پنجشنبه 3 مهر 1399

فریدریش هلدرلین (آنچه می‌ماند)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :شعر ،


من، سکوت اثیر را می‌فهمیدم.

ولی سخن انسان‌ها را هرگز.

 

 

 

 

فریدریش هلدرلین

ص 65

ترجمه: محمود حدادی

 

پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)



برچسب ها: فریدریش هلدرلین ، کتاب آنچه می ماند ، شعر هنگام که پسرچه ای بودم ، اشعار هولدرلین ، شعر و نقد ، فریدریش هلدرلین آنچه می‌ماند ،

سه شنبه 1 مهر 1399

بینوایان (بخش ششم)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :پارگراف‌های مورد علاقه‌ام ،


مانند کسی که به یک گودال فرو می‌رود، در تاریکی شب فرو می‌رفت.

 

 

 

بینوایان (ص 168)

ترجمه: عنایت

 


پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)


ادامه مطلب

برچسب ها: بینوایان ، ویکتور هوگو ، نگاره: والژان به‌همراه ماریوس مجروح در فاضلاب ، ژان والژان ، ماریوس ، رمان بینوایان ، ترجمه عنایت ،

شنبه 29 شهریور 1399

بینوایان (ویکتور هوگو)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :پارگراف‌های مورد علاقه‌ام ،


این کتاب درام غم‌انگیزی است که اولین شخصیت آن ابدیت است.

و انسان شخصیت دوم آن بشمار می‌آید.

 

 

 

«بینوایان» (ص 323)

ترجمه: عنایت‌الله شکیباپور

 



پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)


ادامه مطلب

برچسب ها: بینوایان ویکتور هوگو ، رمان بینوایان ، توصیف کتاب بینوایان از زبان هوگو ، ژان والژان ، بینوایان ترجمه عنایت ،

این متن اینجا، ماهنامه «جهان کتاب» فرودین-خرداد 99 منتشر شده!


کتاب: عاشقانه‌های مردانه

(از هزاره‌های قبل از میلاد تا امروز)

نویسندگان: مجموعه شعرا

 گردآوری و ترجمه: فریده حسن‌زاده

نشر:زرین اندیشمند/ سال انتشار: 1398

*

 «مسئله‌ی عشق»

پیام رنجبران

«عاشقانه‌های مردانه» یک گردهمایی باشکوه عاشقانه است. 86 شاعر از مطرح‌ترین و بعضی بزرگترین شعرای مرد تاریخ، از هزاره‌های پیش از میلاد تا امروز در این مجموعه گرد هم آمده‌اند و ما شاهد سروده‌های آنانیم. همان‌طور که از عنوان کتاب و عکس روی جلد آن پیداست این سروده‌ها بیشتر شامل اشعاری عاشقانه ا‌ست؛ گرچه فقط به عاشقانه‌هایی که شاعران برای محبوبه‌ها‌شان سروده‌اند خلاصه نمی‌شود و این عشق بسط یافته به عاشقانه‌هایی شاخص برای وطن، خدا، خانواده، فرزند، آزادی، شعر، گل‌ها، عشق و حتی مرگ! همچنین در خلال این اشعار، عاشقانه‌هایی هست برای محبوبه‌ای اما گویی او فقط بهانه‌ای بوده و در واقع واکنش‌های شاعر است نسبت به وضعیت اجتماعی و سیاسی جهان پیرامونش؛ افزون بر این‌ها شرح جداگانه و گیرایی هم بر زندگی هر یک از شاعران نگاشته شده است. بدین‌سان گلچین ارزنده‌ای به قلم بانو «فریده حسن‌زاده» با ترجمه‌های همیشه درخشانش گرد آمده درباره‌ی یکی از پیچیده‌ترین احساسات آدمی یعنی «عشق»؛ واژه‌‌ای که وقتی وارد فرهنگ لغات شاخه‌های مختلف اندیشه‌ور می‌شود تعریف و تفسیرهای فراوان بخود می‌گیرد.

