جمعه 6 اسفند 1395

ناطور دشت!

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب : معرفی کتاب(نقد) ،


  «ناطور دشت»

نویسنده: جی.دی.سلینجر

مترجم:آراز بارسقیان

.....

یادداشت


خب یکی از دلایل اصلی‌م واسه اینکه تا همین دیشب «ناطور دشت» جی.دی.سلینجر رو نخونده بودم، نفرته! یعنی از کتاب‌هایی که همه دوست دارن و اسم اون کتاب رو خیلی حاضر و آماده توی ذهنشون دارن و بهم پیشنهاد می‌دن، حالم بهم می‌خوره!! «ناطور دشت» هم از جمله همون کتاب‌هایی‌ست که اسمشو زیاد از دهن آدم‌های دیگه‌ای می‌شنوی، که اتفاقاً بقول هولدن(کارکتر اصلی‌یِ ناطور دشت) به شدت جعلی هستند! یعنی احتمالاً یکی بهش گفته ناطور رو بخون ، اونم به دیگری و همینطوری بهم دیگه، و بقیه هم واسه اینکه جا نمونن رفتن و خوندن که بگن ما هم خوندیمش ...ناگفته نماند همیشه اسمه یه داستان، رمان یا فیلم و نویسنده هم در به یاد موندنش خیلی تأثیر داره! مثلاً «آلبر کامو»...«کافکا»...و اسم کتاب‌هاشون، طاعون/ بیگانه/ مسخ و فلان و بهمان...یعنی اسمشون خیلی خوش آهنگ و خوش‌استیله و همچین کلاس‌م داره!  «ناطور دشت» هم از همون اسم‌هاست و وقتی می‌گی: «ناطور دشت» هم خوشت میاد و هم یادت نمی‌ره! یه حالت قهرمان‌گونه و حماسی رو توی ذهن زنده می‌کنه. آره دیگه، خلاصه، اینا دلیل نخوندن این کتاب تا دیشب بود!!

معتقدم یه کتاب در زمانی که وقتشه، خودش پیداش می‌شه و می‌گه:« هی، بهتره  منو بخونی!». قبل از اینکه دیشب ناطور رو باز کنم و شروع به خوندنش بکنم، دوبار دیگه هم این اتفاق واسم افتاده بود به ترجمه‌ی آقایان دیگری، اما خوابم برده بود. دقیقاً خاطرم هست همون صفحات اول خوابم برده بود. حتماً وقتش نبوده یا قسمت یا شایدم من به زور رفته بودم سراغش  و می‌خواستم بخونم‌ش. ولی این بار خیلی خیلی اتفاقی یکی از دوستان کتابو بهم داد و دیشب ساعت 2 که «ناطور دشت» به ترجمه‌‌ی شایسته‌ی «آراز بارسقیان» رو وا کردم، بخودم که اومدم 6 صبح بود! و این رمان 250 صفحه‌ای تموم شده بود! حتماً می‌تونید حدس بزنید دیگه چه خبر بوده توی این کتاب! و چقدر بهم چسبید.

من قاعده‌ی خودمو عوض نخواهم کرد، بازم از کتاب‌هایی که همه دوست دارن، سعی می‌کنم فرار کنم، چون این اتفاق یک در هزار برات میوفته که واقعاً با یه شاهکاره درست و درمون روبرو بشی! که «ناطور دشت» از همون استثناهای بی‌نظیره. 

 

پیام رنجبران 



برچسب ها: نقدی بر ناطور دشت سلینجر ، جی دی سلینجر ناطور دشت ، یادداشتی بر رمان ناطور دشت ، ناطور دشت آراز بارسقیان ، هولدن ناطور دشت ، کتابی برای همیشه ناطور دشت ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.