که نخستین بار به وسیله همسرش سه سال بعد از مرگ نابهنگام این داستان‌نویس صاحب‌سبک توسط «نشر مرکز» در سال 1375 چاپ شد. این مجموعه به شایستگی تا امروز یازدهمین تجدید چاپ خود را دیده است.

چنانچه به حق پدر و بنیان‌گذار داستان‌نویسی مدرن ایران را «صادق هدایت» بدانیم- به زعم نگارنده- تنها نویسنده‌ای که توانست بعد از «هدایت»، مرزهای قصه‌نویسی اصولی و خردمندانه را در ایران جا به جا کند، کسی نیست به جز «بیژن نجدی» با ارائه مجموعه داستان «یوزپلنگ‌هایی که با من دویده‌اند». این مجموعه داستان که اولین و آخرین اثر منتشر شده «نجدی» در زمان او حیات بود، پس از چاپ به سرعت توجه منتقدین و خوانندگان حرفه‌ای را به خود جلب نمود، و برخلاف سایر آثار داستانی که بی‌گمان بیشتر آن‌ها حاشیه‌نویسی‌های ضعیف و پراشکال و جعلی بر «بوف کور» و زیر سایه سهمگین «هدایت» بودند و هستند، یا همانند آونگی معلق، میان فضاهای فکری و ایدئولوژیک و حقنه شده غربی و نامربوط به این سرزمین با ساختارهای متزلزل و سطحی داستانی و اندیشه‌ورزی گیج می‌زنند، «نجدی» با خلق قصه‌هایش در فضایی بکر و بدیع و تازه و ساخت‌شکنی‌های محکم و  آگاهانه و زنده و حساب شده در اغلب عناصر جهان داستان، حرف تازه‌ای برای گفتن داشت و هنوز هم خواهد داشت.

آنچه مسلم است برای بیان و ذکر دلایل این دیدگاه نگارنده، نمی‌توان جایگاه داستان‌نویسی «بیژن نجدی» و وجوه تمایز آنرا   جدای از فضاهای نوین داستانی‌ مختص به خودش، بدون قیاس مقام او در کنار سایر نویسندگان این حوزه بررسی نمود. قیاس حیطه ملتهبی که اغلب برای جست‌ وجوی علل عقب‌افتادگی در قصه‌نویسی اکنون ما، مواجهه‌اش با پاسخ پرطفره و در آستین آماده مخالفانش است:«نباید مقایسه کرد!» چه با خودمان، چه با آثار ادبی سایر ملل. اما به طور واضح منظور نظرم نویسندگانی با نام‌های پرطمطراق گذشته و اکنون و جریان‌های مربوطه‌شان در این حوزه است که خوانش آنان یا نقدشان با کمترین اطلاع و باخبری از جهان داستان و الگوهای روایی، دفاترشان را تبدیل به جزوات و انشاهای دبستانی می‌کند. از ایرادهای فجیع ساختاری و الگوهای روایی و زوایای منحط فکری در آثاری مثل «سلوک» جناب «محمود دولت‌آبادی» بعد از عمری نویسندگی(مثلاً در همین اثر  یا «کلیدر» و دیدگاه او نسبت به زنان که پدیده فیزیولوژیک جنسیت‌شان را دلیلی بر حقارت می‌داند) تا مجلس مرحوم «هوشنگ گلشیری» و شاگردان او با صدها سوأل بی‌پاسخ در امتداد همین یک پرسش از علّت استفاده آنان از الگوهایی روایی به زعم خودشان این‌چنین مدرن(؟!) برای تعریف ماجراهای «کیچ» خطی! لکن آن‌چه مایه تأسف است و گویا از ابتدا  هم بوده:بی‌قصه‌ بودن و داعیه‌های برنیامده و ابتر و بهم‌ریختگی‌ و آشفتگی‌های زبانی و ساختاری در نوشتار است. آیا واقعاً حتی اگر از پیشینه‌ عظیم و تاریخی قصه‌گویی‌مان غافل باشیم، یکصدسال داستان‌نویسی نوین برای سروسامان آن، زمان اندکی بوده است؟!

سخن گفتن در این‌باره در قامت کوتاه چنین نوشتاری نمی‌گنجد و موکولش می‌داریم به فرصتی مغتنم‌تر، لکن چنانچه قدمی در «دوباره از همان خیابان‌ها» بنهیم، نخستین وجه چشمگیر این اثر، فرم زبانی داستان است. «بیژن نجدی» در زبان، واژه‌ساز(صرف) نیست اما در نحو زبان پلی‌ست در رساندن خواننده به لذت شاعرانه. «نجدی» شاعری است که متبحرانه داستان می‌سراید! یعنی آنقدر باظرافت و نگاهی شاعرانه و عمیق در لحظه و «آن» هنری‌اش اما با زاویه دید داستان‌گویی مدرن به فضای پیرامونش می‌نگرد، که با محیط اطراف و اکنافش یکی می‌شود، تا جایی که حتی موجودات و اجسام بی‌جان آثار او مثل ریل و نرده و توپ و تابوت و پوتین و آینه، جاندارند و در جهت هدف غایی نویسنده یعنی پیش‌برد روایت «راه می‌روند»:«از وسط خیابان آینه بلندی می‌گذشت سمسارها دنبالش می‌دویدند». این مولفه یعنی زبان شاعرانه و انگیخته و انگیزاننده عواطف و تخیل خلاق در بندبند روایات او به شکل موتیف‌ و نقاط مشترک درآمده تا بتوانیم« نجدی» را داستان‌نویسی با ارکان و عناصر روایی سبک خودش در زبان و غریب‌گردانی(آشنازدایی) موقعیت‌های داستانی و تخیل منحصر به فرد و اتخاذ دیدگاه‌های نامتعارف به خاطر داشته باشیم. نویسنده آوانگارد «دوباره از همان خیابان‌ها»  صرفاً در محدوده زبان متمایزش خلاصه نمی‌شود. فضاهای وهم‌آلود و غریب در کنار لحن گیرای نویسنده و خلق شخصیت‌های گاه نامتعارف در موقعیت‌های متعارف و نامتعارف، از جمله«سفر یک سرخپوست به آستارا، بیرون پریدن دختری با نام پپسی از شیشه نوشابه یک کارگر نقاش، پیرزنی که پس از فشردن بالش روی دهان شوهرش به سراغ نویسنده یعنی بیژن نجدی می رود و...» اثر ماندگاری به وجود آورده که می‌توان از این مجموعه به عنوان نمونه‌ صحیح  گذر و فراروی از الگوهای پیشامدرن  روایت‌گویی نیز یاد نمود.

 

پیام رنجبران


برچسب ها: نقد کتاب دوباره از همان خیابان ها ، نقد و بررسی آثار بیژن نجدی ، بیژن نجدی شاعری سراینده داستان ، یوزپلنگانی که با من دویده اند ، نقد یوزپلنگانی که با من دویده اند ، بیزن نجدی پست مدرن ، بررسی عوامل داستان بیژن نجدی ،

مارال
یکشنبه 15 اسفند 1395 11:26 ق.ظ
سلام
فقط چند روزه وبلاگم رو راه اندازی کردم ، موضوع وبلاگ من یکم اختصاصیه ، یعنی فقط با وبلاگ های پر محتوا مثل وبلاگ تو تبادل لینک می کنم . اینجوری هم بازدید تو زیاد میشه و هم بازدید من.

ممنون میشم یه سر بزنی و باهام تبادل لینک کنی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.