فیلسوفان هر یک نظرات‌شان را درباره‌ی عشق به انحای گوناگون نقل کرده و آن را به انواع مختلفی نیز تقسیم‌ می‌کنند. برای مثال «آرتور شوپنهاور» شور و شیداییِ مابین عشاق و جاذبه‌ای که آ‌ن‌ها را به سوی هم می‌کشاند صرفا برآمده از اراده‌ی کور طبیعت برای ادامه‌ی بقا می‌داند؛ الگویی که کار عاشقی را برای گریز از این چارچوب به مخمصه می‌افکند. «فردریش نیچه» چون همیشه حول محور موضوع می‌چرخد و از زوایای مختلفی بدان می‌نگرد؛ اندیشه‌هایی که شاید در نگاه نخست حتی با هم تناقض داشته باشند اما در نهایت عشقی والا و آفریننده‌ را ستایش می‌کند که از زاد و رودش «ابرانسان» به بار نشیند. دانشمندان علوم طبیعی عشق را بیشتر ناشی از فعل و انفعلات شیمیایی مغز می‌دانند. نیز روان‌شناسان که هر یک بر حسب رویکرد و نظرگاه‌شان نسبت به روان انسان، تعریف‌های متفاوتی برای عشق و منشاء آن ارائه کرده‌اند. مختصر این‌که آنقدر تعریف‌های عشق و چند و چونش پُر شمار است که آدمی مبهوت می‌ماند که به‌راستی تعریف آن چیست؟ اما آنچه از منظر این نگارنده مابین تمام این آرا فصل مشترکی به نظر می‌رسد همان اتفاق رای بر سر «احساس» است؛ و برخی موضوعات هم فقط توسط احساس بهتر فهمیده می‌شوند و نه چیز دیگری. و چه کسانی از شاعران به احساس نزدیک‌تر؟ از آن مهم‌تر به عشق؟ تا جایی که اگر شاعران را خود، فرزندان عشق بخوانیم و آفریننده‌اش سخن به گزاف نگفته‌ایم. از اینرو سروده‌هاشان که به نوعی زبان اسرارآمیز عشق است که به کلمه درآمده و همچنین تفسیر آن، بسی جای شنودن دارد. آن هم برخی شاعران که اشعارشان به‌راستی دروازه‌هایی‌اند گشوده به جهان دیگری و به قولی «حتی دلبستگی‌های شخصی‌شان جوهره‌ی والای جهانی بخود گرفته است». اما بنگریم بر سطرهایی از لابه‌لای بعضی اشعار مجموعه که در حالت کلی مسئله درباره‌ی «عشق» است؛ «غزلِ غزل‌های سلیمان» سروده‌ی «سلیمان ابن داوود» قرن دهم پیش از میلاد:«و به راستی که عشق/ خداوندِ جهان است». «رابرت برتِن» (1576-1640):«وصف قلم از عشق/ به نورِ شمعی می‌ماند در آفتاب». «جرج هربرت» (1593-1633):«وطن نمی‌شناسد زبان عشق/ به زبانِ نگاه سخن می‌گوید/ در هر گوشه و کنارِ این جهان». «تئودور رتکو»(1908-1963):«به خودم آورد/ عشق!». «شاسلاو میلوش»(1911-2004):«عشق یعنی بیاموزی به خود بنگری/ همانگونه که به چیزهای دیگر/ زیرا هیچ فرقی نیست میانِ تو و چیزهای بسیارِ دیگر». «خایمه سابینس» (1926-1999):«عشق، گرانبهاترین سکوت است/ مرددترین، تحمل‌ناپذیرترین». «سامول هی‌زو» (1926-):«قدرت/ جانشینِ حقیری‌ست برای عشق». «مایکل. آر. بِرچ» (1958-):«چیست عشق جز رهیدن از دست‌های موذیِ مرگ».

