یکشنبه 9 آبان 1395

این یک فیلم است! (فروشنده فرهادی)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :پیام رنجبران(نقد فیلم) ،

فیلم: فروشنده

کارگردان: اصغر فرهادی

نویسنده: اصغر فرهادی

بازیگران: شهاب حسینی / ترانه علیدوستی/ بابک کریمی/ مینا ساداتی / مهدی کوشکی / فرید سجادی 

موسیقی: ستار اورکی

فیلم‌برداری: حسین جعفریان

تدوین: هایده صفی یاری

تاریخ انتشار: 10 شهریور 95

زمان: 125 دقیقه

..........

نقد و بررسی فیلم «فروشنده» اصغر فرهادی

این یک فیلم است!

 با همه جنجال‌های بازدارنده در برنامه‌ سینمایی «هفت»، و همچنین سایر نوشتارهای وقیح که انگار دیگر چیزی عادی قلمداد می‌شود، بحث درباره آثار «اصغر فرهادی» به هرجایی کشانیده‌ شده است، به جز سینما. این مکان نامعلوم می‌تواند جایی باشد غم‌انگیز و دردناک که فرصت مواجهه مفید با یک سینمای مطلوب و قوی را از بینندگان خاص و عام کشورمان دریغ می‌کند.«فروشنده» آخرین ساخته این کارگردان با وجود همه این سنگ‌اندازی‌های مبتکرانه مانند «لو دادن» پایان تاثیرگذار فیلم در هفته نخست اکرانش در برنامه «هفت» با حضور همزمان سه‌ منتقد مخالف، همچنان در گیشه موفق است و تماشاگرانش در انتهای فیلم با کف‌زدن و تشویق ابراز نظر می‌کنند.گویا این‌بار هم مردم جلوتر از اغلب صاحب‌نظران به خوبی تشخیص داده‌اند که:«این یک فیلم است» و نه چیز دیگری!

اگر بخواهیم به مهم‌ترین رکن سینمای تاثیرگذار و کاربردی جهان چه از منظر سرگرمی و چه از لحاظ رسانه و ابزار‌ هیجان‌انگیز فکری اشاره کنیم به چیزی جز «داستان» نخواهیم رسید. همین مولفه مهم، رکن اصلی سینمای «فرهادی» است، یعنی تلاش فیلمساز برای هدایت داستان‌ به بهترین شکل دراماتیک ممکن،که در این طی طریق و کشف و شهود می‌تواند موفق باشد یا نه! قطعه آغازین «فروشنده» بطور جداگانه می‌تواند فیلمِ‌کوتاهی قدرتمند قلمداد شود؛ نخست، بازی رنگ و نور و موسیقی بر پرده که جای تلفیق زیبای آن، اغلب در سینمای ما خالی است و سپس شروعی سهمگین. ساختمانی مسکونی با تمامی اهالیش از جمله زوجی جوان و تئاتری(رعنا و عماد)در حال لرزیدن و فروریزی است.ما هاج و واج میان هراس و فرار ساکنین پی دلیل این تخریب حدس و گمانه می‌زنیم،دوربین به پنجره‌ای نزدیک می‌شود و بناگهان علتی دور از حدس‌های ما را نشان می‌دهد؛ همین دلیل نقل مکان «رعنا و عماد» به خانه دیگری می‌شود که این مصادف است با تعرض یک غریبه به ساحت خصوصی زندگی‌شان. به زعم نگارنده که اتفاقاً هیچ‌وقت طرفدار دوآتشه سینمای «فرهادی» نبوده است، ولی مابین آثار این کارگردان تنها فیلمی که در همان آغازش خبر از قامت بلند یک سینمای صاحب‌سبک و قابل قیاس با آثار مطرح دنیا می‌دهد «فروشنده» است. دیگر به جرئت می‌توان «فرهادی» را در کنار یا بالاتر از بسیاری کارگردان‌های بزرگ امروز سینمای جهان قرار داد. اما هیچ‌کدام این‌ها مانع نیست که اگر اختلالی در فیلم می‌بینیم به زبان نیاوریم، اختلالی که مربوط به سینما باشد.کمی آشنایی با اصول جهان‌ داستان‌های سینمایی محل بحث درباره روایت «فروشنده» را از جستجوی دلیل برای وجود «جوراب» یا جاماندن «تلفن همراه» و «سوئیچ وانت» در خانه و چگونگی «ورود و فرار» شاید غیرمنطقی «فرد متعرض»را،به محور دیگری از گفتگو منتقل می‌کند. اگر تمامیت فیلم مورد مداقه قرار بگیرد، برای همه این سوال‌ها پاسخ قانع‌کننده‌ای در بطن و صورت اثر وجود دارد که از قرار به هیچ وجه غیرمنطقی نیست! حتا از منظر روایت‌گویی سینما می‌توانیم «ورود و فرار» فرد متعرض را با توجه به شرایطش یک «مک گافین» هیچکاکی بدانیم که تمام ساختار داستان بر آن بنا نهاده می‌شود، چرا که اصلا موضوع اهم فیلم این شخص نیست؛ و از منظر روانشناختی زنان،علت مراجعه نکردن «رعنا» به پلیس نیز توجیهی کاملا علمی-رفتاری دارد. در ضمن بازهم یادمان باشد که این:«یک فیلم است!» اما هنوز هم برای یک فیلم‌بین حرفه‌ای انگار قانع‌کننده به نظر نمی‌رسد و ممکن است حضور و ردپای بیش از اندازه کارگردان را باعث تصنعی شدن قطعاتی از اثر بداند! پس اختلال کجاست که مشتبه شدن این امر را موجب می‌شود؟!

