تبلیغات
سیناپس
چهارشنبه 27 دی 1396

رمان: هدیه هومبولت (مصائبِ شاعر)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :نقدهای ادبی‌ام در مجله صدبرگ ،







رمان: هدیه‌ی هومبولت

نویسنده: سال بلو

مترجم: سهیل سمّی/ نشر ققنوس

 

مصائبِ شاعر

 

پیام رنجبران

 

دوجور نویسنده وجود دارد، نویسنده‌ای که می‌نویسد والا مغزش می‌ترکد، و نویسنده‌ای که می‌نویسد بعد مغزش می‌ترکد، «سال بلو» برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات 1976 نویسنده‌ای از نوع اول است؛ وقتی شروع به خواندن رمان قطور «هدیه هومبولت» ترجمه‌ی درخشان «سهیل سمّی» می‌کنیم اولین چیزی که تحت‌تاثیرمان قرار می‌دهد سیلاب واژگان متنوع، حجم عظیم موضوعات و مقولات، نظرات پی‌درپی راوی، دیدگاه‌های عالمان جهان اندیشه‌ورزی، و توسن سرکش افکار نویسنده است که به هر سو می‌دود و سر از همه جا درمی‌آورد. آدمی از خودش می‌پرسد این همه موضوع، این همه توصیفات کم‌نظیر، این همه سبک‌وسنگین نمودن اندیشه‌های سترگ، این همه روایات گیرای پی‌در‌پی، و این همه کارکتر جورواجور که در قصه ظاهر می‌شوند و «سال بلو» در ذهنیت همه‌شان رسوخ کرده و مورد واکاوی‌شان قرار می‌دهد چطور در مغز یک نفر می‌گنجد و نویسنده با چنین کله‌ی پرسروصدایی چگونه توانسته تا 89 سالگی عمر کند و اینجاست که به خودت می‌گویی چنانچه نمی‌نوشت‌شان احتمالاً مغزش منهدم می‌شد و بدان سن نمی‌رسید. «بلو» در یکی از مصاحبه‌هایش که شاید دلیلی باشد بر آنچه ذکر شد درباره‌ی خودش می‌گوید:«...حجم قضاوتی که برعهده‌ی انسان است بستگی به قدرت دریافت مشاهده کننده دارد و اگر شخص قدرت دریافت زیادی داشته باشد تعداد عقایدی که باید ابراز کند وحشتناک است...». رمان «هدیه هومبولت» قصه‌ی رفاقت شاعری شوریده‌حال و دوست‌‌داشتنی به نام «هومبولت فلایشر» است با راوی داستان «چارلی سیترین» که یک تاریخ‌دان و زندگی‌نامه‌نویس است. روایت از نقطه‌ای آغاز می‌شود که زندگی «چارلی» روبه اضمحلال است و «هومبولت» نیز در فقر و انزوا مرده. یکی از ویژگی‌های داستان‌های «سال‌ بلو» این است که معمولاً روایت از جایی آغاز می‌شود که زندگی قهرمانش دچار مخاطره گشته و روبه نابودی است. بدین‌سان ما شاهدیم چه بلایی قرار است به سر «چارلی» بیاید و هم از مصائب شاعر یعنی «هومبولت» باخبر می‌شویم. این رمان که جایزه‌ی پولیتزر سال 1975 را نیز برای نویسنده‌اش به ارمغان آورده اثری دوگانه‌سوز است؛ می‌خواهم بگویم «سال بلو» در اکثر آثارش به نظام‌سرمایه‌داری و جنبه‌های گوناگون جامعه‌ی آمریکا می‌تازد. در این اثر ممکن نیست فرد یا موقعیتی