همیشه مطالعه‌ی زندگی‌نامه‌‌ی نویسندگان و شاعران جذابیت‌های نهفته فراوانی در خود دارد. در این گلچین ادبی نیز شرحی اجمالی اما مفید و گیرا بر زندگی‌ این شعرا نگاشته شده و رویدادهایی که بر شعرشان تاثیر بسزایی گذاشته و اصلا برای بعضی علت برانگیزاننده‌ای بوده که موجب بیداری جانِ شاعرشان شده است. بخش‌های مربوط به زندگی‌نامه‌ی شعرا و مرتبط ساختن رخدادها و نقاط عطف زندگی‌شان با اشعاری که سروده‌اند از دیگر مناظرِ چشمگیر «عاشقانه‌های مردانه»‌ست تا حدی که گویی افزون بر شعر در حال مطالعه‌ی داستان‌های کوتاه جذابی نیز هستیم. شخصا هر کجا ردی از «چارلز بیکاوسکی» ملک‌الشعرا و صدای فرودستان آمریکا بیابم بی‌معطلی آن را می‌خوانم که در این مجموعه علاوه بر گزیده‌ای از اشعار جذابش، به شرح حالش نیز پرداخته شده و البته شاعران دیگری از جمله «آدام زاگایوسکی» متولد 1945 لهستان با آن آرای قابل تامل و نکات جالب توجه‌ای که درباره‌ی شعر می‌گوید:«شعر در نقش ادبیات و زبان، لایه‌ای از جهان را کشف می‌کند که در واقعیت به چشم نمی‌آید، و با این کشف موجب تغییر و تحولی در زندگی ما می‌شود و نگاه و حضور ما را وسعت می‌بخشد. می‌خواهم بگویم نمی‌شود شعر را بیهوده انگاشت زیرا قدرت احیای زندگی را در این جهانِ هلاکتبار به غایت داراست حتی اگر آمار و ارقام هیچ نشانی از فعالیت آن را بازگو نکنند»(ص 467). اما از فراموش‌ناشدنی‌ترین زندگی‌نامه‌ها در همین مجموعه می‌توان یاد کرد از «میلکوش رادنوتی» (1909-1944) شاعر مجار که به دست فاشیست‌ها به قتل رسید و اشعارش بعد از مرگ در جیب پالتوش در گوری دست جمعی یافت شد و بعدها جزو نقاط اوج شعر مجارستان قرار گرفت؛ او که در مطلع آخرین شعرش برای همسرش سروده است:«از ژرفاهای درون/ سکوتی هراسناک می‌پیچد در گوشم/ که رها می‌کند ضجه‌ام را در گلو/ اما نیست هیچ فریادرسی». دیگری شرح زندگی «جان کلر» شاعر انگلیسی است (1793-1834) که به گمانم آن هم هیچ‌گاه از خاطر خواننده محو نخواهد شد. مردی که به وصال یار خود نرسید، ضربه‌ی روحی هولناکی بدو وارد شد، شعرهایش پیچ و قوس‌های فراوانی بخود دید، امروز دیوان اشعارش همچنان پرفروش است اما او خود رویمرفته بیست‌وهشت سال از زندگی‌اش، یعنی از نقطه‌ای تا پایان عمر را در تیمارستان سپری کرد، از فقر و نداری نوشته‌هایش را با درآمیختن آب باران با رنگ‌های گیاهی می‌نوشت اما در نهایت اشعاری سرود که نام خود و محبوبه‌اش «ماری» را در تمامی منظومه‌های عاشقانه در قرون بعد به یادگار گذاشت. مردی که می‌سراید:«چه خاموش عشق ورزیده‌ام به تو همه‌ی عمر/ بی‌اشارتی، نگاهی یا آهی حتی./ چه می‌دانستی چگونه معنا داده‌ای همه‌ی عمر/ به هر چهره‌ی زیبا که دیده‌ام/ به هر صدای دلنواز که شنیده‌ام/ و به هر شادیِ روینده که در بهاران چشیده‌ام/ چه می‌دانستی شیرین‌تر از جان بوده‌ای برایم همه‌ی عمر/ ای جانمایه‌یِ تلخِ سروده‌هایم.»

 


پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)

 


ادامه مطلب

برچسب ها: معرفی کتاب عاشقانه های مردانه ، مساله عشق ، فریده حسن زاده ، اشعار جان کلر ، اشعار آدام زاگایوسکی ، غزل غزل‌های سلیمان ، مروری بر کتاب عاشقانه‌های مردانه (از هزاره‌های قبل از میلاد تا امروز) ،

چهارشنبه 12 شهریور 1399

دل چه پیر شود، چه بمیرد (آریا آریاپور)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :شعر ،



آشفته کسی‌ست

که سقوط جهان را

در رویای خویش پنهان می‌کند

 

این صداها که می‌شنوی

با گیسوان شب رابطه دارند

و رازی از شناسایی‌ی این ماه را

در سینه‌ی بی‌قرار خویش هجا می‌کنند

 

 

 

برچیده از شعر پانزدهم (ص 18)

کتاب: دل چه پیر شود، چه بمیرد (1359)

شاعر: آریا آریاپور

 



پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)


برچسب ها: دل چه پیر شود چه بمیرد ، آریا آریاپور ، شعر ناب ، شعر دیگری ، کتاب چه دل پیر شود چه بمیرد ، شعرهای آریا آریاپور ، گیسوان شب ،


         