چنانچه به ریتم پیشروی داستان و تنظیم زمان‌های نمایشی آن دقت کنیم، شاید آن اختلال نمایان شود. همه حوادث داستان، بعد از تعرض به «رعنا» تا پیداکردن «مغازه نان فانتزی» و «صاحب وانت» توسط «عماد» طی پنج روز اتفاق می‌افتد.«عماد» دو روز بعد با«صاحب وانت» تماس می‌گیرد و همان روز او را به محل قرار می‌کشد! اما وقتی که جای او فرد متعرض اصلی به آنجا می‌آید،«عماد» در توضیح ماجرا برای او، زمانِ وقوع تعرض را «تقریباً دوهفته» پیش اعلام می‌کند! بدین سان، زنجیره‌ی زمانِ نمایشی در فیلم گسیخته و یک حلقه گُم می‌شود. روند شمارش روزهای پس از حادثه و همچنین حسِ گذشت زمان دراماتیک داستان با شمارش شب‌های اجرای تئاتر قابل جست و جو و درک است. و بدین منوال، در نیمه‌ی نخست فیلم این حس با پرداخت دقیق به جزییات و گذشت زمان ریتمِ ثابتی داشته و حتا این حس منتقل می‌شود که انگار زمان ساکن است یا کِش می‌آید، ولی یکباره ما دچار یک جهش زمانی می‌شویم که قابل درک نیست، یعنی این پرش زمانیِ ناگهانی و جهش (بدون هیچ اعلان یا شگردی برای نمایشش)، ریتم فیلم را بهم می‌زند، و این سوال را برای ما پیش خواهد آورد: چه اتفاقاتی در این فاصله زمانی حادث شده است و بر سر شخصیت‌ها چه رفته است؟! که ناشی از این نکته است که «حس گذشت زمان» درست منتقل نشده است و سکته‌ای نامحسوس را در لایه‌های زیرین اثر به وجود آورده که البته از عوارض این اشکال فنی در کارگردانی و ریتم نامناسب و تلقیح نادرست گذشت زمان، آسیب به شخصیت‌پردازی فیلم است، به گونه‌ای که سیر تحول شخصیت‌های داستان و به خصوص «رعنا» زیاد به چشم نمی‌آید و همچنین این اختلال که انگار قطعه‌ای در سازه‌ی فیلم درست کار نمی‌کند، ممکن است به شکل دیگری بر ناخدآگاه و ذهنیت تماشاگر تاثیر گذاشته و نمایان شود، که فکر می‌کند ایرادی بر داستان یا منطق علت و معلولی پی رنگ آن وارد است، و البته این گشت و گذار و کنکاش و دورِ باطل و بی‌حاصل در منطقِ قصه راه به جایی نخواهد برد؛ و در جنسِ دیگر بروز آن، منتقد کم‌توجه! نیز پیِ سوراخ‌هایی در فیلم‌نامه می‌گردد، و چون حفره‌ای نمی‌یابد، حرف‌های نامربوط و مثلاً در نقد همین فیلم در برنامه‌ی «هفت» موارد مضحک بیان می‌کند! از جمله فصل اشتراک میان «فروشنده» و «مرگ پیله‌ورِ» «آرتور میلر» را  فقط در یک «جوراب» می‌بیند!   

 

پیام رنجبران




برچسب ها: نقد و بررسی فیلم فروشنده ، نقد و بررسی فروشنده پیام رنجبران ، نقد و تحلیل فیلم نامه فروشنده ، اختلال در فیلم اصغر فرهادی ، اشکالات فیلم فروشنده فرهادی ، ریتم اشتباه فروشنده فرهادی ، بررسی و تحلیل فیلم فروشنده اصغر فرهادی ،

ملیکا سلطانی فر
چهارشنبه 15 دی 1395 04:50 ب.ظ
سلام
دوست عزیزم وبلاگ زیبایی داری و میخوام ی چیز رو بهت توصیه کنم پس حتما بخون
خیلی از وقت ها دوست داشته اید شخص و یا همسر خود را عاشق خود نمایید. عاشق شدن به تمام معنا، طوری که هیچ کسی را به اندازه شما دوست نداشته باشد شما را کامل قبول داشته باشد و یا می خواهید دل کسی را بدست بیاورید و در این راه همیشه با شکست مواجه شده اید.
دوستان و یا اطرافیان شما به راحتی دل دیگران را بدست می آورند راحت همه عاشقشان می شوند ولی شما با وجود موقعیت بهتری که دارید موفق نمی شود! چرا ؟
آرزوی داشته اید که شماهم شخص مورد علاقه خود را مثل دیگران در کمترین زمان شیفته و عاشق خود نمایید اما ... چرا؟
کتاب چگونه دیگران را عاشق کنیم رو من برای اولین بار خوندم و اولین کتابی بود که کامل خوندم واقعا فوق العاده است اگه میخوای کسی رو عاشق خودت کنی این کتاب رو حتما بخون
لینک دانلود:
http://aymarket.ir/book/?p=261
پاسخ پیام رنجبران : اگه کتابی با این عنوان به دستتون رسید معرفی کنید: "چگونه از شرّ دیگران خلاص شویم"
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.