بیابید که مسئله‌ی «پول» دغدغه‌ یا خاستگاهش نباشد. تمام جدل‌ها حول محور جریان پول می‌چرخد و آدم‌ها به هر شیوه‌ای که بلدند از همدیگر پول درمی‌آورند. «هومبولت» که خیلی زودتر به دلیل وحشت از بی‌پولی و فشار «شعرهای نانوشته در ذهنش» به سرش زده و در نهایت نتوانسته آنچه شود که می‌توانسته باشد و عاقبت هم در فقر مرده؛ «چارلی» هم روزگاری ثروتمند بوده اما حالا که سنش بالا رفته و در سراشیبی زندگی‌ افتاده به دلیل دغدغه‌های مالی و فشارهایی که از هر سو به تنگش آورده فاصله‌ای تا دیوانگی ندارد؛ در این حیص و بیص به «حکمت اشراق» علاقمند شده و «ودیعه‌های الهی» که در وجود آدمی است و مابین این دو مشغله‌اش یعنی «پول» و «اشراق» مانند آونگی غوط می‌خورد. اما «سال بلو» علاوه بر اینکه به سازوکار و روح زندگی آمریکایی می‌تازد لکن هیچ‌گاه زیاده‌روی نمی‌کند و احساسات و عواطف عمیق قدرشناسی‌اش نیز نثارشان می‌نماید. رمان «هدیه هومبولت» در تعادلی درونی و بیرونی به سر می‌برد و آنچه واقعاً هست به نمایش کشانیده می‌شود. «سال بلو» قصد نداشته بطور واضح و روشن از راهکارهای شخصی‌اش برای پریشانی‌های امروزِ بشر مدرن پرده بردارد، و این قضاوت و راه‌جویی را به عهده‌ی خواننده‌ی داستان گذارده و خودش در کشمکش میان این دو موضوع یعنی «پول» و «زندگی بر اساس توجه به مکنونات روحانی و گنج‌های درونی» انسان نوعی تعادل برقرار کرده. او صرفاً به نشان‌دادن تعارضات زندگی برحسب چنین تمایلاتی بسنده کرده. درست که آمریکایی‌ها تمامی ملاک‌های‌شان، حتا معیارهای زیبایی‌شناختی‌شان بر اساس میزان درآمد و ظرفیت‌اش برای پول‌سازی خلاصه شده اما کار ارزشمند را بخوبی می‌شناسند و قدرش می‌دانند و انگار در زیرمتن و لایه‌های درونی ذهن نویسنده پیشنهادی بدین‌سان برای زیستن در جامعه‌ی مدرن آمریکایی آرمیده باشد که او با تایید ادامه‌ دادن همین مسیر رقابتی که بی‌گمان رشد چشمگیری در همه‌ی زمینه‌ها برای‌شان به ارمغان آورده ولی یک زندگی درونی و مراتب درونگری بر اساس توجهات معنوی و خودشناسی قدرتمند نیز در نظر می‌گیرد. افکار «سال بلو» که به شدت تحت‌تاثیر اندیشه‌های اشراقی فیلسوف آلمانی «رودولف اشتاینر» قرار دارد و ما در جای‌جای این رمان چنین اشاراتی را می‌بینیم، به «فردیت» انسان در همین جامعه‌ی مدرن بدون نفی یکی به نفع دیگری بها می‌دهد؛ او برای فردیت آدم‌ها ارزش فراوانی قائل است و می‌خواهد انسان‌ها در جامعه‌ی پرشتاب امروز حتا با وجود تمامی قیل‌و‌قال‌ها و عوامل حواس‌پرتی‌های بیرونی بدون غافل ماندن از زندگی‌ درونی و طرق خودشناسی‌ در کنار همدیگر به خوشی بسازند.

 

 

 

پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)

 

درباره‌ی رمان «تیمبوکتو» و نویسنده‌اش «پل اُستر» (اینجا)


زندگی داستانی ای.جی.فیکری (اینجا)



برچسب ها: نقد رمان هدیه هومبولت ، نقد هدیه هومبولت ، بیوگرافی سال بلو ، نقد معرفی رمان هدیه هومبولت ، زندگی داستانی ای جی فیکری نقد ، رودولف اشتاینر اشراق ، نقد معرفی رمان وبلاگ سیناپس ،

دوشنبه 25 دی 1396

آکواریوم‌های پیونگ‌یانگ (حکومت اوباش )

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب : معرفی کتاب(نقد) ،



آکواریوم‌های پیونگ‌یانگ 

نویسندگان: کانگ چول- هوان و پیر ریگولت

مترجم: بیژن اشتری


حکومت اوباش!

 

پیام رنجبران


کلمه‌ی «دشمن» واژه‌ی محبوبِ رژیم‌های توتالیتر است. این کلمه به ‌طور مدام توسط رسانه‌های حکومت‌ در بوق و کرنا می‌شود؛ بدین‌وسیله به مردم تلقین می‌کنند کشورشان هر لحظه مورد تهدید دشمنِ مترصد برای تاخت و تاز به آن‌هاست، تا ‌با سیطره‌ی فضای رعب و هراس از گزند دشمن برفضای ذهنی‌ شهروندان همیشه نسبت به سیاست‌های غلط‌شان خاموش باشند و همچنین گناه تمامیِ کارشکنی‌ها، فساد و افتضاحاتی که اغلب تا بیخ‌وبن سران چنین رژیم‌های تک‌حزبی‌ای را فرا گرفته به گردن «دشمن» بیندازند؛ در این اثنا اغلب بهترین گزینه‌ی مورد علاقه‌ی سیستم‌های تبلیغاتی‌شان انتخابِ کشورِ «آمریکا»- یا بهتر است بگویم واژه‌ی «آمریکا»- به عنوان دشمن است. شاید همه‌ی سران چنین نظام‌هایی از بودنِ آمریکا بسیار خرسند باشند چرا که به گونه‌ای سپر بلای‌‌شان محسوب می‌شود، و چنانچه ایالات متحده کشف نمی‌شد معلوم نبود گناه فجایعی‌ای  که به بار می‌آورند را می‌بایست به گردن کی بیندازند؟ این روال فقط یکی از وجوه تشابه نظام‌های توتالیتری مثل شوروی سابق، چینِ مائویی، کره‌ی شمالی و ... است که انگار از روی دست همدیگر کپی برمی‌دارند در بسیاری از موارد دیگر نیز درست مثل هم عمل کرده‌اند و می‌کنند از بسکه به هم می‌مانند. شاید جز تمایزاتِ معدودی در شیوه‌های خفقان‌‌آور‌شان اما رژیم‌های تنفرفکن، رعب، هراس، پلیس مخفی، زندانیان سیاسی، شکنجه، دشمنِ ساختگی، اعدام در ملاءعام، کشتار مردم بی‌گناه، قتل‌عام و تصفیه‌های درون حزبی، سر به‌ نیست کردن‌های خاموش، فساد مالی، رشوه، سانسور، دموکراسیِ دروغین، ایجاد انشقاق و تفرقه‌فکنی میان قومیت‌ها و مردم‌ کشور و...همه درست به مانند هم‌اند. بانو «هانا آرنت» فیلسوف آلمانی در کتاب «ریشه‌های توتالیتاریسم» ذکر می‌کند، کسب اطلاعات دقیق برای تحلیلِ لایه‌های درونی و شیوه‌های حکومتیِ چنین رژیم‌های غاصبی اغلب به کُندی انجام می‌پذیرد چرا که آنان همیشه دست به ظاهرسازی می‌زنند و هیچ‌‌گاه اطلاعاتِ دقیقی از وضعیت انسان‌ها در این کشورها در اختیار سایر جوامع قرار نمی‌گیرد؛ از جایی که یکی دیگر از ویژگی‌های‌ چنین زمام‌دارانی به حاشیه راندن و منزوی ساختن مملکت، و همچین نظارت با ابزارِ فیلترینگ از ورود و خروج اطلاعات و تحریف فراوانِ تاریخ و چگونگی‌ی وقایع و رخداد‌های‌ کشورشان با توجیه مصلحت حزب است- آنچه ما می‌دانیم بر حسب بروز اطلاعات بعنوان مثال طیِ دهه‌های اخیر است، یا مثلا «بوریس یلتسین» نخستین رئیس‌جمهور دمکراتیک روسیه در دوره‌ای اجازه‌ی دست‌یابی به اسناد و اطلاعات شوروی سابق را صادر می‌کند- اما به زعم من یکی از بهترین شیوه‌ها برای پی بردن به حال و روز ، و کنکاش فضای فکری مردم در چنین کشورهایی و همچنین بررسی عواقب و نتایج نظام‌های توتالیتر و ایدئولوژی‌هایی مثل «کمونیست» که به چنین فجایعی ختم می‌شود مطالعه‌ی گزارش‌ها، علی‌الخصوص رمان‌ها و زندگی‌نامه‌های نویسندگانِ اهالی آن کشورها در دوران نظام‌داریِ توتالیتر است. آن حسی که پس از خوانش آثارشان به آدمی دست می‌دهد چیزی جز نفرت و انزجار نسبت به نظام‌های تاریک کمونیستی و ایدئولوژیک‌ نیست، یا  بعنوان مثال شخصاً پس از خواندنِ آثار برنده‌ی جایزه‌ی نوبل «مویان» نویسنده‌ی چینی به علت رژیم غذایی همه‌چیز خواری چینی‌ها پی بردم، که به دلیل سیاست‌های غلط کمونیست‌ها و قحطی هولناک و گرسنگیِ بی‌اندازه‌ای که کشور را فرا می‌گیرد به مردمان عارض می‌شود و بعدها نیز در سرشان می‌ماند. اما یکی از حکومت‌های ناقض حقوق بشر در دهه‌های گذشته، رژیمِ فلاکت‌بارِ کره‌ی شمالی‌ست که دقیقا مشابه مواردی است که به عرض رسانیده شد، و همچنین مصداق بارز حکومت اوباش، چرا که باز هم بقول «هانا آرنت» چنین زمام‌دارانی بیشتر از میان اراذل و اوباش یارگیری می‌کنند و جالب اینجاست هرازگاهی به بهانه‌‌های مختلف دست به تصفیه‌‌شان می‌زنند. «آکواریم‌های پیونگ یانگ» داستان واقعی‌ی زندگی «کانگ چول-هوان» است که از زبان او تعریف می‌شود. «کانگ» که در سن نُه سالگی همراه دیگر اعضای خانواده‌اش به اردوگاه‌های کار اجباری کره‌ی شمالی تبعید می‌شود و بعد از تحمل ده سال سختی‌های اردوگاه، که بی‌شباهت به «گولاک‌های استالین» نیست به جامعه که البته آن نیز بی‌شباهت به زندان نیست برمی‌گردد، اما خیلی زود مجدداً در مظان اتهام قرار می‌گیرد چرا که به رادیوهای کشورهای دیگر گوش داده است به همین خاطر از کره فرار می‌کند. روال محاکمه در کره‌ی شمالی این‌گونه است که چنانچه اشتباهی حتا از یکی از اعضای خانواده رخ بدهد، تمام اعضا مورد محاکمه و سپس تبعید به اردوگاه‌ها قرار می‌گیرند. اشتباهاتی که از منظر رژیم کره‌ی شمالی تعریف شده و حتا در بعضی موارد نمی‌توانیم بگوییم مضحک است! مثلا چنانچه حین سخنرانی‌های رهبران کره‌ی شمالی حسابی برای‌شان کف و هورا نکشی و تشویق‌‌شان نکنی خطاکار محسوب می‌‌شوی. فکرش را بکن، یک‌نفر مدام مزخرف بهم ببافد و تو باید با شور و شوق فراوان تاییدش کنی و در غیر اینصورت با تمام اعضای خانواده‌ات برای سال‌های متمادی سر از اردوگاه درمی‌آوری. در این کشور حتا نمی‌توانی خودکشی کنی چرا که به زعم‌ زمام‌داران به آینده حزب ناامید شده‌ای، و حالا که فرد غزل خداحافظی را خوانده‌، به جایش خانواده‌اش مورد شکنجه و تبعید به اردوگاه قرار می‌گیرد. در کشورهایی که تحت سیطره‌ی نظام‌های توتالیتر است و زیستن در آن‌جا به مثابه‌ی زندان است، مهم نیست در اردوگاه باشی یا نباشی! چرا که ممکن است زندان آدمی را نکشد بلکه، فکرِ این‌که همیشه زندانی هستی تو را می‌کشد!

 


پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)

 

رمان «دمیان» نوشته‌ی «هرمان هسه» (اینجا)


این متن درباره‌ی «تارهای جادویی فرانکی پرستو» نیست!


برچسب ها: نقد کتاب آکواریوم‌های پیونگ‌یانگ ، معرفی کتاب آکواریوم‌های پیونگ‌یانگ ، توتالیتر کره شمالی ، کیم ایل سونگ توتالیتر ، کانگ چون هوان ، اردوگاههای کار کره شمالی ، گولاک استالین کیم جونگ اون ،

یکشنبه 24 دی 1396

سرپیچی از نظم (موریس بلانشو)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :پارگراف‌های مورد علاقه‌ام ،






...می‌توانیم بگوییم که حرفه‌ی نویسنده (متعهد) این نیست که خودش را پیامبر یا مسیحا بداند، وظیفه‌اش این است جای آن کسی که خواهد آمد را نگه دارد، در مقابلِ جعل و سرقت از این غیبت محافظت کند، همین‌طور، این حافظه‌ی کهن را به یاد بیاورد که ما همه‌گی برده بودیم، حتا اگر آزاد شده باشیم، تا زمانی که دیگران برده بمانند ما هم برده می‌مانیم، و بنابراین (برای اینکه خیلی ساده گفته باشیم) آزادی تنها از طریق دیگری و از برای دیگری آزادی‌ست، مسلمن وظیفه‌ای‌ست بی‌پایان و ممکن است نویسنده را محکوم کند تا ابد آموزگار بماند و آموزه‌هایش را در اختیار قرار دهد و در نتیجه، او را از آن توقعِ شخصی که دارد محروم کند، او را وادار کند جایی نداشته باشد، نامی نداشته باشد، نقشی نداشته باشد، هویتی نداشته باشد، یعنی هیچ‌وقت نویسنده نباشد.

 

 

 

 

برچیده از متن «سرپیچی از نظم» نوشته‌ی «موریس بلانشو»

فارسی‌ی پرهام شهرجردی

نقاشی: کبوتر سفید/ پیکاسو

 

 


پیام رنجبران (وبلاگ سیناپس)

 

نقد و معرفی کتاب و رمان (اینجا)



برچسب ها: سرپیچی از نظم ، سرپیچی از نظم موریس بلانشو ، کبوتر سفید پیکاسو ، موریس بلانشو ، پرهام شهرجردی ، آزادی موریس بلانشو ، نقد معرفی رمان وبلاگ سیناپس ،

شنبه 23 دی 1396

سوختن در آب، غرق شدن در آتش

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :شعر ،





آره راست می‌گی

 

 

چیزهایی هست خیلی بدتر از تنهایی.

اما سال‌ها طول می‌کشد تا این را بفهمی

وقتی هم که آخر سر می‌فهمی‌اش،

دیگر خیلی دیر شده.

و هیچ ‌چیز بدتر از

خیلی دیر نیست.

 

 

*

 

علت و معلول


 

خوب‌ترین آدم‌ها بیشتر به‌دست خودشان می‌میرند

فقط برای این‌که از بقیه فرار کنند

و آن‌ها که باقی می‌مانند

هیچ‌وقت درست درک نمی‌کنند

که چرا کسی

باید از دست آن‌ها فرار کند.

 

 

 

 


برچیده از کتاب «سوختن در آب، غرق شدن در آتش»

سروده‌ی  «چارلز بوکوفسکی» ترجمه‌ی «پیمان خاکسار»

عکس: چارلز بوکوفسکی

 

 

پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)


خانم عزیز، قرار ما امروز حوالیِ غروب! (اینجا)




برچسب ها: سوختن در آب غرق شدن در آتش ، اشعار چارلز بوکوفسکی ، ملک الشعرای فرودستان آمریکا ، سوختن در آب غرق شدن در آتش خاکسار ، رئالیسم کثیف بوکوفسکی ، نقد معرفی رمان وبلاگ سیناپس ، اشعار چارلز بوکفسکی ،

این نوشته‌ام، اینجا ماهنامه‌ صدبرگ آذر 96 منتشر شده!








پای صحبت ارواح


درباره‌ی «میچ آلبوم»


 پیام رنجبران


«میچ آلبوم» رابطه‌ی خوبی با جهان ارواح دارد؛ اغلب در کوچه‌پس‌کوچه‌های داستان‌هایش ارواح پرسه می‌زنند یا زنده‌گان به جهان‌شان سرک می‌کشند. من چهار رمان از مجموعه آثار این نویسنده‌ی آمریکایی خوانده‌ام و حداقل در این کتاب‌ها با چنین معاشرتی روبرو شده‌ام. مثلاً رمان «برای یک روز بیشتر» قصه‌ی «چارلی» مرد فلک‌زده‌ای است که با روح مادرش دیدار می‌کند، رمان «پنج نفری که در بهشت به ملاقاتت می‌آیند» ماجرای پیرمردی به نام «ادی» است که در روز تولدش حین نجات جان دختربچه‌ای غزل خداحافظی می‌خواند و سپس روایت به وقایع جهان بعد مرگ کشانیده می‌شود و دیدار با آدم‌هایی که پیش‌تر در زندگی‌اش بوده‌اند، رمان «سه‌شنبه‌ها با موری» کمی با دو مورد قبلی فرق دارد، چرا که «موری» استاد پیر «میچ» هنوز روح نشده اما دچار بیماری مهلکی است که به مرور اعصاب بدنش تحلیل می‌رود و ملاقات‌‌اش با «میچ» در روزهای سه‌شنبه در واقع هفته‌های آخر زندگی پیرمرد است و پیش از رهسپار شدن به آن دنیا؛ در رمان شکوهمند «تارهای جادویی فرانکی پرستو» قضیه فرق دارد! روایت درست از نقطه‌ای آغاز می‌شود که «فرانکی پرستو» نابغه‌ی گیتاریست در تابوت خوابیده و سپس به هوای سردرآوردن از چگونگی مرگ‌اش، مرور زندگی اوست تا آن مکان؛ ولی این کتاب که از قضا آخرین اثر «میچ آلبوم» در سال 2015 است با تمامی آثار پیشین او به لحاظ کمیت و کیفیت تفاوت‌های عمده‌ای دارد؛ علاوه بر اینکه نویسنده هر چه از مهارت‌های نوشتن و قصه‌گویی و رمان‌نویسی می‌دانسته با اکران «تارهای جادویی فرانکی پرستو» در مقیاس عظیمی که یادآور رمان‌های بزرگ تاریخ ادبیات است سلحشورانه به رخ کشانیده، همچنین راوی اصلی قصه‌ی «فرانکی» به نوعی روح دیگری است، روحی در معنای دیگری یعنی روح عالیجناب «موسیقی»؛ انگار  ایشان روی ابرها در ساحت متعالی‌اش نشسته و از آن بالاها به زمین نظاره می‌کند و ماجرای «فرانکی» و البته سایر فرزندانش که همگی از جمله بزرگان نام‌آشنای تاریخ موسیقی هستند را تعریف می‌کند؛ «موسیقی» می‌گوید چطور فرزندانش، هرکدام‌شان لحظه‌ی تولد با یک‌دست چنین استعدادی را مابین سایر ذوق‌های هنری انتخاب نمود‌ه‌اند و جالب اینجاست وقتی نوبت به «بتهوون» بزرگ می‌رسد می‌گوید: این فرزندم با دو دست از من استعداد برداشت. «تارهای جادویی فرانکی پرستو» رمان بی‌اندازه گیرا و جذابی است اما در یک نگاه کلی، سایر آثار «میچ آلبوم» دست‌کمی از یکدیگر ندارند تا جایی که می‌توان ادعا کرد او نویسنده‌ای است که هیچ‌گاه بد نمی‌نویسد و هر خواننده‌ای با هر سلیقه‌ی مشکل‌پسندی و هر اعتقادی چنانچه با یکی از نوشته‌هایش مواجه گردد بی‌گمان به باقی تالیفات او رجوع خواهد کرد، چرا که جهان‌های داستان پر از ارواح‌‌اش، واقعی‌ترین جهان‌های داستانی‌ است، از بسکه برآمده از بطن زندگی‌اند، اشعار و ترانه‌هایی هستند برای گرامی‌داشت لحظه‌لحظه‌ی زندگی، آنقدر که می‌توانیم بگوییم داستان‌های «میچ آلبوم» خود زندگی‌اند. کتاب‌های او هرکدام به تلنگری می‌مانند برای قدردانستن زندگی این دنیا. ارواح داستان‌های او نه کلاه‌بردارند و نه واعظان مرگ و نه حضورشان در لابه‌لای قصه‌ها عامل حواس‌پرتی و نه قصد دارند نگاه خواننده را سوی جهانی که چشمی ندیده معطوف بدارند، بلکه با دستان نوازشگرشان آدمی را به تنها جهانی که حالا می‌تواند لمس نماید و برای بهبود زندگی خود و دیگران کاری از دستش برمی‌آید هدایت می‌گردانند. آقای «میچ آلبوم» متولد سال 1958 آمریکا، نویسنده، روزنامه‌نگار، آهنگساز، نمایشنامه‌نویس و گوینده رادیو و تلویزیون، خود از منتقدین سرسخت نظام سرمایه‌داری و جوامع مصرف‌گرای مدرن است که این بخش نیز از وجوه آثار اوست، و بدین‌سان خیلی مراقب بوده که در رسته‌ی نوشته‌های روحیه‌بخش که این‌روزها ویترین کتاب‌فروشی‌ها را پر کرده قرار نگیرد و کالایی برای تخدیر ننویسد؛ منظورم همان کتاب‌های مخدر «مثبت‌اندیشی» یا «موفقیت‌محور» که با زبان حیله‌گرشان هدفی جز ساخت بردگان مدرن برای جان‌کندن زیر یوغ نظام‌های سرمایه‌داری ندارند- یک خنده‌ی خمیردندانی روی جلد و تیترهایی مثل: رازهای خوشبختی، اعتماد به نفس در چند روز، ده‌روش برای امید به زندگی، کلید ثروت- و این سنخ توهمات و همچنین با ترسیم افق زندگی‌ای به زعم خودشان شاد و موفق که صرفاً در به چنگ‌آوردن کالاهای نوتر بازار تعریف شده، ارتباط‌ آدمی را با واقعیت قطع می‌کنند؛ برخلاف این سنخ آثار، نوشته‌های الهام‌بخش «میچ آلبوم» در عین حالیکه جان تازه‌ای به خواننده می‌بخشد به واقعیت خیانت نمی‌کند؛ او زندگی را با وجود همه‌ی دردها و زخم‌ها، تلخی و شیرینی‌، ممکن و ناممکن‌هایش به نمایش می‌کشاند، چرا که خوب دانسته برای بهبود و قدرداشت چیزی، نخست می‌بایست ارتباط فرد با آن چیز، با واقعیت واقعی‌اش برقرار باشد؛ به دیگر سخن، زندگی را آنگونه که هست ببیند.

 

 


پیام رنجبران(وبلاگ سیناپس)


این متن درباره‌ی «تارهای جادویی فرانکی پرستو» نیست

 

کتابخانه‌ی سیناپس(نقد و معرفی رمان)

 


برچسب ها: بیوگرافی میچ آلبوم ، زندگینامه میچ البوم نویسنده آمریکایی ، نقد مجموعه آثار میچ آلبوم ، بررسی مجموعه آثار میچ البوم ، نقد سه شنبه ها با موری ، تارهای جادویی فرانکی پرستو ، نقد معرفی رمان وبلاگ سیناپس ،

جمعه 15 دی 1396

رنجِ جمعی! (پیرامون اعتراضات مردمی)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :پراکنده ،




رنجِ جمعی!


...اما درباره‌ی حوادث رخ داده، و به زعم من این سیلان امواج آگاهی که در کشورمان جاری‌ست موردی به عرض برسانم!

 

نمی‌دانم باید بگویم متاسفانه یا خوشبختانه، اما یکی از کارکرد‌ها و پیامدی که به واسطه‌ی درد کشیدن در زنده‌گیِ آدم‌ها بروز می‌نماید آگاهی‌ست! درد و رنج ویژگی‌ای در خود نهفته دارد که منجر به انفجار آگاهی در وجود انسان می‌شود. نتیجه‌ی درد کشیدن اغلب برای انسان‌ها ماحصلی به نام آگاهی و خودآگاهی بهمراه می‌آورد، و زمانی که توده‌های درد و رنج در ضمیر ناخودآگاهِ انسان مبدل به آگاهی گردد، شروع به غلیان می‌کند و سپس انفجاری رخ می‌دهد که آن‌چنان نیرویی دارد که هیچ‌کس و هیچ‌چیزی به هیچ طریقی نمی‌تواند آن‌را برای مدتی طولانی کنترل، حبس یا سرکوب کند. چنین امری به هیچ‌عنوان ممکن نیست!


ادامه مطلب

برچسب ها: اعتراضات مردمی ، مطالبات مردمی ، اعتراضات گسترده مردمی ، اخبار اعتراضات مردمی ، رنج ناخودآگاه جمعی ، نقد رمان وبلاگ سیناپس ، ضمیر ناخودآگاه جمعی ،

جمعه 8 دی 1396

ایران سرای من است (پرویز کیمیاوی)

   نوشته شده توسط: پیام رنجبران    نوع مطلب :شعر ،









 

اگر شعر نبود چکار می‌کردم؟

برای این‌که جلوی زندگی را بگیرم

نه ستاره‌ها را می‌شد بهانه کنم

و نه خواب‌های بدی که می‌بینم

و نه تاریکیِ بدجنسِ شب ها را

که توی نورِ خورشید گم نمی‌شوند

آه، خدایا


ادامه مطلب

برچسب ها: ایران سرای من است ، ایران سرای من است کیمیاوی ، سینمای مدرن ایران ، سینمای پیشروی ایران ، سینمای مدرن کیمیاوی ، فیلم ایران سرای من است ، نقد معرفی فیلم رمان ،

تعداد کل صفحات: 34 1 2 3 4 5 6 7 ...