کتاب «خیابان یک طرفه» به قلم «والتر بنیامین» است، کتاب خوبی هم هست برای من که به کارهای بنیامین علاقه دارم، گرچه شاید بیش از آن شیفته‌ی ذهنیت جنون‌زده و مالیخولیایی‌اش‌ هستم؛ اما آن چیزی که واقعا تاثیرگذار است نقد «سوزان سانتاگ» در انتهای آن بر بنیامین است، راستی که جزو شاخص‌ترین نقدهایی است که تا به‌حال درباره‌ی فیلسوف-نویسنده‌ای‌ نگاشته شده، سانت به سانت هسته‌ی مرکزی ذهنش را بررسیده؛ واکاوی و توضیح ذهنی که خود در بررسی ذهن‌های بزرگی چون کافکا و پروست ید طولایی داشته و کمتر کسی به گرد پایش می‌رسد؛ حین مطالعه‌‌اش این حس به آدمی دست می‌دهد که گویی ذهن سانتاگ ذهنیت بنیامین را در برگرفته است، احاطه‌اش کرده و حول آن می‌چرخد و از هر زاویه‌ای که دلش می‌خواهد بدان می‌نگرد و به‌سادگی برملایش می‌کند. اینجاست که سانتاگِ واقعی خود را نمایان می‌سازد و سبب آن همه تعریف و تمجید از او دریافته می‌شود؛ از درخشان‌‌ترین آثاری بود که از او خواندم. مرا در این کتاب به یاد «هانا آرنت» می‌انداخت و شرح و تفسیرهای برجسته‌‌اش. چنین قدرت نفوذ در ذهنیت دیگری و بیانش افزون بر مبهوت‌کنندگی‌ به‌راستی احترام‌برانگیز است.


 

پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)



ادامه مطلب

برچسب ها: کتاب خیابان یک طرفه ، والتر بنیامین ، سوزان سانتاگ ، مالیخولیا ، جنون ، سیمای والتر بنیامین ، یادداشتی درباره نقد سانتاگ بر بنیامین ،

نقد تلگرافی فیلم Mr Jones 2019

هیچ ادبیاتی، هیچ سینمایی، هیچ نقاشی و هیچ قطعه موسیقی یا شعری قادر به بیان رنج انسان به معنای واقعی کلمه و نشان دادن جنایت نیست. تمامی‌شان در مقابل لحظه‌ای درد انسانی به شوخی می‌مانند؛ برای مثال کدام هنر می‌تواند لحظات شکنجه و سلاخی شدن و درماندگی فردی را توصیف کند که قصدی جز زندگی نداشته است! این‌ها تنها نشانگانی‌ ناتمام‌اند برای یادآوری و ثبت آن رویداد و شاید بابت ممانعت از تکرار مجددش در روزگاری دیگر، برای انسان نوتر، برای اینکه شاید انسان بتواند طی فرآیندِ تکاملی‌اش به نسخه‌ی بهتری از خود مبدل شود. آن‌هم شاید! این است که حتی گاهی اوقات روایت خوب و بد هم محلی از اعراب ندارد، چرا که هر روایتی برای نقل آن حادثه‌ ابتر است. «آقای جونز» یکی از همین روایات است که سعی خود را می‌کند؛ داستان واقعیِ زندگی «گرت جونز» روزنامه‌نگاری که وقتی دنیای سودایی به سمت جنگ دوم بزرگ جهانی پیش می‌رود به شوروی سابق سفر می‌کند. جایی که قرار بوده است بهشت از آسمان به زمین منتقل شود و تمامیِ انسان‌ها در برابری کامل در کنار هم زندگی کنند، اما او در عوض سر از «هولودومور» در‌می‌آورد، یعنی شاهد یکی از بزرگترین نسل‌کشی‌های تاریخ انسان توسط حزب کمونیست شوروی و استالین می‌شود که طی آن میلیون‌ها اوکراینی بر اثر یک قحطی مصنوعی قتل عام شدند. داستان با «جورج اورول» شروع می‌کند و در هنگامی نشانش می‌دهد که می‌خواهد معروف‌ترین اثرش یعنی «قلعه‌ حیوانات‌« را بنویسد که با وجود اینکه این روایت فرعی در بستر پیرنگ اصلی فیلم به خوبی ننشسته، لیک مناسبت زیادش با داستان فیلم و آنچه می‌خواهد بگوید جالب خاطر است. افزون بر این‌ها فیلم به روزنامه‌نگار خوب و بد نیز نگاهی می‌اندازد، و جایگاه این حرفه و شرافتی را یادآورد می‌شود که لازمه‌ی آن است. رویهمرفته «آقای جونز» فیلم قابل تحملی‌ست که در ثبت و نمایش یکی از پندآموزترین رویدادها و تجارب فجیع و شکست‌ خورده‌ی تاریخ انسان تلاش محترمانه‌ای انجام می‌دهد.

 


پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)



ادامه مطلب

برچسب ها: نقد فیلم Mr Jones 2019 ، نقد تلگرافی Mr Jones 2019 ، آگنیشکا هولاند ، هولودومور ، گرت جونز ، روزنامه نگاری شوروی ، جورج اورول فیلم ،

تعداد کل صفحات: 60 1 2 3 4 5 6 7 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic